جلسهی بعضی از وبلاگرها با دکتر معين
عکس 1
فکر نکنيد برای همکارم در روزنامه پارتیبازی دارم میکنم ها!
عکس 2
حتی دکتر معين صبور هم عصبانی میشود!
عکس 3
يک عدد الپر ورِ دلِ يک کانديدا و وعده و وعيدهای احتمالی درِگوشی!
Comments
آيا زنان مي توانند رئيس جمهور شوند ؟
حشمت الله رحيمي بوير احمدي
بدون ترديد در تاريخ فراز ونشيب خلقت بشر ، همواره مكاتب ومسالك مختلف در اعصار وهمچنين درسده ها ودهه هاي اخير ، تاكنون با نظريه هاي متفاوت وبرداشتهاي گوناگون ويا گاهاً متضاد وتوأم با افراط وتفريط درباره حقوق زن مورد بحث وجدل قرار گرفته ودر مقاطع تاريخي در محافل ، مجالس وهمچنين در عرصه هاي علمي ، اجتماعي ، فرهنگي، سياسي و ... ظهور وافول داشته است . بر اين اساس موضوع حقوق زنان وهم چنين تساوي حقوق زن ومرد در ادوار مختلف تاريخي وهمينطور در دهه ها وسالهاي اخير ميان انديشمندان ، محققان ، فرهيختگان،جامعه شناسان وديگر صاحب نظران علوم اجتماعي ، گرايش هاي سياسي،بافتهاي فرهنگي و باديدگاههاي گوناگون همواره در جريان انديشه هاي مختلف بشري بوده است .در همين ارتباط طرفداران تساوي حقوق زن ومرد معتقدند ، كه در مجموع بر اساس ابعاد انساني وحقيقت وجودي خلقت زن وهمچنين توجه به ميثاق هاي بين المللي ، حقوق بشر و... كه همچنان تساوي حقوق ميان زنان ومردان به موضوعي است كه اينگونه افراد صرفاً به خلقت يكسان بودن آنان بايد پذيرفت ، كه تساوي هيچگونه تعارضي با نوع وتركيب ، جنسيت ، نژاد رنگ ، قوميت ،شغل وموقعيت فردي- اجتماعي افراد جامعه اعم از زن يا مرد مطرح نيست ، واز سويي نبايد زمينة فراهم نمودن هرگونه تبعيض را ميان آنان در تمامي عرصه هابه وجود آورد.وامّا مخالفان تساوي حقوق زن ومرددر جامعه، از لحاظ برداشتهاي ديني و مسائل عرفي ديدگاههايي مطرح مي نمايند، كه گاهي با روش توتاليتاريسم (تماميت خواهي) و با برخوردهاي افراطي همراه است ،زيرا اين جماعت با ديدگاه وبرداشت هايي در موضعيت پذيرش تساوي حقوق زن ومرد براين باورند، كه در غالب زمينه هاي مختلف ابعاد فردي – اجتماعي همچنان حقوق تساوي را مغاير با دين وارزشهاي انساني مي دانند، بنابراين مراتب فضيلت افراد در جامعه ، اعم از زنان ويا مردان طبعاً باوجود ظرفيتهاوهمچنين ويژگيهاي انساني آنان را در معرض سنجش و معيار بايد دانست . در حاليكه جنسيت مرد يا زن بودن در باب فضايل انساني هيچگونه پيش شرط گزينشي را نمي توان باور داشت. البّته اين جماعت با شيوه هاي فناتيسم(تعصب)همواره بدنبال كسب نوعي كاراكتر(شخصيت)ميباشند،تاشايد اهداف ومباني اعتقادي خودرابتوانندازجايگاه مارژيناليسم(حاشيه نشيني) بصورت مقطعي هم كه شده به منصه ظهور رسانده وچند صباحي آن را حفظ نمايند . بر همين اساس با توجه به وجود ديدگاههاي مختلف بشري در اقصي نقاط دنيا ، دين مبين اسلام را مي توان مترقي ترين مكتب الهي - انساني دربارة ارزش واقعي زنان وهمچنين حافظ حقوق وكرامت انساني وي در مقايسه با ديگر اديان ومذاهب دانست،.زيرا همواره مي توان شخصيت واقعي زن راتابه مرحلةاستكمال (به كمال رسيدن) از مباني دين اسلام بر شمرد.
زآن ايامي وعده كرديم زين نواي لفظ و قلب درهواها بي قراريم، مي شماريم روزو شب
در ادامه مبحث ، اين سئوال عنوان مي شود : آيا زنان ايراني طبق اصل115 قانون اساسي ، براي احراز مقام رياست جمهوري محدويت دارند ؟؟؟ همانطوري كه شخصيت واقعي زن در حريم دين اسلام نه به شيوه هاي افراطي نوين گرايش داشته ونه ميتوان به دوران جاهليت گذشته ويا سوپرستي سيون (خرافات )آن را مرتبط دانست . زيرا دين اسلام در تمامي زمينه هاي اجتماعي ، فرهنگي ،سياسي و... در جوامع بشري حقوق فردي- اجتماعي زنان را تأمين وتبيين نموده است . بر همين اساس همگان بياد آوريم آن خطبة روشنگرانه حضرت زهرا (س) دخترگرامي پيامبر اسلام در شهر مدينه ، كه بعد از رحلت پدر بزرگوارش ايراد فرمودند؛ مگر فراموش شدني است؟ آيا بيانات سرور زنان دو عالم (دنيا وآخرت)در آن خطبة پر شور سياسي و اجتماعي در حضور جمعيت انبوه مدينه مشاركت در امور سياسي ، اجتماعي نمي باشد؟؟؟ افزون براينكه زن همانند مرد ميتواند بصورت پراتيك (عملي) با رعايت موازين انساني همچنان در انجام فعاليت هاي اجتماعي، اقتصادي ،سياسي وفرهنگي ايفاي نقش نموده زيرا دين مبين اسلام زن را از اينگونه فعاليتها منع ويا محروم نكرده ،بنابراين زنان مي توانند درعرصه هاي اجتماعي كه انتخابات همواره اصلي ترين تبلور آن نيز مي باشد، زمينه اي مناسب فراهم تاهمچنان براي دستيابي به حقوق واقعي اين قشر عظيم جامعه فعالانه شركت نمايند. البته مفهوم رجل سياسي در اصل مذبور،مانع از شركت زنان در انتخابات به عنوان نامزد رياست جمهوري نمي تواند دليل روشني باشد، زيرا در مقابل مي توان مفهوم رجل سياسي را هم درباره مردان دانست وهم زنان را از اين حق قانوني در صورت شايستگي ها به حساب آورد. براين اساس زن و مرد در قبال بسياري از تكاليف و مسؤليت هاي فردي - اجتماعي طبعاً مسئوليتي سنگين دارند، با اينكه دين مبين اسلام وهمين طور مذهب مترقّي تشيع تمامي حقوق سياسي ، فرهنگي واجتماعي زنان را محترم دانسته زيرا نسبت به ساير اديان ، مذاهب در ممالك مختلف جوامع بشري به طور واضح وشفاف در اين باره به جايگاه واقعي زن ونقش آن در جامعه ، ارزش واعتبار ويژه اي قايل شده است .
امر حق را حجت و افكار يكي است ناله ها گويي جدا، دلها يكي است
Posted by: eqbal at June 6, 2005 02:39 AM
آدمهاي خايه مال در ايران زياد هستند و علت اصلي عقب ماندگي ايرانيها وجود افرادي مثل همين وبلاگرهاي چاپلوس هستند. خاک بر سرتون
Posted by: ايراني at May 17, 2005 10:32 AM
پرستو جان
به نظر من آخوند با لباس و بي لباس ملاست و طرفدار ولايت فقيه هرگز در حمهوري اسلامي راي نداده ام و هرگز نحواهم داد راي من فقط يراي پرچيده شدن كل نظام آخوندي است :-) به اميد اون روز كه زياد هم دور نيست :-)
ضمننا با اجازه آهنگ sting رو براي وبلاگم كش رفتم :-)
مرسي :-)
Posted by: jay at May 14, 2005 06:08 PM
هر كه نخواند اين نامه را ، فكر ميكند اقاي معين در حال بشكن زدن از نوع دو دستي هستند در عكس پايين .. خانومها رقص..... اقايون دست ...دست.....حالا بر عكس........
Posted by: آشیلachilles at May 6, 2005 10:57 PM
پرستو جان از ديدنت خيلي خوشحال شدم من هم مطلبي درباره اين روز نوشتم و عكس هاش رو هم فردا مي گذارم
Posted by: rouzbeh at May 6, 2005 10:11 PM
سلام پرستو خانوم، از دیدارِ شما خیلی خوشحال شدم، ... بهترین حرف و کوتاهترین حرف را شما زدید، وقتی که معین از مجازات اعدام دفاع کرد، شما گفتید پس به حقوق بشر اسلامی معتقدید،.... این به نظرم بهترین جای جلسه دیروز بود،.. دقیقاً جاهایی که به موارد اشاره می شد، و بچه ها با سؤالاتشان آقای معین را از کلی گویی برحذر می داشتند، جایی بود که دستها رو می شد... عکس و توضیحتان از آلپر هم جالب است، ... چیزهای دیگری هم هست، که از طریق ایمیل بهتون میگم.
Posted by: محمد جواد طواف at May 6, 2005 08:19 PM
من كه نتونستم بيام...
شما كه رفتيد يك çارش حداقل از اينجا مي نوشتيد...
فكر كنم جلسه ي جالبي بايد بوده باشه... كه متاسفانه ما فرصت اونو پيدا نكرديم كه بياييم!
اگر تونستيد يك مطلب هر چند كوچيك براي اين جلسه بنويسيد
Posted by: آدم نماي پارانوئيدي at May 6, 2005 04:58 PM
خیلی حس جالبیه . من با خاتمی این تجربه رو کردم. در یه جلسه خصوصی با اون بودیم. سال 80 .
Posted by: م.خندان at May 6, 2005 04:48 PM
ببخشید این remember personal info تون کار نمی کنه!
Posted by: semiadam at May 6, 2005 12:00 PM
ببخشید اولی پست نشد من دوباره نوشتم ولی مثکه تو گلوش گیر کرده بوده !!
Posted by: semiadam at May 6, 2005 11:59 AM
ببخشید وبلاگر ها همون وبلاگ نویس ها هستن یا فرقه جدیدی محسوب میشن ؟
Posted by: semiadam at May 6, 2005 11:53 AM
ببخشید وبلاگر همون وبلاگ نویسه یا فرق می کنه ؟!
Posted by: semiadam at May 6, 2005 11:53 AM
چون فكر مي كنم شما روزنامه نگاري كنجكاو و فعال هستيد، فكر كردم احتمالاً برايت جالب است كه عكس هايي از دفتر ميلياردي وزير سابق راه ببيني. براي ديدن عكس ها سري به وبلاگ جبل عامل بزن.
Posted by: جبل عامل at May 6, 2005 04:56 AM
سلام
افتخار لینک به ما نمی دی؟
سلام
افتخار لینک به ما نمی دی؟
Posted by: hosseein khodadad at May 6, 2005 04:41 AM
يك عمر دور و تنها ، تنها به جرم اين كه او ( سر سپرده ) مي خواست ، من .........
Posted by: farhad at May 6, 2005 04:12 AM
خوب پرستو خانم سلام
كاش روزي بياد كه همه و هميشه با موسيقي دلخواهشون، با كار مورد علاقشون، با همسر مورد پسندشون و خلاصه با هرچي كه دوست دارند "حال كنند" اما:
گزارش نه چندان مختصري از جلسه مذكور را در وبلاگي خواندم. به هر حال موفقيت بزرگيست همين اهميت دادن به وبلاگ نويسها و البته ساير اقشار فرهنگي از جانب دكتر معين و هوادارانشان؛ اما از شما مي پرسم: فكر مي كنيد اين جلسه چقدر در تغيير موضع حاضرين تاثير داشت و ديگر اين كه چقدر شناخت ها از معين عوض شد و آيا مثبت بود يا منفي. دوست دارم نظر شخصيتان را بشنوم.
راستي ايرادي دارد كه كسي يا كساني (به عظمت ناچيز امضا كنندگان نامه 565 نفر) هم به معين احترام بگذارند و هم مصرانه نخواهند كه راي بياورد يا اصلا كانديدا شود. راستي شما چيزي از صحبتهاي دكتر زيدآبادي در پلي تكنيك را شنيديد. پيگيري كرديد. تاثيري هم داشت در نظراتتان
Posted by: سامان آزادي at May 6, 2005 03:58 AM
پرستو جان! شما اگر فرصت کردی و حوصله داشتی خواهش میکنم یک گفتگوی دلسوزانه با آقای معین بکن. به بین خانم! دکتر روپوش سفید میپوشه، آشپز پیشبند میبنده. خلاصه نعلبند و مکانیک و هر شغلی یک جوری لباس خودش را داره و چندان ربطی هم به سلیقه فرد نداره. بیرون از وقت کار هم هر کس با سلیقه خودش هر جور خواست لباس میپوشه. به گمانم دکتر معین با آنکه روپوش سفید هم میپوشد ولی به رمز و رازهای لباس حرفهها و پیشهها توجه ندارد. نمیشه که. نامزد ریاستجمهوری بهتر است بداند که رییسجمهوری کشور هم یک شغل است که مانند شغلهای دیگر لباس کار خودش را دارد که بایستی مناسب لباس کار همتایانش در جهان باشد. یعنی خیلی دست خودش نیست، درست مانند روپوش دکتریش. یادته یک بار نوشته بودی با لباس رسمی پشت مونیتور اتاقت بودهای چقدر سخت بوده؟ لباس بایستی با کار تناسب داشته باشه. شاید از شما پذیرفت و ذهنش نرفت به ژست دادن و چه و چهها. البته این برای همه است و نه فقط دکتر معین ولی لباس دکتر معین همه جا و در همه حال یک جوره. نمیشه که. من کاري ندارم رييس جمهور بشه یا نشه ولی این موضوع درک بشه بهتره.
Posted by: هوشنگ at May 6, 2005 02:27 AM

