وقاحت
علی معظمی خوب نوشته، «يا ما نميدانيم ايران كجاست يا اين سرورانِ آزاديبخش مانند هميشه حدي براي وقاحت نميشناسند.»
به هر حال ترجمهی مطلب مجله فرانتپيج را بخوانيد. خوب تبليغ میکنند و جو میسازند و دروغ میبافند.
از ديشب و امروز صبح، سخنراني رئيسجمهور و اميدهاي نهفته در آن، مهمترين موضوع بحثهاي ايرانيها در جمعهاي خانوادگي و دوستانهشان، در تاكسيها و اتوبوسها و در جمع جواناني كه روزهاي جمعه در خارج از شهرها دور هم جمع ميشوند، بوده است.
ديده شده كه خيليها انگشتانشان را به نشانه پيروزي و يا مشتهاي گرهكردهشان را به يكديگر نشان ميدادند. گفتوگوها بر قدمهايي كه بايد برداشته شود تا از شرايط مناسب بينالمللي كه براي نخستين بار پيش آمده، متمركز بوده است.
بسياري از ايرانيها پيش از اين به دنبال حمايت اخلاقي و كمكهاي مالي ابرقدرت جهان به گروههاي مخالف سكولار بودند. اما آنها در حال حاضر مطمئن شدهاند كه برنامه بوش اين است كه آنها را در دستيابي به آزادي، دموكراسي و حكومت سكولار ياري دهد. آنها به درستي باور دارند كه انتخاب اين راه، از حمله غير ضروري آمريكا به تأسيسات ايراني و اشغال اين كشور جلوگيري ميكند. به باور آنها اين حمله به حكومت ملاها در ايران كمك ميكند كه قدرت نامشروع و غيرمردمي خود را محكمتر كرده و در عين حال خسارات اقتصادي و انساني زيادي به كشور وارد ميكند.
چيزي كه تا بهحال همواره در ايجاد يك انقلاب دموكرات در ايران (چيزي شبيه آنچه در گرجستان اتفاق افتاد) غايب بوده، فشار جهاني قابل ملاحظه بر حكومت اسلامي و نيز يك شوراي مقاومت قابل اعتماد با برنامه درست بوده است.
گزارشهاي متعدد رسيده از گروههاي زيرزميني نشاندهنده آن است كه ايرانيها در روزهاي آينده جنبش نافرماني مدني خود را از طريق برپا كردن اعتصابات و تظاهرات بيشتر گسترش خواهند داد.
* توضيح برای دوستی که پرسيد: ترجمه از من نيست. کار يکی از دوستان است.