نگارش در مطبوعات – 3

در زبان فارسی، «کليه»، به يکی از اعضای داخلی بدن گفته می‌شود اما گاهی –که اين گاهی، زياد اتفاق می‌افتد- به جای کلمه‌های «همه» و «تمام» به کار می‌رود که درست نيست.
در وب‌سايت‌ها، مخصوصا، زياد ديده‌ام که می‌نويسند: «کليه حقوق سايت متعلق است به...» شايد بهتر باشد اين جمله را اين‌طوری بنويسيم: «همه‌ی حقوق سايت به ... تعلق دارد.» هم روان‌تر است و هم به نظرم زيباتر.

ادامه:
واقعا نمی‌دانم چطور بگويم که نوشته‌هايم با عنوان «نگارش در مطبوعات» مربوط می‌شود به فن ويرايش. اين‌جا بحث درست يا اشتباه بودن را نمی‌کنم. قصدم اين است از زبان بهتر و پاکيزه‌تری استفاده کنيم. دوستان می‌گويند کليه در فرهنگ معين به معنای همه آمده است. بابا من که نگفتم در فرهنگ نيامده است! گفتم زيباتر و روان‌تر آن است که –به نظر من و تعدادی از ويراستارانی که از آن‌ها آموخته‌ام- به جای کليه بنويسيم همه. اگر کسی اصرار دارد بر نوشتن کليه، بنويسد، اشتباه نيست. پس‌فردا نگوييد پرستو برای خودش فرهنگستان راه انداخته است!
اگر فکر می‌کنيد اين نکته‌ها لازم نيست و زيادی است و دوستان را به اشتباه می‌اندازد، ديگر نمی‌نويسم. قصدم اين بود چيزی را که ياد گرفته‌ام اين‌جا هم بگذارم. از زبان طنز هم ديگر استفاده نمی‌کنم. فکر می‌کردم جذاب‌تر است.



March 24, 2005 10:10 PM


Comments


اين دوست عزيز جناب « مجيد زهري» خوب شد فرمودند كه : "کليه" از واژه‌ی "کل" می‌آيد و معنی‌اش "تمامی" و "همه‌ی" است... درواقع اين يك تشكر معمولي نيست؛ چون اگر مجيدخان زهري به اين نكته مهم (!) اشاره نكرده بودند، ما در اندر عجب معناي آن مي‌مانديم كه مي‌مانديم...
يك توفيق اجباري : ديشب ( به واسطه‌ي قطع و وصل دايم نت ) ، نشستم پاي تلويزيون و قسمتي از سريالِ كم رمق « خوش غيرت » را ديدم...
« تقي عشقي » راننده‌ي يك كاميون است كه به اتفاق پسرخود ( جواد ) و شاگردش (عزت) عازم عراق مي‌شوند. ماجراي سفر ابلهانه و كميك آنان در اين راه پرمخاطره ، بستر مناسبي‌ست تا (براي لحظاتي) مخاطب بخندد...
قصد نقدفيلم ندارم . اما اين تعريف جامع « كليه »(توسط آقاي مجيدزهري) من را وادار كرد تا رفرنسي به فرازي از اين سريال داشته باشم : در جايي از اين سريال و در حالي كه تقي عشقي،عزت و جواد به اسارت نيروهاي آمريكايي درآمده و در زندان به‌سر مي‌برند، « تقي عشقي» (براي رفتن به مستراح) طلب « آفتابه » مي‌كند و عزت ( شخصيت كميك قصه) ، با اين دليل كه sun« آفتاب» معنا مي‌دهد ، آفتابه را اين‌طوري به انگليسي برگردان مي‌كند: « سانه‌» suneh...
اين همه روده درازي كردم تا بگم : ديگه از واژه « كليه » استفاده نمي‌كنم... اگر كليه درد هم بگيرم، ياد تفسير جالب و با مزه‌ي آقاي مجيد زهري مي‌افتم...

Posted by: حسين شريفي‌فر at April 1, 2005 02:57 PM

فرهنگ عزيز
تقريبا با همه ي نكته هايي كه گفتيد مشكل دارم و در عين حال بايد بگويم نه تنها با كلمه هاي عربي مشكلي ندارم بلكه زياد هم استفاده مي كنم. شايد سوءتفاهم شده باشد. به هر حال به مرور همين ها را خواهم نوشت.
در ضمن براي شما فكر كنم زشت باشد استفاده از كلمه (مي باشد): كليه با تشديد و بدون تشديد عربي مي باشند.
در اين باره هم خواهم نوشت.
خيلي خوب است كه اين قدر توجه داريد. ممنونم.

Posted by: پرستو at March 26, 2005 01:46 PM

پپر جان! کاری که می کنی، کار خوبيه. ادامه بده و بقول کسی که قبل از من نوشته، برای خودت بنويس. من دوست دارم از اين فاصله ببينم که نگاه مردم به کاربرد زبان فارسی چيه، چون فارسی نوشتاری امروز دچار مشکلات اساسی شده که حل کردنشون به اين راحتی ها نيست و بحث عربی و فارسی و کاربرد کلمات، تنها يک بخش کوچکی از اين مشکله.

اين آقا يا خانم فرهنگ هم که خودش می نويسه «بر اين باورم» که از نظر شرعی و عرفی و دستوری و همه چی اشکال داره! (از جمله ترجمه های کلمه به کلمه است از انگليسی! مثل: «می ريم که داشته باشيم»!).

همه اينها گفته، من هم مثل خيلی ها با اين تغيير کليه موافق نيستم (پيوندش اشکال نداره). البته ويراستارهای روزنامه برای خودشون شاخص های ديگری دارند.

Posted by: khodadad at March 26, 2005 08:37 AM

اما اينكه پرسيده ايد كه اين مطالب كه مي نويسيد زيادي است يا نيازي به آن نيست، من بر اين باورم كه شما تلاش كنيد زيبا بنويسيد مردم زييايي را مي شناسند. اگر از نوشته هايتان به اين باور رسيدند كه زيبا مي نويسيد اين خود الگو خواهد شد و نيازي به ياد آوري آن نكات نيست. البته غلط نويسي را بايد ياد آوري كرد. از جمله غلط نويسيهايي كه اخيرا شايع شده جدا نويسي مفرط است كه خداوند بانيانش را نفرين كند كه بد زخمي به زبان فارسي مي زنند. به توهم اينكه كه مردم احمقند و در يادگيري كودن سعي در ساده كرده زبان فارسي دارند و چه بيراهه مي روند. اينان كساني هستند كه بشدت در ياد گيري ناتوان بوده اند و عقده هاي خود را اكنون با بدعتهاي ناشايست در زبان خالي مي كنند. ويكي از زشت ترين نمونه ها نوشتن (ي) به صورت جداست كه هيچ سابقه اي در زبان فارسي ندارد و منظره كريه در نوشته ايجاد مي كند. وايييييييييي چقدر زشت است كه بنويسيم همه ي !!!!!! خداي من چرا پس ننويسم تمام ي . بگذريم

Posted by: farhang at March 26, 2005 08:27 AM

تصميم دارم هر چند وقت يک‌بار نکته‌هايی را که در نگارش مطبوعاتی به نظرم می‌رسد، اين‌جا به بحث بگذارم. فکر می‌کنم در شتاب کار خبری، زياد اشتباه می‌کنيم که اگر تمرين و توجه کافی داشته باشيم، می‌شود کم‌تر خطا کرد. تابستانی که گذشت از هومن عباسپور، يکی از ويراستارهای خوب، در مجله زنان در اين‌باره چيزهايی ياد گرفته‌ام و البته اين فراتر از چيزهايی بود که طی 6 سال گذشته از سخت‌گيری‌های ويراستارهای مجله آموخته‌ام.

خوب پرستوي عزيز پاراگراف بالا عين شروع مطلب شما در همان نگارش در مطبوعات است كه مي خواهم ويراستاريش بكنم. نه ببخشيد من نمي تونم خيلي كار سختي است فقط كلمات عربي اش را خدمتان معرفي مي كنم شما خودتان مجددا ويرايش كنيد. 1- تصميم 2- وقت 3- مطبوعات ( چاپش چطوره به جايش؟ ) 4- نظر 5- بحث 6- فكر 7- اشتباه 8- تمرين 9- توجه 10 - كافي 11- خطا 12- مجله 13- نظم 14- مرور 15 تصحيح. انگار كار داره خراب مي شه؟

Posted by: farhang at March 26, 2005 08:12 AM

پرستوي عزيز بهتر نيست اگر به شيوايي زبان فارسي دل بسته اند جايگزيني براي كلمات زمخت انگليسي مثل استرس كه همين پايين بكار برده اند و روز به روز مثل خوره به جان زبان فارسي افتاد و آن را به نابودي مي كشد بكنند.

Posted by: Farhang at March 26, 2005 08:02 AM

كلمه كليه با تشديد (ي) هيچ ارتباطي به كلمه كليه بدون (ي) ندارد و اتفاقا كلمه زيايي است بويژه در اين آنجايي كه بكار برده ايد. تشديد علامت تاكيد است و كليه پيامش قوي تر از همه و تمامي است. ضمناهر كلمه كليه با تشديد و بدون تشديد عربي مي باشند كه اگر بنا باشد از كي اجتناب كنيم، بايد هر دو را بكار نبريم. تعلق و متعلق هم هر دو كلمه عربي است و جايگزيني است و دارد هيچ كمكي به رواني و شيوايي كلام نمي كند. خود كمله حقوق ها كلمه عربي است! پس بهتر است براي آن هم جايگزين پيدا كنيد! كه كم عقلاني هم گاهي كله دارايي را به جاي آن پيشنهاد كرده اند! و عين همين جمله مورد نظر شما را بهتر از شما ويراستاري كرده اند. " تمام دارايي اين نبشته از آن نويسنده است" عزيز عزيز عزيز با اين ها براي فاطي خانم تمبان درست نمي شود. عين همان كسي كه مي گفت به جاي اينكه بنويسيد از يك نقطه يك خط مماس به دايره رسم كنيد بهتر است بگوييم از يك گردك كوچك يك سيخك به گردك بزرگ راست كنيم!! طرف گفت خوب بكنيد راست بكنيد، سيخ بكنيد ولي به اين شيوه داريد به بهانه حفظ ناموسش داريد به مادر زبان فارسي تجاوز مي كنيد!
2-

Posted by: farhang at March 26, 2005 07:52 AM

سلام پرستو خانم. با عرض شرمندگي استادتان ويراستار خوبي نبوده اند. اين حركت حركتي هدفدار در جهت زودن كلمات عربي از فارسي است كه ريشه تاريخي دارد و هيچگاه ره به جايي نبرده است. موجي است كه گاه از شرق وزيده و گاه از غرب. زبان فارسي و عربي پيوندي ناگستتني دارند و چون چشمه اي زلال و جوشان با اين بازيهاي كودكانه كسي نمي تواند اين پيوند را بگسلد. براي مثال به جمله مورد نظر شما برگرديم.

Posted by: farhang at March 26, 2005 07:39 AM

پرستو جان، بنويس، ادامه بده، داستان ملانصرالدين و پسرش و خرسواری را که حتمن شنيده‌ای. هر کاری که بکنی گروهی را خوش نخواهد آمد، پس خر خود بران.

Posted by: رک‌گو at March 26, 2005 02:58 AM

پرستو جونم
خواهش مي كنم اين كار رو ادامه ادامه بده
به من كه شغلم مثل توست كمك ميكنه چه برسه به بقيه.

Posted by: زهرا at March 26, 2005 12:13 AM

سلام پرستوي عزيز...
سلام پرستوي عزيز...
سلام پرستوي عزيز...
سلام پرستوي عزيز...

من هنوز اين كتاب فرهنگ لغاتمون رو پيدا نكردم!

موفق باشي پرستوي عزيز...!

Posted by: EhsaniX at March 25, 2005 09:37 PM

ديگه لازم نيست دنبال Proxy بگرديد !

ساده ترين را ورود به ORKUT :

http://www.tehran2005.com/

Posted by: Orkut Proxy at March 25, 2005 07:15 PM

سلام پرستوی بزرگ
با نظر شما موافقم،درست است در فرهنگ لغت ها مفهوم این واژه را «همه» دانسته اند اما این بدان معنا نیست که معنی این واژه «همه»باشد. اگر می توانید به کتاب کوچه ی استاد شاملو نظری بیندازید .

Posted by: mohammad rahimizadeh at March 25, 2005 03:48 PM

پرستوي عزيز
با قبلي ها موافق بودم ولي اين آخري كمي با بقيه فرق دارد. براي خوش آهنگ تر بودن متن - نه پاكيزه تر بودن- خيلي وقت ها ْ{كليه} كاركرد بيشتري دارد تا {همه} يا {تمام}...

Posted by: خسرو نقيبي at March 25, 2005 12:36 PM

سلام.خوشحال میشم به هم لینک بدیم. اگه موافقید با من تماس بگیرید.

Posted by: Hadi Montakhabi at March 25, 2005 07:02 AM

سلام
نوروزت خوش
1.عجب استقامتي در بيرون راندن كليه از عرصه زبان فارسي به خرج داده ايد. به اين همت آفرين مي گويم اما كمي دلم ميسوزد براي اين واژه. آخر دست كم هشتصد سال است كه فارسي زبانان به كارش مي گيرند .در متون ادبي كهن نيز يافت مي شود.
2. وبلاگ شما بر خلاف كثيري از وبلاگ هاي زنان و زنانه سياه نيست. از اين بابت هم تبريك مي گويم.

Posted by: داروك at March 25, 2005 03:59 AM

اين هم از آرشيو هوشنگ عزيز:
http://www.parastood.com/archives/writing.php

Posted by: پرستو at March 25, 2005 03:17 AM

پرستو جان! سپاس از زحمتی که می‌کشی. اگر یک آرشیو ویژه همین نوشته‌هایت درست بکنی، که یک جا به آن‌ها دسترسی داشته باشیم، سنگ تمام گذاشته‌ای.

Posted by: هوشنگ at March 25, 2005 02:46 AM

بنویس بابا جان. ول این ایرادگیرهای بی‌منطق رو. هر کاری بکنی یه چیزی می‌گن. خودت باش و برای خودت بنویس.

Posted by: ali ali at March 25, 2005 02:15 AM

سلام
امیدوارم مطلب «نگارش در مطبوعات» شما همین طور ادامه پیدا کند ، چون به نظر من که خیلی مفید و جذاب است و یکی از دغدغه های من نیز هست ... اتفاقا در مورد استفاده از " که " و " بود " و " است " ، خیلی وسواس دارم و همیشه دنبال یک معادل مناسب می گردم .
سپاسگزار شما هم هستم به خاطر اين حركت مناسبتان ...
در ضمن از شما دعوت می کنم که مانیفست رفرافمینیسم را بخوانید( در وبلاگ من چاپ شده ) و اگر مایل بودید به ما بپیوندید .
سربلند و پیروز باشید .

Posted by: ساسان . م . ک . عاصی at March 25, 2005 02:13 AM

من واقعا خسته شدم از اين همه معضل ...احتمالا اينكه ما پيشرفت نمي كنيم هم همين كامه هاي شبيه كليه است... ولي همين كه نسبت به زبان فارسي تعصب داريد ممنون...من فكر كنم دفعه اول باشه اينجا ميام , نظرم:يه چيزي داري كه بنويسي نه مثل كليه ببخشيد همه ي وبلاگهاي پر ادعا !

Posted by: باباجونجونی at March 25, 2005 01:15 AM

پرستوى عزيز،
سال نو مبارك. موفق باشى.
سيما

Posted by: sima at March 25, 2005 12:39 AM

سلام پورج عزيز
راستش قصد دارم درباره استفاده زياد و نابجا از (كه) هم بنويسم. دو ايرادي كه گرفته ايد به استفاده از (كه) برمي گردد كه به نظرم زيادي است.
آن ديگري را هم از روي سليقه تغيير داده ايد. نه؟ اگر فقط از روي سليقه نيست، لطفا بيشتر توضيح بدهيد كه متوجه شوم.
ممنون.

Posted by: پرستو at March 25, 2005 12:37 AM

سلام.
پرستو جان اگر بخواهی تا اين حد حساس باشی، برای (به قول خودت) زيباتر و روان‌تر نوشتن، اين ها را هم در نظر داشته باش:
به جای «قصدم اين است از زبان بهتر و پاکيزه‌تری استفاده کنيم» بايد نوشت: «قصدم اين است که از زبان بهتر و پاکيزه‌تری استفاده کنيم».
به جای «اگر کسی اصرار دارد بر نوشتن کليه» بايد نوشت: «اگر کسی به نوشتن واژه کليه اصرار دارد».
به جای « قصدم اين بود چيزی را که ياد گرفته‌ام» بايد نوشت: «قصدم اين بود که چيزی را که ياد گرفته‌ام».

می بینی؟ عادت کرده ايم. ولی چه به تر که درست بنويسيم.

Posted by: پورج at March 25, 2005 12:32 AM

آقاي طواف عزيز
به نظرم خوب نيست اگر معادلهاي فارسي مناسب و پركاربرد داريم براي واژه هايي، آنها را به كار نبريم! اصلا قبول ندارم بي توجهي به زبان را. وسواس بي خودي خوب نيست اما بي توجهي و شلختگي در زبان هم پذيرفته نيست.

Posted by: پرستو at March 25, 2005 12:28 AM

راست مي گويد امير. جلوي معني سوم كليه نوشته شده (ف.) يعني معناي اين كلمه در عربي (همه) نيست و وقتي به فارسي وارد شده اين معنا را پيدا كرده است. به نظرم اين بيشتر باعث مي شود دوري كنيم از به كار بردنش. چون در فارسي معادل بهترش را داريم و در عربي هم كه اصلا به اين معنا به كار نمي رود.
ممنون از توجهت امير.

Posted by: پرستو at March 25, 2005 12:25 AM

برای روشن شدن اذهان عمومی اعلام می کنم که توی معین جلوی اون کلمه نوشته ( ف ) یعنی فارسی !!!!!!!!!!!!

Posted by: ََAmir at March 25, 2005 12:08 AM

سلام .... نوروز باستانی را به شما تبریک می گویم و روزهایی سرشار از موفقیت برایتان آرزو می کنم ...... بدرود

Posted by: شبگرد تنها at March 24, 2005 11:56 PM

زبان فارسی و عربی که خیلی چیزاشون با هم مخلوط شده پرستو جان، به نظر من گاهی حتی خیلی غلط ها چون مصطلح شدند گفتنشون ایرادی نداره، حالا چه برسه به اینکه ایرادش این باشه که عربیه...

Posted by: محمد جواد طواف at March 24, 2005 11:56 PM

مجيد زهري عزيز و امير عزيز
اگر دقت كنيد نوشته ام در زبان فارسي. در عربي كليت به كار مي رود و كليه به زبان فارسي وارد شده است. ايرادي هم ندارد ولي وقتي كلمه هايي مثل همه و تمام داريم چرا بايد از كليه استفاده كنيم كه تازه كليت هم درست است و نه كليه.
آقاي امير لطفا به (ع.) كه جلوي واژه كليه در فرهنگ معين نوشته شده توجه كن.
اين قسمت نگارش را براي اين مي نويسم كه از زبان پاكيزه تري استفاده كنيم تا جايي كه مي توانيم. اگر دوست نداريد خب اصراري هم ندارم. اينها را در حد پيشنهاد بپذيريد.
قربان همگي.

Posted by: پرستو at March 24, 2005 11:46 PM

والا ما هرچي زير تخت و ته كمد لباسها و چمدانهاي توي انبار و ... اين ور اون ور رو گشتيم نتونستيم كتاب فرهنگ لغت پيدا كنيم :(

Posted by: EhsaniX at March 24, 2005 11:39 PM

بانو پرستو !
البته در ادب شما هیچ شکی نیست ! اما خوب من یه کتاب داشتم نوشته بود روش فرهنگ معین - جلد سوم - ک ، معلومه ! توش هم صفحه3053 اگر تشریف ببرید نوشته است : کلیه :کل بودن ، تمام بودن ، همه ، جمعا ، مثال : کلیه رفقا آمدند .!
بای بای !!!

Posted by: Amirَ at March 24, 2005 11:35 PM

خوب مثل اينكه اينجام واسه خودش فو ت وفن داره... خوب بگذريم... فكر نكنم بشه فرهنگ لغت رو تغيير داد... يعني اينكه شما ميگي بجاي اين كلمه از اين كلمه استفاده كنين به اينجور كلمات ميگن((كلمات ايهام دار)) يعني يه كلمه چند تا معني داره... ok... افتاد ديگه... آره... البته بهتون بر نخوره ما يه نموره خشمگين بوديم... چون يه خورده اوقاتمون بد يا((لختي)) ... موفق و شاد باشي عزيز... .

Posted by: حسين at March 24, 2005 11:20 PM

سلام... مثل اينكه ما با اين قسمت يعني كامنتي خيلي مشكل داريم؟؟؟؟؟؟؟

Posted by: حسين at March 24, 2005 11:16 PM

پرستوی عزيز!
البته گمان می‌کنم که در اين يادداشت، قصدت مزاح‌کردن بوده است!
"کليه" از واژه‌ی "کل" می‌آيد و معنی‌اش "تمامی" و "همه‌ی" است. طبيعی است که بعضی از واژگان، در مواقع مختلف بار معنايی و کاربردی متفاوت داشته باشند. در زبان انگليسی هم نمونه بسيار داريم که شايد برجسته‌ترين‌اش فعل کمکی Get باشد که خود به‌تر از من می‌دانی.
موفق باشيد و نوروز مبارک!

Posted by: مجيد زهری at March 24, 2005 10:41 PM