...
آمدم بنويسم از اتفاقهای سه روز گذشته. واقعا دلم میخواست همهچيز را بنويسم. از ديدن نمايش «هی مرد گنده گريه نکن» تا تکان خوردنم و شروع دوبارهی کار و فعاليت. دلم میخواست از دلتنگیهايم بنويسم و از حس قشنگ دوستی که چهارشنبه شب با ديدن دوبارهی يک دوست و تلاشش برای بهتر کردن وضعيت دوست مشترکمان، در وجودم زنده شد. دلم میخواست از کنسرت حسامالدين سراج بنويسم در کرج که همراه با گروه ارکستر جاويدان اجرا کرد و زجری که شرايط برگزاری کنسرت به تماشاگران داد. دلم میخواست از مسابقهی اتومبيلرانی سرعت که امروز در ورزشگاه آزادی برگزار شد و انرژیای که از فضای آنجا گرفتم، مفصلتر بنويسم. حتی به سرم زد دربارهی فيلترينگ اخير بنويسم و شرايط بد اينترنت در اين روزها. اما...
نشد. انگار زندگی آسوده و بیغم به من نيامده.
January 8, 2005 12:30 AM

