...

حتی نمی‌توانستم تکان بخورم در تختم. انگار مرده باشم و مردار خودم را حس کنم. هيچ چيز بدتر از ضعف شديد نيست؛ حتی مُردن. نمی‌دانم چرا اين‌قدر آسيب‌پذير شده‌ام. هم جسمم و هم روحم به تلنگری به هم می‌ريزد.
شايد زيادی خسته‌ام. شايد هنوز آن‌قدر که لازم است خودم را بازنيافته‌ام. شايد هنوز باور نکرده‌ام...



December 29, 2004 10:35 PM