چند حرف شعر

اين روزها که دلم گرفته، فيلم «چند تار مو» رو ديدم. خوشم اومد. حال ندارم درباره‌ی فيلم و موضوعش و بحث‌های دهن‌پرکن اجتماعی بنويسم. حال ندارم بنويسم که روابط مدرن، خوب توو فيلم از کار دراومده بود و... راستش فقط اومدم بنويسم شعرهايی که پگاه (با بازی نگار جواهريان) توو فيلم می‌خوند خيلی قشنگ بود. خيلی. نمی‌دونم اين شعرها رو فيلمنامه‌نويس نوشته يا از جايی اقتباس شده يا اصلا يه شاعری برای فيلم اين شعرها رو گفته يا... کسی می‌دونه؟ می‌تونه پيداشون کنه؟ يا بايد برم برای بار دوم سينما و يادداشت بردارم؟



December 13, 2004 02:33 AM


Comments


سلام هما جون، اجازه هست شعر بخونم ؟ هما جون :)

Posted by: Hamed9537 at March 30, 2005 01:08 AM

يه قسمت هايي از فيلم خيلي شعاري بود و زايد مثل صحنه ميوه فروشي. ولي در كل به تماشا مي ارزيد. شعرها هم خيلي قشنگ بودند. من چهارخطش يادم مونده.
"صدا زدن هامان كجا مي روند؟//خاطراتمان كجا مي روند؟//فرياد زدن هامان كجا مي روند؟//چگونه اين همه را توي گور جاي مي دهند؟ "

Posted by: سها at December 14, 2004 05:44 PM

عارفه جون اگه فیلم دستت رسید، بی زحمت شعرهاش رو دربیار. يا اگه سختته ايميل بده ميام ازت می گيرم...
قربانت

Posted by: پرستو at December 14, 2004 10:07 AM

پرستو خانم! جشن گرفته‌ام. تشریف بیارید، دوستان را هم بیارید. قدمتان روی چشم.

آدرس:

http://rouzaneh.dowdani.net/archives/2004/12/2004_12_14_000392.html

Posted by: هوشنگ at December 14, 2004 05:59 AM

پرستو جون يكي از دوستاي من چون از اين فيلم خوشش امده ازش فيلم گرفته اگر صداش خوب باشه شايد بشه شعرهاشو كه به نظر منم خيلي خوب بود نوشت

Posted by: arefe at December 14, 2004 01:02 AM

در نظر سنجي زير شركت كنيد(جايزه هم دارد)
http://8man9shahi.blogspot.com

Posted by: 8man9shahi at December 13, 2004 01:43 PM

سلام... اگر كسي هم بخواد كمك كنه به شما، بايد بره و فيلم رو ببينه! چون شما ننوشتي كه شعر چي بود! اگه مينوشتي شايد ميشد يه كاري كرد...

Posted by: حسين at December 13, 2004 12:54 PM

چرا شما اینقدر دلگیرید؟

Posted by: شاهرخ ستوده فومنی at December 13, 2004 09:15 AM

فكر مي كنم مجبوريد راه دوم رو بريد!

Posted by: هادی at December 13, 2004 03:18 AM