مسيح و "تاج خار"ش
مسيح علينژاد خيلي شيرين و دوستداشتني است. اين را براي تعريف كردن نميگويم. شخصيتش اينجوري است. در مصاحبهاش با مجله زنان (قسمت اول – قسمت دوم - قسمت سوم) شيريني شخصيتش در كلكل با شهلا شركت كاملن مشخص است. مسيح اما در وبلاگش خيلي رسمي مينويسد. چيزي كه با شخصيت پرشروشور و باحالش زياد جور نيست. وقتي يكي از همين روزهاي خدا ديدمش پيشنهاد كردم خودش باشد در وبلاگ. حالا اين نوشتهي صميمي و دردناك جلويم است. كتابش مجوز نگرفته و او به هر دري ميزند و جواب نميگيرد. به قول خودش: خفه شده از این همه آزادی بیان!
Comments
پرستو جان اگر دستات رسید به مسئول سایت مجله زنان بگو قسمت چهارم کار نمیکنه. من براشون پیغام گذاشتم که پیامگیر رو به کل برداشتن. :)
Posted by: هاله at May 10, 2005 03:55 AM
پس چرا قسمت چهارم نداره. بابا دل اين ادمهاي اين و دنيا را با مصاحبه نصفه پخش كردن اب كرديد.
Posted by: fg at May 10, 2005 03:32 AM
پرستو جان
شرايط الان با شرايط انتخابات قبلي (مجلس هفتم و شوراها) خيلي فرق ميكنه. الان كشور درگير يك بحران بي سابقه س. منظور ما هم تحريم انفعالي يعني فقط شركت نكردن نيست. من مي گم انتخاب بين بد و بدتر ديگه بسه.26 ساله كه داريم اين كارو مي كنيم چون چاره ديگه اي نداشتيم ولي حالا داريم. مقاله جديد نوشين رو در ايف تريبون حتمن بخون.
راستي يك سوال بي ربط! فونت كامنت هاي من با فونت متنم فرق ميكنه و نمي تونم كامل اونارو بخونم مثلن حرف گ و ژ و پ و... رو نقطه چين ميذاره. كامنت تو رو هم به همين دليل نتونستم كامل بخونم. اگه مي دوني بگو چيكار كنم
Posted by: ميترا شجاعي at May 10, 2005 02:38 AM
با اينكه خيلي خطي و تشكيلاتي برخورد ميكني، اما حيفم اومد تا نشوني اين عكس (خوراك) را بهت ندم!
سخنراني« ابتكار» در اجلاس بينالمللي محيط زيست صلح و گفتگوي تمدنها....
عكس:امير خلوصي - ايسنا
http://www.isna.ir/Main/PicView.aspx?Pic=Pic-524650-4
نكته : تازگيهاخيلي لوس مينويسي و اين سوسول بازي هم به عشق و اين جور حرفا ربطي نداره كه نداره...
Posted by: حسين شريفيفر at May 9, 2005 09:32 PM
اینقدر این آقای وزیر مجوز نداد به کتابهای دیگران..اینم روش
وزیرتون که دیگه باید با شما باشه
Posted by: vahidjv at May 9, 2005 07:30 PM
سلام. من يك خبرنگار تازه كار هستم مي خواستم با شما از طريق نت مصاحبه اي راجع به انتخابات آتي انجام بدهم در صورت امكان بفرماييد كي و چطور ممنون.
Posted by: حامی کریمی at May 9, 2005 06:50 PM
من هم چند روز پيش در نمايشگاه ديدمش... چقدر پر جنب و جوش و پر انرژيه... خيلي باحاله!... چوپوني هم بلده!... همش به فكر كتابش بود.. در كشور ايران آزادي بيان .. ازادي انتشار كتاب بدون سانسور .. از خواسته هاي ما هست.. اميدوارم روزي شاهد تحققش باشيم
Posted by: محمد جواد طواف at May 9, 2005 04:55 PM
چقدر ناراحت کننده و بیشتر از اون متاسف کننده است که برای کسب بدیهی ترین حقوق اجتماعیت باید فریاد بکشی و کلی دوندگی کنی . گاهی از اینکه در چنین مملکتی زندگی میکنم قلبم میگیره . . . شاد باشی
Posted by: بهار at May 9, 2005 04:44 PM
سلام پرستو جان. آخ که از خوشی الان میپکم! خیلی دلم میخواست این مصاحبه رو بخونم و کلی هم وبلاگ وحید و هم تو سایت مجله غر زدم. قربونت. برم بخونم.
Posted by: هاله at May 9, 2005 03:27 PM
خدا بگم باعث و بانيشو چيكار كنه ....
Posted by: كرم دندون at May 9, 2005 02:57 PM
اينجا آزادي بيان نداريم بلكه ازادي(( بي آن)) است كه داريم اين آن هم هيچ نيست جز حق
Posted by: روزبه at May 9, 2005 02:12 PM