برای اينکه يادم نرود
بعد از يک روز خوبِ کاری، بعد از خوردن کوکو سبزی و آب هندوانه عالی سيما توی کافه کتاب نشر چشمه با معصومه، بعد از تشکيل ائتلاف 2+1 توی گروهمان در روزنامه، بعد از هِرهِر و کِرکِرهای هميشگیمان با ساناز، بعد از اينکه هوا بارانی شد و بعد از سرزدن به منصورسرای ولیعصر! و قضايای باحال، تنهای تنها، با ماتيز، توی بزرگراه صياد شيرازی، گوشیِ «ام.پ.3 پلِيِر» در گوش، با اين آهنگ Sting حال میکردم:
Every breath you take
Every move you make
Every bond you break
Every step you take
I'll be watching you
Every single day
Every word you say
Every game you play
Every night you stay
I'll be watching you
شيشههای ماتيز پايين و دست چپم تا شانه از شيشهی ماشين بيرون بود. باد ملايم بهاری هم از آستين مانتوم میخورد به پوست تنم و خنکم میکرد:
O can't you see
You belong to me
How my poor heart aches with every step you take
يک لحظه قاطی کردم و شروع کردم به بلندبلند، آهنگ را داد زدن:
Every move you make
Every vow you break
Every smile you fake
Every claim you stake
I'll be watching you
Since you've gone I been lost without a trace
I dream at night I can only see your face
I look around but it's you I can't replace
I keep crying baby please
بايد میپيچيدم توی بزرگراه بابايی. باز هم شلوغی و ماشينهای ديگر. 2 دقيقهی بعد توی بزرگراه امام علی بودم. پايم روی گاز، لَم توی صندلی ماشين، دستم بيرون پنجره، و Sting که مثل هميشه باحال میخواند:
Every move you make
Every vow you break
Every smile you fake
Every claim you stake
I'll be watching you
May 4, 2005 11:56 PM

