انفجار در دفتر انتشارات روشنگران

ديشب در دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان (در خيابان يوسف آباد) يك نارنجك دستي انداخته اند و تعداد زيادي از كتابهاي اين انتشارات سوخته و بقيه سياه و غيرقابل استفاده شده اند.
شهلا لاهيجي، مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، با ناراحتي و عصبانيت مي گويد اين تحركات به نزديك شدن 8 مارس، روز جهاني زن، ربط دارد.
...



February 28, 2005 03:04 PM


Comments


آقا بهرام حق با شماست گرچه دوست بنده هم که در محل حاضر شده دیده که تقریبا همه کتابها سوخته و مدارک و مخصوصا مجوزهای کتابی که با خون دل جمع شده بودن دود شده. این هم خودش یه مشاهده عینی!

Posted by: پرستو at March 2, 2005 01:47 AM

یک کمی هم خانم لاهیجی شلوغ می کنه ها !آیا یکی از خبرنگارا تونسته با شاهدان عینی صحبت کنه ؟پس خبرنگار به چه دردی می خوره ؟همه اش می روند سراغ خود لاهیجی و اون هم معلومه چی می گه ؟بالاخره تو اون خیابون کسان دیگری هم هستند و یا دیده اند و یا ندیده اند

Posted by: بهرام دانش دوست at March 1, 2005 11:13 PM

البته فکر می کنم این بار اولی نیست که برای این انتشارات یه همچین اتفاقی می افتد

Posted by: الناز at February 28, 2005 09:48 PM

ممم... بازهم داره تاريخ تكرار ميشه!... قبلا كريمخان، حالا يوسف آباد... راستي اين يعني چند سال عقبگرد (يا شايد هم عقب ماندگي!)؟
از دفعه پيشي اگر اشتباه نكنم حدود 10 سال ميگذره... خدا به خير بگذرونه!

Posted by: پناه at February 28, 2005 08:22 PM

اممم ... اين همون انتشاراتيه كه " سلاخ خانه ي شماره ي پنج " رو منتشر كرده بود ... الان تقريبا دومين باريه كه اسمش رو ميبينم . يه بار پشت جلد كتاب ؛ الانم كه تو اين وضعيت ...

Posted by: راوی قصه های عامه پسند at February 28, 2005 07:48 PM

آخه چرا تو انقده خانومي؟!

Posted by: bonbast at February 28, 2005 06:59 PM

سلام و درود از فيلتر شكن زير براي عبور از فيلتر ينگ استفاده كنيد خدانگهدار

http://mollaphp.blogspot.com
http://boroo.blogspot.com

Posted by: فیلتر شکنان at February 28, 2005 06:28 PM

مي ترسم پس فردا 2 نفرم خودشون رو تو دفتر آتش بزنن. آخه نارنجك دستي؟ خمپاره نندازن يه وقت...استغفرالله

Posted by: پژمان at February 28, 2005 05:19 PM

خدايا! يعني چي!؟
نمي دونم بگم مسخره ست يا وحشتناك!
اين همه خسارت اون هم تو يه محيط فرهنگي...

Posted by: سفید at February 28, 2005 04:20 PM