... چون يادگاری دردناک

دوستی با طعنه گفت: «مثل اين‌که فراموش کرده‌ای امروز يک سال از زلزله‌ی بم می‌گذرد.» گفتم: «فراموش نکرده‌ام.» خنديد و گفت: «ننوشته‌ای.»
ننوشته‌ام. اما پوستری که بالای تختم به ديوار است، نه فقط در سالگرد، بلکه هر روز به من يادآوری می‌کند فاجعه‌ای که اتفاق افتاد. پوستر طرحی از اردشير رستمی است که پارسال برای مردم بم کشيد. کنارش هم شعر عبدالله کوثری است:

ای بی‌کرانه!
خاک را پهنا مگر چند است
که با هم زيستن را
از اين‌گونه دشوار می‌کند؟

من از مرگ تمامی شاپرک‌ها می‌آيم
و بر دست‌هايم هنوز
گرد نمناک بال‌هاشان
چون يادگاری دردناک
جنبشی معصوم دارد

در معبری که هيچ پناهی نيست
تو از نگاه خود
ايمن‌گهی بنا کن



December 26, 2004 12:40 AM


Comments


سلام

اولين جمعه ي دي زمستون ستاره کش
يه طلوع بي فروغو تو سپيده جا گذاشت
ذهن سرد تقويم خاکستري ورق نخورد
تو شبي که آسمون تو پيشونيش فردا نداشت

ناله هاي بم سرزمين تاريخي من
ديگه از قهر زمين و آسمون به شب نشست
حتي اسطوره از اين فاجعه طاقت نياورد
تو خودش خم شد و زانو زد و بي صدا شکست . . .

وقت خوش .

Posted by: saeed at December 26, 2004 10:58 PM

خوبه كه هر روز يادشوني. چون ما يه مدت كوتاه بعد از زلزله به جوك هاي مزخرفش
گوش مي داديم.

Posted by: pereno at December 26, 2004 01:08 PM

عجيبترين چيز بعداز حادثه بم براي من بي خيالي آدمهاي مانده است كه دارند همان مسير فاجعه را طي مي كنند و براي مردگان عزاداري مي كنند.

Posted by: one blogger | یک بلاگر at December 26, 2004 01:14 AM