...

سلام.
نمی‌دونم عکس پشت شيشه‌ی پرايد مشکی رو می‌بينين يا نه. راستش وسط رانندگی نتونستم بهتر زوم کنم. خلاصه که غرض از گذاشتن اين عکس: مثل اين‌که اين تمثالی که از امام حسين کشيدن، حسابی عمومی شده!



February 26, 2005 12:45 PM


Comments


تمثال نه, به اين عكس ميگن شمايل
زن ها گليمشون رو خوب از اب ميكشن بيرون تو حرس نخور

Posted by: mbm at March 10, 2005 01:02 AM

تمثال نه به اين عكس ميگن شمايل
زن ها گليمشون رو خوب از اب ميكشن بيرون تو حرس نخور

Posted by: mbm at March 10, 2005 01:02 AM

هم عكس رو مي بينيم، هم هاپويي رو كه جلوي ماشين لم دادم مي بينيم، هم ساعت ماشين (11:06) رو مي بينيم. فقط خيلي وقته بر و بچ رو نديديم :))

Posted by: k1 at February 27, 2005 12:55 AM

عجب! منم برام جالبه كه يهو يه چيزايي مد ميشه:)

Posted by: Asemoon at February 26, 2005 11:31 PM

اِه! احچانم كه تو عكس هست!

Posted by: ehsandiary at February 26, 2005 06:17 PM

می بینم که مثل اینکه به سلامتی،آسمان دلتون آفتابی شده،خواهر خانمی....

Posted by: ساناز at February 26, 2005 04:46 PM

حالا چی شده گیر دادی به تمثال این حضرات...بذار مردم یه نونی بخورن!

Posted by: وارطان at February 26, 2005 04:18 PM

پرستو فاصله ماتیز با پرشیا جلوییه خیلی کمه!!! نزدی بهش که!؟

Posted by: سینا at February 26, 2005 02:32 PM

زنگها براي حسن سربخشيان به صدا در ميايد!

Posted by: آرش عاشوری نیا at February 26, 2005 01:15 PM

بي خيال تمثال...اين همون ماتيز معروفه؟ اين هم لابدسگ ماتيز معروفه! اميدوارم هيچ وقت پنچر نشيد!!( مخصوصا قبل از عروسي ها!!!!!!)

Posted by: elaheh at February 26, 2005 01:12 PM