نگارش در مطبوعات – 1
تصميم دارم هر چند وقت يکبار نکتههايی را که در نگارش مطبوعاتی به نظرم میرسد، اينجا به بحث بگذارم. فکر میکنم در شتاب کار خبری، زياد اشتباه میکنيم که اگر تمرين و توجه کافی داشته باشيم، میشود کمتر خطا کرد. تابستانی که گذشت از هومن عباسپور، يکی از ويراستارهای خوب، در مجله زنان در اينباره چيزهايی ياد گرفتهام و البته اين فراتر از چيزهايی بود که طی 6 سال گذشته از سختگيریهای ويراستارهای مجله آموختهام.
هيچ نظمی برای نوشتههايم در نظر نگرفتهام (قرار نيست کلاس باشد که) و به مرور نکتههايی را که آزارم میدهد، مینويسم. اميدوارم اشتباههايم را تصحيح کنيد.
«لازم به توضيح است»، «لازم به ذکر است»، «گفتنی است» و...
دوستان خوب روزنامهنگار فکر نمیکنيد آوردن اين عبارتها در خبرها علاوه بر تکراری بودن، زايد هم هست؟ قطعا مطلبی که داريد مینويسيد «گفتنی» بوده نه خوردنی! و حتما بايد نوشته میشده پس «لازم به ذکر» بوده و اگر توضيحی نوشتهايد حتما بايد مینوشتيد.
اين عبارتها معمولا در «خبر سخت» آورده میشوند. شايد بهتر باشد به کار نبريمشان.
Comments
يك چيز يادت رفت... آوردن عبارت "گفتني است" يعني بخش هاي پيشين خبر نگفتني بوده...
Posted by: خسرو نقيبي at March 15, 2005 03:25 PM
باور کن این کلمات در سخت خبر هم به کار نمی رود. این کلمات را گذاشته برای این سایت های خبری با مطالبی تخیلی و این ها ملات زیاد کردن آن می باشد(می باشد نه است)!!!
Posted by: ghajar at March 13, 2005 11:13 AM
سلام
«لازم به توضیح است» که در برابر حجم مطالب زاید در روزنامه ها، «لازم به توضیح است» زیاد زاید نیست. بهینه ترین استفاده من از روزنامه، گذاشتن آن در کف قفس قناری هایم است. از این نظر هیچ چیز به پای روزنامه نمیرسد.
Posted by: مانی ب at March 12, 2005 02:54 PM
به به، این خیلی خوبه. کاش که همیشه از این چیزها بنویسی.
Posted by: هوشنگ at March 11, 2005 10:24 PM
پرستو جان سلام.دومين باره كه مي نويسم برات. اولي فكر كنم ناپديد شد.ايجا مثل مثلث برمودا مي مونه گاهي وقت ها.در هر حال مي خواستم بگم نشستي كه در باره اش حرف زدي حتما خيلي خوب و مفيده.من هم كه مي دوني اهل نشستم!!! راستي جلسات خودمون هم از شنبه دوباره بر قراره.5 بعد ازظهر كافه كتاب چشمه يا علمي و فرهنگي.برات پيام مي فرستم.اميدوارم نمايشنامه غلامحسين ساعدي رو خونده باشي.ما رو در جريان نشست ها بذارين.اگه ادامه پيدا كرد من هم به قول خودت پا هستم.راستي حالشون خوبه و بنده هم پيام شما رو ديگه چه مي شه كرد رسوندم ديگه....فقط به خاطر رفاقت!!قربانت فهيمه.
Posted by: فهيمه خضر حيدري at March 11, 2005 01:20 PM
زبان، اگر نگوييم عين تفكر است، جان مايه وجودمان را به خوبي مي نماياند. در زندگي ما ايراني ها زوايد ، راه را بر بروز هر چيز اصيل و ناب بسته اند. زوايد گفتار و نوشتار رها و آزاد نوشتن را نشانه مي گيرند.
از اين گفتار عهد عتيق بگذريم.دومين بار است كه سرك مي كشم به وبلاگت. خوب مي نويسي و اين به اقرار من و ما بسته نيست.شايد مشتري شديم.
Posted by: داروك at March 11, 2005 03:26 AM
به نظرمن شيوه نگارش خبر در روزنامه ها از لحاظ نادرستي و زشتي قابل مقايسه با شيوه نگارش اداري ماست. در هر دو اينها نويسندكان به جاي اينكه به زبان آدميزاد حرف بزنند و ساده و درست و پاكيزه و قابل فهم حرف بزنند و خبر برسانند، نگارشي را به كار مي برند كه ظاهرش فني است اما اگر در آن دقت كني جز نادرستي و نازيبايي نمي بيني، بگذريم ازين كه اغلب اطلاعاتي كه بايد در خبر باشد و خواننده انتظارش را دارد نيست و در عوض صد بار نام يا سمتهاي مختلف كسي كه مثلا خبر درباره گفته هاي اوست به طرزي باسمه اي تكرار شده است.
نمونه هاي نگارش نادرست و نا فهميدني متاسفانه و عليرغم انتظار در روزنامه شرق كه قرار است آيت سواد و روشنفكري باشد فراوان است و بقيه هم به همين سياق.
باز هم متاسفانه بايد بگويم كه بيسوادي جامعه ايران در زبان فارسي شگفت انگيز است و اين بيسوادي در همه گروههاي اجتماعي حتي استادان دانشگاه به طرز شرم آوري وجود دارد.
به گمان من ده درصد استادان دانشگاه هم نمي توانند يك متن ده سطري فارسي درست و بي اشكال بنويسند و البته در چنين اوضاعي است كه مجريان تلويزيون و خبر نويسان مطبوعات مي توانند با خيال راحت هر طور مي خواهند بگويند و بنويسند.
بگذريم....
Posted by: اميرحسين at March 11, 2005 01:05 AM
واژه های اضافی
یک خبرنویس خوب واژه هایی را که وجودشان تاثیری دو مفهوم مطلب ندارد حذف می کند.
-نعیم بدیعی- حسین قندی، روزنامه نگاری نوین.انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، چاپ اول.۱۳۷۸، صفحه ۱۵۰
;)
Posted by: Nightly at March 10, 2005 08:59 PM
سلام، خوب کلاس خبر نویسی هم که راه افتاد.. بسیار خوبه.. کاش یکی اینها رو به مسوولان اخبار تلویزیون می گفت .. این عبارت های گفتنی است و از این چیزا رو ... تو اخبار به نظرم اول گفتن .. و بعد افتاد سرِ زبونها..
Posted by: محمد جواد طواف at March 10, 2005 08:37 PM

