زنان در استاديوم آزادی

اين هم چند تا عکس در ادامه گزارش تصويری منصور.

اون سکوهای خالی رو که می‌بينين، می‌تونست پر باشه از زنان و دختران علاقه‌مند.

خودمون رو کشتيم از بس تشويق کرديم!




نيروی انتظامی و حراست دستور داده بودند از ما عکس و فيلم گرفته نشه. لابد فردوسی‌پور هم توو گزارشش حرفی از ما نزده، اما ما همون‌جا بوديم، خيلی نزديک به فردوسی‌پور.



June 9, 2005 03:23 PM


Comments


خوبه كه بالاخره يه نفر ديگه هم از ورزش و زنان ميگه ... من كه ديگه نااميد شده بودم ... منم تو صفحه’ عماد لينك اينجا رو ديدم... Good stuff!

Posted by: Elly at June 27, 2005 08:14 PM

Jaye har zane irooni, peer va javoon kali bood. Merci baraye shojayateh shomah. Vaghan baraye maha keh moteasefane in tarefeh abb hastim khali eftekhar mikoneem

Posted by: Lily Naaz at June 25, 2005 10:24 AM

سلام من سايتت رو از توي وبلاگ عماد آوردم خيلي قشنگ بود اين عكاسها بعدم با تبادل لينك نظرت چطوره به من يك سر بزن

Posted by: مهرداد at June 24, 2005 06:40 AM

سلام . خيلي جالب بودند. من تو بلاگم به اين صفحه لينك دادم. اميدوارم در كاهاتون موفق باشين

Posted by: emad at June 20, 2005 06:23 PM

salam be hameye shoma azizan:
vagean kare jaleb va be yad mandani e kardin,man va kheili az dustanam vaght va forsate in kararu ke nadarim,ma dar yek arseye dige va dar yek sangare dige modafe e hoguge zanan hastim(pishe khodemun bashe:be zanani ke be onvane mariz be ma moraje e mikonan kheili bishtar tavajoh mikonim ta be marda!yani intori begam be onvane yek pezeshk havaye khan umaru bishtar darim)vali shoma ha ham gol kashtin,kheili dusetun daram,kheili behetun eftekhar mikonam,kheili kheili khoshhal shodam axatunu didam,jaye mara ham khali mikardin khanum khoshgela!!!!!kheili movazebe khodetun bashin,kheili dusetun daram,yek alame boooooooooooooooooooooooooosssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssss

Posted by: neda at June 17, 2005 05:41 PM

به شما تبريك ميگم چون حق خودتونو گرفتيد
اميدوارم به اين نتيجه هم رسيده باشين كه اگه بخوايم ميتونيم حق خودمون رو از كشورمون و اين ظالمان ارض بگيريم

Posted by: parham at June 14, 2005 11:05 PM

برو بابا با اين معينتون!!!!!!!!

Posted by: mookhi at June 14, 2005 03:18 PM

عاشقتونم ... شما معركه اين ...

Posted by: رها at June 14, 2005 11:28 AM

كار جالبي بود ... البته بهتره صحبت از مبارزه و اين موارد در ميان نباشه ... در هر حال مطلبي كه مهمه اينه كه اين مسئله استمرار داشته باشه كه بدون استمرار فايده اي نداره ... اميدوارم موفق و سربلند باشد ...

Posted by: Richard Chamberlain at June 14, 2005 11:06 AM

بعدن ها برا نوه هاتون تعريف مي كنين : ماها مي رفتيم هي اعتراض مي كرديم و بعد اين آقاها مي ديدن ماها سيت سماقي گيري در مي آريم مي گفتن بابا باشه بيايين تو . بسكه بلاگيري در مي آورديم به خدا .

Posted by: شهاب at June 14, 2005 10:17 AM

اي ول

Posted by: Nastaran at June 14, 2005 07:02 AM

خيلي عالي بود من كه .... ريخته

Posted by: keyvan at June 14, 2005 12:26 AM

باريكلا

Posted by: sib at June 13, 2005 11:53 AM

aaaa

Posted by: alirezahosseini at June 13, 2005 09:38 AM

خيلي مبارك همه تون و همه مون....

Posted by: koozeh at June 12, 2005 09:44 PM

ای ول به این انرژی.

Posted by: mehdi at June 12, 2005 08:58 PM

زنده بااااااااااااااااااااااد
خيلي حال كردم....

Posted by: مينا at June 12, 2005 04:28 PM

مردشور هرچي بدحجابه ببرن

Posted by: واقع گرا at June 12, 2005 12:43 PM

چطوری دخترا رو راه دادن؟

Posted by: سینا at June 12, 2005 09:04 AM

سلام واقعاً گل کاشتید.

Posted by: مهرداد at June 12, 2005 01:12 AM

وبلاگ محفل با مطلبی طنز تحت عنوان :

گزارشی باورنکردنی از ناگفته ها ی بازی ايران ـ بحرين

اپديت شد.

Posted by: hadi ramesh at June 12, 2005 01:03 AM

وبلاگ محفل با مطلبی طنز تحت عنوان :

>>

اپديت شد.

Posted by: hadi ramesh at June 12, 2005 12:59 AM

سلام
حسلبي تبريك ميگم
واقعاً كارتون فوق العاده بود
اميدوارم همبستگي رو ياد بگيريم و ياد بگيريم چطور از حقوقمون دفاع كنيم

Posted by: كاوه at June 12, 2005 12:56 AM

آفرين به شيرزنان ايراني.

Posted by: Farinaz at June 11, 2005 09:20 PM

سلام تورو خدا این سیاست رو ول کن
مدت ها ست هی میان
این را ازاد کنید
اورا بگیرید
از زنانی که شلورشان کوتاه است دفاع کنید
من می خاستم سوار تاکسی شوم راننده ۵ تا اقا را سوار کرد
بیاید یه حقوق از دست رفته مان اعتراض کنیم.
یک سوسک به خانه ما حمله
فورا ۵۰ نفر لوگو می زنن که بیایید که به حقوق زنان تعرض شده!!
چرا در اتوبوس مردا جلو می شینن
فوری خورشید خانم میگه
حیف که من اونجا نیستم والاه فلان می کرد
پرستو ۱۰ نفر رو جمع کنه بریم در اتوبوس ها تحصن کنیم.
حسین درخشان میگه بدوید بچه می خوان تحصن کنن
نصیری می دوه عکس می گیره
اخرش هم سمیعی نژاد رو به جای
۲ سال به ۵ سال زندان محکوم می شه
و روز از نو روزی از نو
تورو خدا بس کنید

Posted by: mohsen salek at June 11, 2005 08:31 PM

سلام به تمامي زنان وطنم كه هر كدامشون به نحوي و با شجاعتي قابل تحسين قانون پوچ ديكتاتوري مذهبي را در هم ميشكنند و افتخارآفريني ميكنند.... پيروزيتان مبارك باد
http://ashoobgar.blogspot.com

Posted by: badjens at June 11, 2005 07:09 PM

خيلي خوشحالم...خيلي زيادو از اين همه كامنتهاي خوب هم كه برات گذاشته شده بيشتر خوشحال شدم.

Posted by: VAIN at June 11, 2005 06:16 PM

وقتي تو اون سكوت صداي فرياد ايران ايران شما رو شنيدم كلي كيف كردم پر از انرژي شور ايمان توان . تبريك ميگم . . . شاد باشي

Posted by: بهار at June 11, 2005 05:09 PM

سلام
موفقيت خوبيه
من يه روز تو شهر خودمون كه گروه تئاتري داشتم گفتم حضور خانوم در نمايش من با اين فضاي بسته و خفقان نه يك ايثار كه شهادت است (سال 74 و 75 ) و من به خاطر اين حرف چقدر عذاب كه نكشيدم و طعنه كه نخوردم
اصلاحات و تغيير در وراي انديشه خيلي پوست كلفت ها ي مرد كه فقط عنوان ريش و سبيل را به يدك مي كشند هزينه بر ودر طول زمان عملي مي شود و شما سي نفر كه من همون روز خبرشو داشتم گروه مجاهد اين ميدانيد
آفرين
تبريك مي گويم
مي رسيم به جايي كه زن و مرد ايراني هويت اصيل خود را از وراي القائات منفي و غير ديني پيد اكند همت چاره ساز است
سي نفر به سي ميليونت نفر تبديل مي شود اگر منطقي و خارج از اصول احساسي و غرض ورزانه دست به فعاليت هاي فرهنگي زد موفق باشي
پست هاي منو ببينيد نظرتون از اين كارهاي اين جماعت فرصت طلب ((رفسنجاني و طرفدارانش )) چيست ؟
شما چي ميگين
برام مهمه

Posted by: duman at June 11, 2005 05:08 PM

كارتون معركه بود بچه ها
كاش اينقدر درگير نبودم و ميتونستم كنارتون باشم
صداتون رو كه بينابين گزارش ميشنيدم , تمام تنم مور مور مي شد از لذت
خسته نباشيد

Posted by: مرجان at June 11, 2005 04:42 PM

زنده باد!

Posted by: آزاده at June 11, 2005 04:09 PM

حظ مي كنم از اين عكس ... صداتون رو كه از تلوزيون مي شنيديم ... باورمون نمي شد . خيلي خوشحالم

Posted by: دختر كولي at June 11, 2005 02:52 PM

پرستو يه سوال: چرا هيچكدوم از پسرهاي همراهتون كنار شما نايستادند؟ هيچ مردي اومد بگه من هم كنار شما اعتراض مي كنم و ميشينم؟ يا شما خودتون به پسرها گفتيد نايستند؟ از پيش مقرر شده بود؟

Posted by: ئه سرين at June 11, 2005 02:11 PM

خوبه،خوبه...
ولي به معين راي ميدي؟
جالبه
هر كس كه در اين سيستم تاييد صلاحيت شده يعني قانون اساسي اين سيستم رو قبول داره...
خوب آقاي معين هم كه با پارتي بازي رهبر قاتي بازي شده ...
پس حتما نه تنها قانون اساسي رو قبول داره كه انقدر اعتبار داره كه رهبر براش حكم ولايي ميده و روبروي شوراي فقهاي خودش مي ايسته وهمين فقها هستن كه بعضا حتي تلوزيون رو مكروح اعلام كردند چه برسه به حضور خانمها بين كلي نا محرم توي ورزشگاه...
8 سال پيش خاتمي هم با همين شيوه علم شد و نخبه كشيي راه افتاد كه نگو
حالا اگر ميخواي راي بدي ...
خوب بده...!

Posted by: جاسيگاري at June 11, 2005 01:54 PM

كار خانمها عالي بود. با اينكه اسمي از حضور زنها برده نشد.. صداي اونها در تمام ايران پيچيد و شنيده شد.. حضور خانمها در ورزشگاه به فوتباليست ها روحيه داد و باعث شد نتيجه دلخواه رو بگيرن.. دسستون درد نكنه.

Posted by: مهسا at June 11, 2005 12:14 PM

آفرين ..عاليه عالي ..خيلي كار بزرگيه تو اين خراب شده زن باشي و حضورت و وجودت رو ثابت كني ..دست مريزاد

Posted by: روزبه at June 11, 2005 12:13 PM

با اجازه از يکی از عکسهيت در وبلاگ استفاده کردم

Posted by: آوات at June 11, 2005 11:46 AM

واقعا خسته نباشيد ....كار بزرگي كرديد .....از پا قدم خانمها بود كه ايران رفت جام جهاني ....

Posted by: مري مون at June 11, 2005 11:10 AM

ای والله به شما

Posted by: آوات at June 11, 2005 10:59 AM

تبريك از طرف ايرانيهاي مقيم كانادا و امريكا...

Posted by: review at June 11, 2005 09:15 AM

اگه دليلم قانع كننده نبود حتمآ به معين راي بديد

Posted by: raadmard at June 11, 2005 07:30 AM

به هاشمی رای بدهيد.
به معين رای بدهيد.
به لاريجانی رای بدهيد!
به کروبی رای بدهيد!
به احمدی نژاد رای بدهيد!
به مهرعليزاده رای بدهيد!!!

فقط تو را به خدا به قالی‌باف رای ندهيد!

ما تا ديروز طرفدارِ پليس بوديم. قالی‌باف يکی از ۴ مردِ محبوبِ سال در نظرسنجیِ چلچراغی بود. تا ديروز عملکردِ پليس در برخورد با دانشجويان در حادثه‌ی تيرِ ۸۲ خيلی خوب بود. تا ديروز برخوردی با شادیِ مردم نمی‌شد. حتی در چهارشنبه سوری برایِ مردم فضا در نظر گرفته می‌شد. تا ديروز سردار طلائی خيلی آدمِ خوبی بود. در شامِ غريبانِ ميرداماد خيلی خوب عمل کرده بود. تنها کسی بود که موبايلش را جواب می‌داد. تا ديروز پليس بهترين سازمان دولتی در بهره‌گيری از IT بود. تا ديروز قالی‌باف مديرِ موفقِ سال بود. تا ديروز قالی‌باف نماينده‌ی ويژه‌ی خاتمی بود. تا ديروز کارتون‌های نيروی انتظامی را دوست داشتيم. تا ديروز موفقيت‌هایِ پليس در نو شدنِ ساختار و تجهيزات چشمِ ما را از حدقه درآورده بود. تا ديروز طرحِ تکريمِ ارباب رجوع در اداره‌ی گذرنامه که در اولين روزهای قالی‌بافی اجرا شد، ما را خشنود کرده بود. تا ديروز پليسِ ۱۱۰ به ما احساسِ امنيت داده بود. تا ديروز، طرحِ پليسِ ما باشيد که از بيش از ۲ سال پيش با شماره‌ای سه رقمی شروع شد باعثِ اخراجِ و توبيخِ کلی بازجو در اماکن شده بود. تا ديروز، قالی‌باف شايد تنها مديرِ دولتی بود که در ستادِ مبارزه با قاچاقِ کالا و ارز طبقِ برنامه عمل کرده بود و به مردم در تلويزيون گزارش داده بود. تا ديروز، شرق که مقاله می‌نوشت، قالی‌باف يک آدمِ مستقلِ توانا بود که هر چه خواسته بود، از دو جناح گرفته بود. تا ديروز، شرق که مقاله می‌نوشت راهنمائی و رانندگی موفق‌ترين مجموعه‌ی تحت نظر شهرداری بود، چون سياست‌هايش مالِ نيرویِ انتظامی بود.

ولی خوب، زمان می‌گذرد و همه چيز عوض می‌شود.
تا ديروز، وبلاگ‌نويسان اشتباهِ شاهرودی بود. امروز شد اشتباهِ قالی‌باف.
تا ديروز، با بد حجابی برخورد نمی‌شد. امروز با دختر عمویِ من برخورد شده است. پس به قالی‌باف رای نمی‌دهم.
تحليلِ سازمانِ مجاهدين در کودتا خواندنِ نامه‌ی فرماندهانِ سپاه شده است مبنایِ تحليلِ ما. تدبيرِ خاتمی که همه جا به بی‌تدبيری متهمش می‌کنيم شده است عاملِ رهايی از کودِتا. قبلا می‌گفتيم در نامه نوشته‌اند قلم می‌شکنيم و زبان می‌بريم. امروز حيا به خرج داديم و خودِ نامه را منتشر کرديم. کودتا! تو را به خدا حيا کنيد! کودتا عليه دولتِ خاتمی! عجب تحليلی! گمانم ما هم يک نسخه‌ی ضعيف شده از هخا و رضا پهلوی شده‌ايم...

تا ديروز اماکن بد بود، که داشت بهتر می‌شد. و در زمانِ قالی‌باف خيلی بهتر شده بود. گرچه خودِ قالی‌باف را هم اگر می‌گرفتند مجبور به اعتراف به کارِ نکرده می‌کردند. ولی داشت بهتر می‌شد. با پليسِ ما باشيد. از امروز شده است جائی که خيلی مهم و موثر شده و اصلا هم تقصيرِ قوه‌ی قضائيه نيست که متهم می‌کند. فقط تقصيرِ قالی‌باف است.

باور کنيم که تقصيرِ قالی‌باف است. نبايد پايش را در کفشِ سياسيون می‌کرد. همه‌شان ترسيدند. از مشارکتی‌ها گرفته تا کارگزارانی‌ها تا راستی‌ها تا آبادگران. شايد چون قرار نيست سهمی توزيع شود. شايد چون بچه‌های لوسِ سياستِ ما که برای ابرازِ وجود با هم دعوا می‌کنند حس کردند کسی می‌خواهد جورِ ديگری ابرازِ وجود کند. و دکان‌ها خوب، طبعا نبايد تخته شود. حتی اگر متعلق به بچه‌های لوسِ سياستِ ما باشد. بچه‌هايی که برخی ۲۰ سال دارند، برخی ۳۰ سال و برخی تا ۶۰ سال هم سن دارند. اما هنوز بزرگ نشده‌اند.

از نظرِ من قالی‌باف اشتباهاتِ زيادی کرد. مثلِ نامه‌نوشتن به خاتمی. مثلِ ژست‌های پوسترهايش. مثلِ حجمِ وسيعِ تبليغاتش. اما بهتر است تحليلمان جامع باشد. کمی جامع‌تر از آنچه اکنون هست.

ما از هر کسی يک بار بازی خورديم. اما چون حافظه‌ی تاريخی نداريم باز هم بازی می‌خوريم. مشارکتی‌ها البته چندان اقبالی ندارند. دکتر معين هم نه در حرف زدن جذاب است، و نه برنامه‌ای برایِ اداره‌ی کشور دارد. شايد بهتر باشد در همان وبلاگش مطلب بنويسد. اما دارند ما را بازی می‌دهند. رضا خاتمی! محسن ميردامادی! محسن آرمين! الهه کولايی! چه موج سوارانی! و برخی‌مان هم از آن طرف، به همان علت به هاشمی رای می‌دهيم. چون ۶ سال است که گذشته. يادمان نرفته، ولی چون يک بار او را له کرديم، ديگر حافظه‌مان به درد نمی‌خورد. تقريبا حافظه‌ی يکبار مصرف داريم. مثلا در انتخاباتِ شوراها به مشارکتی‌ها رای نداديم. در انتخاباتِ مجلس هم به هاشمی رای نداديم. ديگر مصرف شده و رفته. ولی من مطمئنم که اين دوره نوبتِ قالی‌باف است که به او اعتماد کنم. فکر نمی‌کنم خيلی به آزادی معتقد است. ولی می‌دانم عرضه‌ی خيلی کارهایِ بنيادينِ اجرائی-اقتصادی را دارد که بقيه ندارند، حزبی عمل نمی‌کند، کما اينکه همه معتقدند پليس حزبی عمل نکرده، و از نظرِ فرهنگی-اجتماعی کاملا قابلِ تحمل است. کافی است او را با احمدی‌نژاد و لاريجانی مقايسه کنيد. منظورم اين است که شهرداری و صداوسيما را با پليس مقايسه کنيد.

نترسيم.
قالی‌باف تا ديروز آدمِ بدی نبود.

Posted by: amid at June 11, 2005 12:25 AM

یک تبریک گرم و تابستانی خدمت همه‌ی زنان آزاده و به‌ویژه پرستوی عزیز.

Posted by: مجید زهری at June 11, 2005 12:13 AM

صميمانه تبريك ميگم. من از تلوزيون بازيو ديدم ولي دقيقا همه متوجه شديم كه شما وارد ورزشگاه شديد مردها كلا ساكت شده بودند صداي خانمها هم كاملا واضح و قابل تشخيص بود

Posted by: داريوش آگاه at June 11, 2005 12:01 AM

تبريك بابت باز شدن دربهاي آزادي به روي زنان...اميدوارم اينا همش ژست انتخاباتي نباشه و بعدها ادامه پيدا كنه تا ما هم يك بار كه شده بيايم اونجا و اين خاطره رو مثل شماها داشته باشيم...كاش من 2 روز زودتر اين جريان رو مي فهميدم!!!!!
حيففف!!!
باز هم تبريك!

Posted by: niloofar at June 11, 2005 12:00 AM

اونها چيزي نگفتند اما ما صداي شما رو مي شنيديم و در پوست نمي گنجيديم . شماها به تاريخ پيوستيد . (حيف كه ني ني من نذاشت من هم همراه شما به تاريخ بپيوندم)

Posted by: ساروي كيجا at June 10, 2005 11:52 PM

پرستو جان
تبريك مي گم

Posted by: Mitra at June 10, 2005 11:38 PM

سلام.اگر وقت براي سر زدن به وبم ندارين،حداقل بگين دفعه بعد كي مي خواين برين استاديوم؟؟؟ منم حتما ميام...

Posted by: MarjaN at June 10, 2005 10:40 PM

mahshar bod kare in zanan , dast marizad jedan

Posted by: reza at June 10, 2005 10:34 PM

سلام. در باره اين حركت شجاعانه مطلبي نوشتم در وبلاگم با عنوان: " سهم زن ايراني از آزادي" كه خوشحال ميشم بخونيدش.
http://yaghyemaghmoom.blogfa.com

Posted by: علی at June 10, 2005 10:23 PM

داريد پوست مي ندازيد.ديگه چي مي خوايد؟معين رو هم كه به ش اضاف كنيد مي شيد سرتاپا دموكراسي.بابا چريك.تو ديگه كي هستي؟

Posted by: mongol at June 10, 2005 10:11 PM

سلام
بابا ايول
ولي خواهشا جون هر كي دوست دارين بهونه به دست اينا ندين . لااقل تو استادبوم كه مي يايين لباستون - موهاتون - خلاصه حجابتون يه كم بهتر باشه الكي بهتون گير ندن.مرسي (;

Posted by: سين at June 10, 2005 09:24 PM

عزیز جانم..:
سزار مانده در گل ...! تردید و شک و دو دلی دارد مرا با خود میبرد...نمیدانم ..نمیدانم...و همین مرا آزار میدهد...شده که در جائی قرار بگیری که جز یک انتخاب و یک گزینه چاره ای دیگر نباشد..؟ امپراطور نمیخواهد در جبری چنین دردناک گرفتار باشد...نوشته هایم در سه روز گذشته حکایت از این تناقص دارد...در دنیای خارج از این جا نمیتوانم به مشورت دیگران اعتماد کنم که توام است با داوری و قضاوت که گمراهم میکند..پس از تو میخواهم مرا بخوانی و بگوئی چه کنم..؟ دستم را بگیر ..راهنمائی تو را محتاجم...بتوانم روزی جبران مهرت را نمایم..که میتوانم..قول میدهم...قول...!

امپراطور سرزمین آبهای همیشه آبی
ژولیس سزار

Posted by: سزار at June 10, 2005 09:23 PM

خيلي حال كردم ولي حجاب مجابو نيستم :ي ....... اسپانيش

Posted by: حسين at June 10, 2005 08:38 PM

سلام - گل كاشتين - بهتون تبريك ميگم - به اين ميگن فتح سنگر به سنگر - با بهترين ارزوها

Posted by: شب یلدا at June 10, 2005 08:14 PM

اختيار داريد، خوش تيپی از خودتونه ;)

Posted by: ehsandiary at June 10, 2005 08:13 PM

خيلي خوشحال شدم...

Posted by: پرنيان at June 10, 2005 08:07 PM

بازم امدم بگم كيف كردم باز هم بگم دمتون
گرم
خيلي دلم ميخواستم منم مي تونستم همراهمتون باشم واي خب شرايط جسميم اجازه نداد
حالا اگر عمري باقي بود براي بقيه بازيها

Posted by: نگين at June 10, 2005 06:32 PM

تبریک و درووووووووووووووووووووووووووووود

Posted by: شماره یک at June 10, 2005 06:12 PM

بابا ايول!اون روز صداتون ميومد! صداي فرياد دختونه بود ولي من باورم نميشد!!!....
كار بي سابقه و حماسي بود!....در اين راستا باز هم هر كاري من خودم تا جايي كه بتونم در خومتتون هستم!!!....
باز هم هزارباريكلا و زنده باد و...بر شما!
اسطوره

Posted by: اسطوره at June 10, 2005 06:05 PM

بابا دمتون گرم!!!!!!!!!!!!حال كردم!

Posted by: aida at June 10, 2005 05:17 PM

واقعا لذت بردم.افرين

Posted by: نويد at June 10, 2005 05:08 PM

http://nasiriphotos.com/blog
گزارش تصويری منصور Link KAR nemeekoneh

Posted by: hamed at June 10, 2005 04:44 PM

ايول بابا...كلي حال اومدم فهميدم..فقط حيف كه من خودم تو راه تهران بودم..وگرنه فك كنم منم دست كمي از شماهايي كه اونجا بودين نداشتم...در هر حال ميگن وصف العيش نصف العيش...دم همه تون گرم...دارمتون حسابي!

Posted by: Ani at June 10, 2005 03:42 PM

روي اسم من كليك كنيد تا داستان پرستو و دوستان رو هم در اين زمينه ببينيد ! IRANSCAN:

Posted by: amir at June 10, 2005 03:40 PM

به شرف انسانهای پاک قسم که شما قهرمانان واقعی بودید. شما دروازه دگماتیسم را گل باران کردید. پیروزی با شما است. به پیش بتازید ای پویندگان آزادی

Posted by: فرهاد آصف at June 10, 2005 03:33 PM

ُ لينک داستان پرستو و دوستان:
http://iranscan.net/comments/Iran/Weblog/women_score_goal_for_civil

Posted by: amir at June 10, 2005 03:33 PM

کارتون واقعا جای تقدیر و تشکر داره چون کاره بزرگی کردین
امید وارم نصف استادیوم رو شما خانومها پور کنید
وای اون موقع موج مکزیکی چه شود

Posted by: سایتگردی at June 10, 2005 03:04 PM

روي اسم من كليك كنيد تا گزاري بي بي سي رو هم در اين زمينه ببينيد !

Posted by: کورش at June 10, 2005 02:17 PM

vaghean khaste nabashid.aliiiiiiiiiiiiiii bood.tabrik migam.movafagh bashid

Posted by: azadeh at June 10, 2005 02:12 PM

سلام پرستوي عزيزم!به شما و بقيه خانوما كه از حقتون و در آخر حق زن ايراني حمايت كردين تبريك ميگم/به اميد موفقيتهاي بزرگتر.خيلي دوست دارم:×

Posted by: آزاده at June 10, 2005 01:40 PM

درسته فردوسي‌پور چيزي نگفت تو گزارشش اما من كاملن پوشش دادم تو گزارشم و خيلي هم خوشحالم !! :دي

Posted by: گناهكار at June 10, 2005 01:33 PM

آي لاو يو خيلي ماهي موفق باشي

Posted by: Marjaneh at June 10, 2005 01:07 PM

سلامممممممممممممممممم عالی بود به من هم سر بزن کیف کردم مرسی و بای

Posted by: <حیدم at June 10, 2005 12:52 PM

سلام:
چه جالب ! ميشه بگين چه جوري هم اجازه دادن ؟!؟!

Posted by: Funny's M at June 10, 2005 12:41 PM

سلام
خسته نباشید . خیلی جالب بود.

Posted by: خیال تشنه at June 10, 2005 12:35 PM

مامان من هم مي گفت صداي زن مياد !!! ما هي مي گفتيم مامان زن كجا بود تو ورزشگاه نگو شما بودين ؛)

Posted by: jAlAl at June 10, 2005 12:33 PM

سلام . اينكه شما توانستيد اين حصار نابرابري را بشكنيد . بسيار ستودني است اما ايكاش اين حركات سازماندهي بيشتر پيدا كند و در آينده فارغ از هر مانع منصرف كننده اي زن ايراني نشان دهد كه هيچ حقي در انحصار جنس بخصوصي نيست خصوصا حق لذت بردن از تماشاي يك مسابقه ملي . موفق باشيد

Posted by: eghlima at June 10, 2005 12:13 PM

I'm Proud of u girls.....thx alot!

Posted by: azadeh at June 10, 2005 11:59 AM

شبکه خبر با چنتا خانمی که تو استادیوم بودن مصاحبه کرد و نشون داد ولی فکر نکنم شما بوده باشین ولی اینکارتون سر صدا کرده اینا خودشونو زدن کوچه علی چپ حتی تلویزیونای لس انجلسی هم عکس زنا رو تو استادیوم نشون دادن بیچاره ها باورشون نمیشد که شما تونستین برین استادیوم

Posted by: alireza at June 10, 2005 11:08 AM

پرستوي عزيزم! ازت ممنونم! به خاطر انرژي فراووني كه داري و به خاطر تمام اون چيزهايي كه براش زحمت ميكشي!من هم اگه تهران بودم با حتماَ به استاديوم مي اومدم

Posted by: لادن at June 10, 2005 10:55 AM

مرسي مرسي مرسي كه تونستيد حق خودتون و بقیه خانومها رو بگیرید...

Posted by: بی تا at June 10, 2005 10:38 AM

ba salam,afarin bad bar zanan va dokhtarane pak sersht va shir- afkan in diyare ahorai,zendeh bad zanan va dokhtarane iran

Posted by: sohrab at June 10, 2005 10:37 AM

خوشحالم به اندازه‌ي همين عكس و تبريك كه واقعا گفتن دارد. ما پاي تلويزيون بوديم كه هر وقت خاتمي را نشان مي‌دهد، دوربيني ديگر عكس آقا را هم كه بر فراز استاديوم بود، نشانمان مي‌داد كه چيزي را فراموش نكنيم

Posted by: نوري at June 10, 2005 09:21 AM

کوتاه برای آن کار بزرگی که انجام داده اید نوشتم، گرچه که بیش از اینها باید به شما احسنت گفت.

Posted by: سلیمان at June 10, 2005 08:45 AM

سلام
خیلی خوشحالم که به یکی از حقوق مسلمتون دست پیدا کردین.موفق باشی.
راستی اگه وقت کردی بیا وبلاگ نوپای منو هم ببین.

Posted by: آرمان at June 10, 2005 08:31 AM

آفرين به همت مردانه تون!

Posted by: مسعود رهبري at June 10, 2005 06:47 AM

سلام
پیش بسوی تشکیل شورای رهبری جنبش اصلاحات مردمی. آیا با پیشنهاد تشکیل شورای رهبری موافق هستید ؟ بنظر شما چه کسانی برای عضویت در این شورا شایسته ترند؟ پژواک خاموش

Posted by: s.a.a at June 10, 2005 05:46 AM

اين سانازززززززز منو ديوووووونه کرده........... واي خدااااااااااااااااااااا

Posted by: مجيد at June 10, 2005 05:17 AM

ما كه در كانادا بازي را تماشا مي كرديم فريادهاي تشويق شما خانمها را دائما مي شنيديم اما فردوسي پور ترسو نشنيد .... عكسهاي ايرانيهاي تورنتوي كانادا هم گذاشتيم اگر خواستيد ببينيد .

Posted by: review at June 10, 2005 04:55 AM

تبريک ميگم. مثل هميشه باعث افتخار هستين پرستو خانم (خيلي پيرمردي شد !!! اما راست ميگم). مهسا تو هم يک کمي ياد بگير !!!

Posted by: kiarash at June 10, 2005 04:15 AM

تبريك پرستوجان
از نوجووني هميشه آرزوم بود برم استاديوم حيف كه تهران نيستم
ايشالله ادامه داشته باشه كه حتما داره
بازم تبريك به تو و همه زنان ديگر

Posted by: رویا at June 10, 2005 04:04 AM

پرستو! واقعا خوشحالم.تبريك مي گم.ديروز از عصري كه نتونستم معصومه را پيدا كنم حدس زدم كه حق ورود گرفتيد. ولي واقعا خوشحالم .زياد!

Posted by: نگار at June 10, 2005 03:52 AM

تبريك ميگم
واي اگه منم بودم...........

Posted by: asiyeh at June 10, 2005 03:25 AM

من عقيده دارم پرستو به جاي يه چيز خوب - سه نا چيز خوب داره... اگه گفتيد چي چي ها داره؟

Posted by: سکينه - زنجان at June 10, 2005 02:59 AM

وقتي 4 تا سوسول کون نشوري مثه پرستو و ساناززززز ميشن ليدر، واي به حال مخاطبين شاشوي اين وبلاگ

Posted by: جمالت رو عشق است at June 10, 2005 02:56 AM

پرستوی عزیزم :
حتما یه چیزی داری که ماها اینقدر دوستت داریم .
در وجودت شور به زندگی و عشقه که اطرافیانت را سیراب می کنه .
آفرین به تو ، آفرین به دوستانت ، آفرین به همه ی ما که دوستانی مثل تو داریم .

با مهر
علی

Posted by: هزار حرف گفته شده at June 10, 2005 02:31 AM

مبارک است

Posted by: آب باریکه at June 10, 2005 02:24 AM

آفرین...حق را به هیچکس اعطا نمی کنند...باید به دستش آورد...خیلی خوب بود...تبریک می گویم...به همه!

Posted by: نقطه الف at June 10, 2005 01:45 AM

Bravooooooo.... :-)

Posted by: RahiL at June 10, 2005 01:28 AM

واي ...ديدي چي شد ..اسلام تو خطر افتاد..بدبخت شديم رفت ..ديگه هيچ كاريش هم نميشه كرد ..يعني من كه اميد ندارم..ميگن اينبار جديه...

Posted by: contact at June 10, 2005 12:50 AM

سلام. برات اي ميل فرستادم. به اميد ديدار

Posted by: نگين حسيني at June 10, 2005 12:39 AM

///لام ... پرستو خانم دو تا موضوع رو فراموش نكنيد ! 1- اگر تا حالا حق رفتن بهتون نداده بودن به دليل افكار عمومي بوده 2- موفقيت وقتي حاصل مي شود كه جربزه پيدا كرد! من خيلي خوشحالم كه شما اكلي فيمينست بازي در نميارين و دنبال احقاق حق مسلم زنان هستند و چون خودتون يك بانو هستيد يقيناَ تلاش شما موثر تر از تلاش آقايان خواهد بود. من اين پيروزي و اون پيروزي و احتمالاَ پيروزي سوم را به شما تبريك مي گويم .

Posted by: ديار at June 10, 2005 12:35 AM

Posted by: eli at June 10, 2005 12:32 AM

باعث افتخاريد. حق گرفتنی را گرفتید.

Posted by: سایه at June 10, 2005 12:29 AM

خوب بود هرچند که مایه تاسفه که در 2005 اینقدر حقهای طبیعی رو از دست دادیم و یا نداریم که باید برای ساده ترینش، قدمهایی به بزرگی قدمهای انقلابیون برداریم. احساس شرم کردم وقتی زیر عکسهای جناب منصور جمله " زنان حق ورود به استادیوم رو ندارند" خوندم! .... بهرحال واقعا آفرین. و بعد اینکه من به خاطر دارم بعد از پیروزی ایران بر استرالیا، وقتی بچه های تیم ملی با هلیکوپتر از مهرآباد اومدند استادیوم ، جمعیتی در حدود 5-6 هزار نفر دختر هم توی استادیوم بودند و البته بازیکنان تیم ملی شلوار پاشون بود و اسلام به خطر نیفتاد! بهرحال آفرین!

Posted by: آرمین ( برادر نازنین ) at June 10, 2005 12:26 AM

پرستو كاش زودتر مي فهميدم و منم مي اومدم. حف شد ولي ايشالله بازيهاي بعدي. مي گم يه وقت شل نگيريد ها. من فكر كنم لااقل چندتا بازي پشت سر هم بايد رفت استاديوم تا يه وقت فكر نكنن سر بازيهاي مهم فقط خانوما اجازه دارن و اين يه بار واسه انتخابات استثنا بود و ... . دستتون درد نكنه و خسته نباشيد:)

Posted by: ئه سرین at June 10, 2005 12:09 AM

خاک توي سرت«مهدي» با اي کامنتي که کذاشتي
برو «اونو» برش و به جمع زنان بپيوند
ميبينيد براي يه « ذره گوشت» متعفن به چه گويشي روز مي آورند؟
يه بار بخونيد ببيند اين احمق چي گفته:
« من يک مرد ايرانی هستم ولی خودم رو از زن بالاتر نميبينم.....»
اين افاضات رو اواخواهري به اسم «مهدي» فرمودن...الهي

Posted by: شمس at June 10, 2005 12:02 AM

واقعا منم با نازخاتون موافقم...جيگرهمتونو...آي گل گفتي نازخاتون...توي اين همه جمعيت 3 تا پسر خوش تيپ نبودن تا اين 3 تا جيگر رو به سيخ بكشن و بخورن؟
فقط ممكن بود بر اثر ترشيدگي‘ مسموميت شديد براشون رخ ميداد... ولي از قديم گفتن:هر كه فيل خواهد جور هندوستان كشد... يا به عبارت ساده تر هر كي بي گدار به آب بزنه‘ جنس دستمالي شده گيرش مياد
توضيح: گير با - گ - صجيج است

Posted by: shams at June 9, 2005 11:51 PM

پرستو جان، اين يك گام عملي و نمادين را محكم و استوار برداشتيد. اميدوارم گام‌هاي بعدي را نيز همين‌گونه استوار برداريد تا تبعيض جنسي در كشورمان رخت بربندد.
براي شما و ساير فعالان عرصه‌ي حقوق زنان آرزوي موفقيت مي‌كنم

Posted by: مسعود برجيان at June 9, 2005 11:41 PM

خبر برايم شوك آور بود. نه به فوتبال علاقه اي دارم و نه از ژست هاي نه يكرنگ مردان مدافع زنانه نگري، بهره اي. اما باور كنيد دوست داشتم در آن لحظه كنار شما شكستن يك تابو را مي ديدم از نزديك. هميشه شاد و همين قدر سمج باشيد.

Posted by: داروك at June 9, 2005 11:40 PM

I was so happy and proud to see your pictures goodluck

Posted by: marjan at June 9, 2005 11:38 PM

پرستو جان دست گلتون درد نکنه واقعا گل کاشتین راستی عجب عکس خوشگلیه هر سه تاتون واقعا ازتون ممنونیم

Posted by: فرشته قاضی at June 9, 2005 11:11 PM

در ضمن به خانمهايي كه در ورود به استاديوم پيروز شدند تبريك ميگم. قدم بزرگي بود!

Posted by: jamal at June 9, 2005 10:48 PM

همه تون اكبر گنجي رو فراموش كردين! الان وقتشه كه به اكبر به عنوان كاتاليست براي تغييرات كليدي نگاه كنيم. از اعتراض اخص به سعيد مرتضوي و تقاضاي بركناري او و آزادي بي قيد و شرط اكبر گنجي بايد شروع كرد. اكبر از روزي كه اومده بود مرخصي با هر زبوني مرتب از "هزينه" مبارزه و ژيشرفت حرف ميزنه. منظورش دو پهلوست. داره نه تنها به ما كه به اقتدار گرايان هم ميگه كه اگر من رو ازيت كنيد براتون "هزينه" خواهد داشت. دوستان از او حمايت كنيد و بهش جواب مثبت بدين!

Posted by: jamal at June 9, 2005 10:46 PM

Congradulaion, you guys were brave and what amazes me is that considering the political condition in Iran you guys managed to get a small victory from these Mollahs. Again thanks for your brave action. KEEP IT UP!

Posted by: Arash at June 9, 2005 10:23 PM

هورا..... آفرین آفرین...
از خوش‌حالی پر در آوردم. قبل از مسابقه رادیو فردا گفت هنوز راهتون ندادن و کلی غصه خوردم. موقع مسابقه هم حرفی ازتون نیاوردن. اما بعدا که فهمیدم رفتید تو کلی خوشحال شدم. باور کن از خوشحالی اشک به چشمم اومد..درسته که کوچیکترین حقمونه اما وقتی حقی با سختی به دست میاد خوشحال‌کننده‌تره..
شایدم جمهوری اسلامی مخصوصا همه‌ی درا رو به رومون بسته تا موقع باز کردنش حسابی ذوق کنیم:)))))

Posted by: زيتون at June 9, 2005 09:34 PM

سايت مشهوره gettyimages.net هم سه عکس از شما پشت درهاي بسته استاديوم گذاشته.اينم لينکش:
http://editorial.gettyimages.com/source/search/details_pop.aspx?iid=53036677&cdi=0

اينم لينک کل عکس ها:
http://editorial.gettyimages.com/source/search/FrameSet.aspx?s=EventImagesSearchState%7c1%7c0%7c28%7c0%7c0%7c0%7c1%7c0%7c0%7c0%7c53006795%7c0%7c0%7c0%7c0%7c0%7c%7c0%7c0%7c0%7c0%7c0&p=2&tag=1

Posted by: ealy at June 9, 2005 09:14 PM

آخيش!! اين يعني به به ، به تو پرستوي عزيزم ، به ساناز ، به معصومه عزيز .

Posted by: فاطمه at June 9, 2005 08:59 PM

خيلي متاسف شدم از اينكه نتونستم بيام، خيلي تبريك بهتون، وقتي صداتون رو شنيدم اول باور نمي كردم، نيازي به دوربين نبود همه فهميدند اونجا هستيد!
تعدا كم اما صداتون عالي بود!
اميدوارم روز يك شنبه هم روز موفقي براي همه مون باشه...

Posted by: سفید at June 9, 2005 08:39 PM

در روز خواندم که به استادیوم رفته اید.
هم رفتنتون به استادیوم و هم رفتنمون به جام جهانی مبارک باشه.

Posted by: علیرضا at June 9, 2005 07:52 PM

ل

Posted by: farzad at June 9, 2005 07:13 PM

عالي بود! (: ممنون!

Posted by: SoloGen at June 9, 2005 07:12 PM

آفرين! آفرين بر شما. واقعا كار بزرگي كرديد. تحسين تان مي كنم

Posted by: ata at June 9, 2005 07:12 PM

من يک مرد ايرانی هستم ولی خودم رو از زن بالاتر نميبينم.....زنهايی مثل شما هستند که اين مملکت رو ساخته و خواهند ساخت...ميدونم که استاديوم نرفتيد برای فوتبال و تماشای علی دايی..ميدونم رفتيد چون ميخواستيد پل نابرابری رو بشکنيد...ميخواستيد نشون بديد که شما هم هستيد و شما هم ارزش داريد و شما هم حق داريد و حقی که حقتونو گرفتيد....کار شما منو ياد کار فمينيستهای دهه های 20 و 30 و 60 ميلادی ميندازه که جون خدشونو به خطر انداختند که زنهايی امروزی رای بتونند رای بدن و حق طلاق و ازادی اجتمايی داشته باشن...قهرمانی واقعيی شما بوديد ديروز....افتخار ميکنم به شما ....مملکت با وجود آفرادی مثل شما آينده روشنی پيش رو داره. فقط بايد صبر کرد و مبارزه.....به اميد ديدار شما در آزادی در بازی بعد ايران

Posted by: مهدی at June 9, 2005 07:03 PM

صداتون ميومد توي گزارش فردوسي پور. فكر مي كردم خيلي بيشتر هستيد كه اينقدر سرو صدا راه انداختيد. خسته نباشيد

Posted by: ST at June 9, 2005 07:03 PM

ما كه از اين دور دورا (كانادا) با شنيدن صداتون تو ورزشگاه كلي هيجان زده شده بوديم. ديگه ببين چه انگيزه و انرژيي به دور و بري ها و بازيكنان منتقل كرديد....دمتون گرم. خسته نباشيد.

Posted by: alishka at June 9, 2005 06:59 PM

عذر می خوام. از خوشحالی پرت و پلا نوشتم. شجاعت مدنی شما البته سرمشقی برای همه ما بود.

Posted by: فیروز at June 9, 2005 06:55 PM

کاری کردید کارستان. شجاعت مدنی شما سرمشقی مدنی برای همه بود نه فقط برای زنان .

Posted by: فیروز at June 9, 2005 06:53 PM

هورااااااااا!!!!!! کیف کردم...صدای ایران ایران گفتنتون را که می شنیدم از خوشحالی چند بار گریه کردم. هورااا!

Posted by: امشاسپندان at June 9, 2005 06:46 PM

خسته نباشید

Posted by: yoota at June 9, 2005 06:43 PM

پیروزی ارزشمند فتح استادیوم آزادی بسیار ارزشمند تر از پیروزی ایران بر بحرین بود موفق باشید

Posted by: عزیزدوردونه at June 9, 2005 06:26 PM

دمتون گرم!

Posted by: آلیس at June 9, 2005 06:24 PM

Salaam,
Yek gol, neshaaney-e bahaar ast!... baa peykaar-e peygir va baa goutah nayaamadan... BAHAR HATMAN MIYAAD!! hagh va hoghough-r zanaan dar tamaam-e donyaa daadani nist! gereftani ast! be omid-e rouz haay-e... zende baashid.

Posted by: Yasseman at June 9, 2005 06:23 PM

ماشالا. گل از گل‌ها شکفته، همه چیز می‌درخشد. خانواده زیبا و دوست‌داشتنی من. یک عکس دسته‌جمعی هم با محبوبه خانم بگیرید، خواهش می‌کنم. با همان پای کچ‌گرفته. تا بدانیم چه کاری کرده‌اید. خیلی هم سخت نیست این کارها، ولی خوب، برای ما یک کمی سخت‌تر از بالا رفتن از اورست بود تا پریروز. من به شادی و شادمانی خیلی ارزش می‌گذارم، اطمینان دارم این درخششی که هم در تک‌تک و هم جمع شما هست یخ‌ها را آب می‌کند.

Posted by: هوشنگ at June 9, 2005 06:00 PM

چقدر خانومهاي زيبائي .من فكر ميكنم به علت وجود همين خانومهاي زيبا چهره بازيكنان ايراني نيروي اضافه گرفتن و پيروز شدن و اين روند بايد ادامه داشته باشه آفرين به پرستو نازنين و دوستانش. داستان پرستو و دوستان ادامه خواهد داشت

Posted by: simon at June 9, 2005 05:40 PM

اي ول ...دمتون گرم!

Posted by: ترزا at June 9, 2005 05:20 PM

ايران بايد به وجود انسانهايي مثل شما افتخار کنه...ما که قدر شناسيم و آروزمند سلامتي و موفقيت شما.
براي سلامتي محبوبه نازنين هم دعاگو هستيم.

Posted by: غزل at June 9, 2005 05:17 PM

تبريك مي گم! اي وللللله!

Posted by: اروس at June 9, 2005 04:56 PM

فقط ميتونم بگم "مباركه"
شاد باشيد

Posted by: آرش كمانگير at June 9, 2005 04:54 PM

پرستو جان عالي بود عالي...

Posted by: رهايی at June 9, 2005 04:40 PM

پرستو جان عالي بود عالي...

Posted by: رهايی at June 9, 2005 04:37 PM

دمت همتون گرم كيف كردم
كيف كرددم
وقتي صداتون را ميشنيدم كيف ميكردم به همه گفتم اينهادوستهاي من هستن اينها دختره و زنهاي گل وبلاگ نويسن

Posted by: negin at June 9, 2005 03:57 PM

ايول بابا... بپا از اون بالا مالاها نيوفتي پايين... خانمام بلدن ها... دست كم گرفته بوديمتون... صداتون تو تلويزيون پخش ميشد گهگاهي يه چند تا جيغ ميزدين... ايول... بازم از اين كارا بكنين... .

Posted by: حسين at June 9, 2005 03:56 PM

هوراااااااااااااااااا.آره دفعه’ ديگه همه با هم !

Posted by: مينی ژوپ at June 9, 2005 03:55 PM

با يه گل بهار نمي آد .

بايد رفتن خانوما به استاديوم رو جا بندازين

Posted by: مرتضی at June 9, 2005 03:42 PM

تبريك مي گم... واقعا كار بزرگي بود/ باز هم تبريك... پايدار باشيد

Posted by: Alius Maximus at June 9, 2005 03:36 PM


جيگر همتون رو! آي جيگرم حال اومد. يه عالمه بوس س س س س

Posted by: نازخاتون at June 9, 2005 03:34 PM