تار و شکلازدستداده نبودنت را ميبينم.
تار تار شکلازدستداده روزمرگي ميکنم.
ساده فکر ميکني با درياها قرارداد بستهام. من اما تار و تار و تار برايت مينويسم.
پرستو هشتم/۴/هشتادوسه