...
بابا جان، افراد روشنفکر، نه! بهتر است بگويم فعالان سياسی-اجتماعی، که بر سر تحريم انتخابات و رای به دکتر معين کَل داشتند، عقب ماندند. محمود احمدی نژاد نفر اول شد و هاشمی رفسنجانی نفر دوم. برای دور دوم انتخابات، چهره های جذابی وجود دارد (به قول شاعر: يه دل دارم و دو دلبر...) مانده ام توهم بوده است تحليل های ما و ديگران يا وهم است هر چه که دارد اتفاق می افتد؟
Trackback Pings
TrackBack URL for this entry:
http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-tb.cgi/349
Comments
سلام اولا" همه تان خفه شيد چون خورد تو پوزتون و احمدي نژاد رييس جمهور شد در ضمن هاشمي هم اوني كه شما مي خوايد نيست هاشمي يه فرهيخته انقلابي و روحانيه
تازه خاتمي هم اوني كه شما مي خواستيد نبود چه برسه به هاشمي!
خداي يا تا ظهور دولت يار
نگهدار و مدد كن رهبرم را!
فقر و فساد و تبعيض
احمدي نژاد به پا خيز
!
Posted by: rahmani at October 4, 2005 04:42 PM
و اما براي اينكه احمدي نژاد رو بهتر بشناسيد:
http://roozonline.com/01newsstory/007956.shtml
Posted by: Bidel at June 21, 2005 03:50 PM
شرايط بحراني و حمايت از هاشمي همميهنان گرامي؛ با توجه به نتايج اعلام شده انتخابات رياست جمهوري كه حكايت از آن دارد كه آقايان هاشمي رفسنجاني و احمدينژاد به دور دوم راه يافتهاند، ما امضا كنندگان بيانيه زير عليرغم آنكه مواضع كاملا متفاوتي در مرحله اول انتخابات داشتهايم، از آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني در مرحله دوم انتخابات حمايت كرده و به طور جدي از همگان ميخواهيم تا براي جلوگيري از آنچيزي كه به عقيده ما يك فاجعه بسيار نزديك و در كمين است، به هاشمي رفسنجاني راي دهند. از تمامي فرهيختگان منتقدي كه به آينده و سرنوشت ايران اهميت ميدهند ميخواهيم تا در شرايط كنوني، از بحثها و نقدهاي تفرقهافكن خودداري كنيد. تو اين سايت نظراتتون و به هاشمي بگين: www.hrafsanjani.ir اين سايتم جالبه: http://www.debsh.com
Posted by: Bidel at June 21, 2005 03:44 PM
سلام.نمیدونم امروز یا به عبارتی دیشب گفتگوی اقای نوبخت با خوش چهره نماینده احمدی نژاد رو دیدین یا نه کاملا بوی فاشیستی از رفتار جناب خوش چهره معلوم بود هر چند ایشون در دفاع از احمدی نژاد به جرم ساختن سقاخانه های متعدد در تهران با پول شهرداری بارها لیوان اب رو سر کشیدند اما سعی ایشون در ارائه چهره مظلوم واقع شده احمدی نژاد به جهت قیافه و قد تلاش زیادی کردند میگفتند یک اس ام اس به من رسیده که اگه احمدی نژاد رییس جمهور شه وقت داره بره حموم واقعا به چه روزی رسیدیم بین احمدی نژاد و هاشمی مجبور شدیم به انتخاب...
Posted by: sepehr at June 21, 2005 01:21 AM
سلام.نمیدونم امروز یا به عبارتی دیشب گفتگوی اقای نوبخت با خوش چهره نماینده احمدی نژاد رو دیدین یا نه کاملا بوی فاشیستی از رفتار جناب خوش چهره معلوم بود هر چند ایشون در دفاع از احمدی نژاد به جرم ساختن سقاخانه های متعدد در تهران با پول شهرداری بارها لیوان اب رو سر کشیدند اما سعی ایشون در ارائه چهره مظلوم واقع شده احمدی نژاد به جهت قیافه و قد تلاش زیادی کردند میگفتند یک اس ام اس به من رسیده که اگه احمدی نژاد رییس جمهور شه وقت داره بره حموم واقعا به چه روزی رسیدیم بین احمدی نژاد و هاشمی مجبور شدیم به انتخاب...
Posted by: sepehr at June 21, 2005 01:21 AM
سلام.نمیدونم امروز یا به عبارتی دیشب گفتگوی اقای نوبخت با خوش چهره نماینده احمدی نژاد رو دیدین یا نه کاملا بوی فاشیستی از رفتار جناب خوش چهره معلوم بود هر چند ایشون در دفاع از احمدی نژاد به جرم ساختن سقاخانه های متعدد در تهران با پول شهرداری بارها لیوان اب رو سر کشیدند اما سعی ایشون در ارائه چهره مظلوم واقع شده احمدی نژاد به جهت قیافه و قد تلاش زیادی کردند میگفتند یک اس ام اس به من رسیده که اگه احمدی نژاد رییس جمهور شه وقت داره بره حموم واقعا به چه روزی رسیدیم بین احمدی نژاد و هاشمی مجبور شدیم به انتخاب...
Posted by: sepehr at June 21, 2005 01:20 AM
این یه بازی کثیفه... و قاعده ای هم نداره...
خون مختاری و پوینده و فروهر و ... رو به هدر دادین ... گنجی و زرافشان و ... رو فراموش دارین می کنین...
برین دوباره رای بدین که به بازی های کثیفشون و قتل هاشون مشروعیت ببخشین... احمدی نژاد فقط یه عروسکه... پشت اون سالهاست که یه جریان وحشی گری و قتل و چپاول شکل گرفته و رشد کرده ... و ماها با بی خبری بهش کمک کردیم.
دارن می ترسوننمون که به هاشمی رای بدیم... بعدن بگن به حاکمیت رای دادیم... هاشمی هیچوقت پاسخگوی مردم نبوده که حالا بار دومش باشه... اگه از اول رای نمیدادین و معین به مشارکتی های فرصت طلب گوش نمیدادین، بین جماعت آخوند دعوای بیشتر و احمقانه تری می شد...!! راستی خاتمی چرا ساکته الان؟!
Posted by: anita at June 21, 2005 12:21 AM
سرکار خانم (احتمالا؟) هستي عزيز! بدانيد که من هم بين شما زندگي کرده ام و مي کنم. همانطور که بيست ميليون نفري که راي ندادند در آن کشور زندگي مي کنند. من هم دغدغه احمدي نژاد را دارم. ضمنا متاسفانه مشهور نيستم و يک چهره ناشناس هستم و علاقه اي هم به اشتهار به هر بهايي ندارم. وبلاگ هم دارم و راستش را هم بخواهيد مثل بقيه(؟) به خاطر بيکار شدن و بي وبلاگ شدن حاضر نيستم رايم را به ثمن بخس بفروشم. مي دانم پرستو تنها نيست. مي دانم ۶-۷ درصدي از ملت به هر دليلي همراهش بوده اند. هستي جان! من هم مي خواهم در آن کشور زندگي کنم و نفس بکشم. از فاشيسم هم بيش از شما با تمام ذرات وجودم مي هراسم چون بيش از شما از آن آسيب ديده ام. نمي دانم دوستان من که گفته اي که هستند که تحريم را رها کرده اند. فکر هم نمي کنم تحريم را رها کردن يا تحريم کردن به حرف من و شما باشد. حداقل تا حالا بايد اين درس را گرفته باشيم که تفاوت مردم ايران با ديگران اين است که خودشان تصميمشان را (درست يا نادرست) مي گيرند و اين باعث شده است تا بتوانند شبه روشنفکراني مثل من وشما را که گمان مي برند مي توانند آنها را سر انگشت بگردانند چنان بازي داده و تحقير نمايند که احساس گيجي و شکست تا مدتها رهايشان نکند. اگر من پرستو جان را ژورناليست حرفه اي مي نامم براي تحقير و تخفيف او نيست. او شغلش اين است. سرکار خانم هستي عزيز! به اين دليل است که منافع صنفي او گره خورده با مشارکت است . و به همين دليل هم هست که به آساني مي توان رفتارها و عکس العمل هاي او را پيش بيني کرد. او حرفه اش اين است و قابل سرزنش هم نيست. نبايد از او انتظار داشت در کار حرفه اي و سازماني خود استقلال راي داشته باشد. سياست هاي کلي هر صنفي را مديريت سازماني آن تعيين مي کند. او بايد به اينده شغلي خود اهميت دهد. هستي عزيز! نه! من نفوذي احمدي نژاد نيستم. من از فاشيسم بيش از تو مي ترسم. اما من از فاشيسم در لباس اصلاحات و انتخاب آن با راي اکثريت مردم بسيار مي هراسم. از روزي بيم دارم که عاليجناب سرخپوشي به قدرت برسد که بار ديگر عاليجناب خاکستري (فلاحيان يا حتي خود احمدي نژاد) را به وزارت اطلاعات خود منصوب کند. و در کنار آن بر جسد سيرجاني و سامي و بر اتوبوس در دره سوخته نويسندگان اين مملکت اشک تمساح نيز بريزد. نگاهي به هوادارن او بينداز! چه باعث مي شود نام روزنامه جمهوري اسلامي و جامعه روحانيت مبارز را (به همراه تاکيد به شرط بازگشت يه ارزشهاي دوران سياه ) نبيني؟ هستي عزيز! به گنجي بينديش که به دليل افشاي عملکرد کدام عاليجناب و نور انداختن به تاريک خانه چه کسي در زندان تن مي فسرد و به زرافشان که به دليل افشاي دستان که درد را به جان خريده است. هستي عزيز! لختي بينديش! من نيز نگرانم. من نيز به مصلحت ها فکر کرده ام. ولي کلامي بهتر از شعر سيمين در اينباره نيافته ام: ((اگر چه مصلحت آيينم ولي صلاح نمي بينم/ که صحه از سر ناداني، بر اين مصالحه بگذارم))
(پرستوي عزيز به خاطر در اختيار گذاشتن اين فضاي باز از تو ممنونم. مي دانم که سعه صدر زيادي مي خواهد تا به مخالف اجازه اظهار نظر دهي)
Posted by: hosein at June 20, 2005 10:26 PM
سرکار خانم (احتمالا؟) هستي عزيز! بدانيد که من هم بين شما زندگي کرده ام و مي کنم. همانطور که بيست ميليون نفري که راي ندادند در آن کشور زندگي مي کنند. من هم دغدغه احمدي نژاد را دارم. ضمنا متاسفانه مشهور نيستم و يک چهره ناشناس هستم و علاقه اي هم به اشتهار به هر بهايي ندارم. وبلاگ هم دارم و راستش را هم بخواهيد مثل بقيه(؟) به خاطر بيکار شدن و بي وبلاگ شدن حاضر نيستم رايم را به ثمن بخس بفروشم. مي دانم پرستو تنها نيست. مي دانم ۶-۷ درصدي از ملت به هر دليلي همراهش بوده اند. هستي جان! من هم مي خواهم در آن کشور زندگي کنم و نفس بکشم. از فاشيسم هم بيش از شما با تمام ذرات وجودم مي هراسم چون بيش از شما از آن آسيب ديده ام. نمي دانم دوستان من که گفته اي که هستند که تحريم را رها کرده اند. فکر هم نمي کنم تحريم را رها کردن يا تحريم کردن به حرف من و شما باشد. حداقل تا حالا بايد اين درس را گرفته باشيم که تفاوت مردم ايران با ديگران اين است که خودشان تصميمشان را (درست يا نادرست) مي گيرند و اين باعث شده است تا بتوانند شبه روشنفکراني مثل من وشما را که گمان مي برند مي توانند آنها را سر انگشت بگردانند چنان بازي داده و تحقير نمايند که احساس گيجي و شکست تا مدتها رهايشان نکند. سرکار خانم هستي عزيز! به اين دليل است که منافع او گره خورده با مشارکت است . و به همين دليل هم هست که به آساني مي توان رفتارها و عکس العمل هاي او را پيش بيني کرد. او حرفه اش اين است و قابل سرزنش هم نيست. نبايد از او انتظار داشت در کار حرفه اي و سازماني خود استقلال راي داشته باشد. سياست هاي کلي هر صنفي را مديريت سازماني آن تعيين مي کند. او بايد به اينده شغلي خود اهميت دهد. هستي عزيز! نه! من نفوذي احمدي نژاد نيستم. من از فاشيسم بيش از تو مي ترسم. اما من از فاشيسم در لباس اصلاحات و انتخاب آن با راي اکثريت مردم بسيار مي هراسم. از روزي بيم دارم که عاليجناب سرخپوشي به قدرت برسد که بار ديگر عاليجناب خاکستري (فلاحيان يا حتي خود احمدي نژاد) را به وزارت اطلاعات خود منصوب کند. و در کنار آن بر جسد سيرجاني و سامي و بر اتوبوس در دره سوخته نويسندگان اين مملکت اشک تمساح نيز بريزد. نگاهي به هوادارن او بينداز! چه باعث مي شود نام روزنامه جمهوري اسلامي و جامعه روحانيت مبارز را (به همراه تاکيد به شرط بازگشت يه ارزشهاي دوران سياه ) نبيني؟ هستي عزيز! به گنجي بينديش که به دليل افشاي عملکرد کدام عاليجناب و نور انداختن به تاريک خانه چه کسي در زندان تن مي فسرد و به زرافشان که به دليل افشاي دستان که درد را به جان خريده است. هستي عزيز! لختي بينديش! من نيز نگرانم. من نيز به مصلحت ها فکر کرده ام. ولي کلامي بهتر از شعر سيمين در اينباره نيافته ام: ((اگر چه مصلحت آيينم ولي صلاح نمي بينم/ که صحه از سر ناداني، بر اين مصالحه بگذارم))
Posted by: hosein at June 20, 2005 10:19 PM
در هنگام رای به جمهوری اسلامی هم آقای علی اصغر حاج سید جوادی در روزنامه آیندگان نوشتند که این رای به جمهوری اسلامی نیست به سرنگونی شاه و رژیمی سلطنتی است و الان سالها است که مبتلا هستیم .
Posted by: hosein at June 20, 2005 09:38 PM
برتولت برشت در ترس و نكبت نشان ميدهد كه اس.اس ها با چه روشهائي جون مردم را به لب مي آوردند تا آنها "داوطلبانه" به اردوگاههاي كار اجباري بروند. حالا دارند همين بلا را سر مردم ما درمياورند.كه برويم به رفسنجاني " داوطلبانه" راي دهيم . اينست فاشيسم !!!!!
Posted by: ali at June 20, 2005 07:55 PM
اگر شطرنج بازی کرده اید باید بدانید کیش و مات یعنی چه. عالیجناب سرخپوش به همراهی خبره ترین سیاست مردان انگلیسی مردم ایران را کیش و مات کرد .
شرکت در انتخابات یعنی یک بار دیگر بازی با وی و پذیرفتن شکستی حتمی و دیگربار.
صندوقها را تحریم کنیم.
آی مردم یک نفر دارد می دهد جان
قاتلش هم گرفته قول رای تان
Posted by: fari at June 20, 2005 07:01 PM
نگران روزنامه ها هستم.توقیف کامل شدن یا نه؟
ا
Posted by: علیرضا at June 20, 2005 05:58 PM
جناب آقاي حسين نمي دانم شما كه هستيد و در كجا زندگي مي كنيد اما حرف هايتان من را ياد كساني مي اندازد كه در ايران زندگي نمي كنند و دغدغه احمدي نژادها را هم ندارند... شايد هم البته در ايران زندگي مي كنيد و يك چهره ناشناس هستيد و مانند بقيه از بستن وبلاگ هايشان از تعطيلي روزنامه هايشان و بيكار شدنشان و حتي زندان رفتن نمي هراسيد.نمي دانم شما چرا به جاي كمي تامل كردن تنها مي خواهيد پرستو را متهم كنيد.پرستو تنها نيست ما هم مثل او هستيم. ما مي خواهيم در اين كشور زندگي كنيم. مي خواهيم در كنار اين مردم ساده كه زود فريب تبليغات دغل كاران را مي خورند نفس بكشيم. ما مثل شما نيستيم كه از فاشيسم نترسيم...
حال بايد بداني كه بسياري از دوستانت تحريم را رها كرده اند شما هم اگر نمي خواهيد به خود بياييد لااقل مانند يكي از نفوذي هاي احمدي نژادها كه مي خواهند ديگران را دلسرد كنند عمل نكنيد...
Posted by: hasti at June 20, 2005 04:16 PM
بلاخره ماهیت خانم مشخص شد..به هاشمی رای می دهد
Posted by: فری at June 20, 2005 09:00 AM
وبلاگ محفل با مطلبی طنز تحت عنوان :
انگیزه ی شما از رای دادن
با عناوینی چون:
برای افزایش شوهر/برای پایان جنگ/برای خانم گوگوش ...
به روز رسانی شد
متشکرم
هادی رامش
Posted by: hadi ramesh at June 20, 2005 05:45 AM
وبلاگ محفل با مطلبی طنز تحت عنوان :
انگیزه ی شما از رای دادن
با عناوینی چون:
برای افزایش شوهر/برای پایان جنگ/برای خانم گوگوش ...
به روز رسانی شد
متشکرم
هادی رامش
Posted by: hadi ramesh at June 20, 2005 05:45 AM
باید گفت : آقای رفسنجانی واقعا بترکی، چقدر تو کلکی.
عقل جن هم به این ترفند نمی رسید. ترتیب می دهی ماری
همراه تو به دور دوم بیاید، که مردم از ترسش به توی افعی پناه بیاورند.
ما مردم ایران مثل اینکه از دست تو خلاصی نداریم.
بهترین راه این است که همه مردم به احمدی نژاد رای بدهند. چون اگر تو
آمدی عین دوالپا چنان سوار گرده مردم می شوی که پائین آمدنی بر آن
متصور نیست. از شر احمدی نژاد خلاص شدن راحت تر و عملی تر است.
من گفته باشم
Posted by: behzad at June 20, 2005 02:40 AM
باید گفت : آقای رفسنجانی واقعا بترکی، چقدر تو کلکی.
عقل جن هم به این ترفند نمی رسید. ترتیب می دهی ماری
همراه تو به دور دوم بیاید، که مردم از ترسش به توی افعی پناه بیاورند.
ما مردم ایران مثل اینکه از دست تو خلاصی نداریم.
بهترین راه این است که همه مردم به احمدی نژاد رای بدهند. چون اگر تو
آمدی عین دوالپا چنان سوار گرده مردم می شوی که پائین آمدنی بر آن
متصور نیست. از شر احمدی نژاد خلاص شدن راحت تر و عملی تر است.
من گفته باشم
Posted by: behzad at June 20, 2005 02:38 AM
پرستو جان کارهایتان به یک بازی کودکانه میماند. دوست من یادتان رفته که هاشمی رفسنجانی در کشوری مثل آلمان به عنوان تروریست محکوم شده و حق ورود به این کشور را ندراد! یعنی چه حالا؟ مگر میشود شما یک رئیس جمهوری داشته باشید که ممنوع الورود باشد؟ روابطه خارجه ایران چه میشود؟ اعتبار کشور چه میشود؟ دوست من همه چیز را به همین زودی فراموش کردید؟ میخواهید به ترورسیم و تروریست مشروعیت بدهید؟ یا چون کسانی که ترور شدند از مخالفان کرد ایران بودند اشکالی ندارد و شما میتوانید چشم پوشی کنید؟ انصافا پرستو جان انتظار بیشتری از شما داشتم! اول آن اشتباه بزرگ در رابطه با معین که همه ایران را تهران فرض کردید و همه تهران را بلاگرها. حالا هم بدترین را در مقابل بدترین انتخاب میکنید. آینده این مملکت چه میشود؟
Posted by: shirin at June 19, 2005 10:49 PM
ديدي پرستو جونم!تو چند روز سعي کردي منطق ضعيف و قوي رو بررسي کني تا تصميم بگيري ولي من از چند روز قبل گفتم که مياي اينو ميگي. به تو چيزي نمي گم چون ژورناليست حرفه اي هستي يا حداقل مي خواي بشي و کارت اينه که به مسايل به صورت يه پروژه نگاه کني. ولي اونايي که تو به زودي شروع مي کني تهييجشون کني بايد فکر کنن از دست کدوم عاليجناب مي خواي به عاليجناب سرخپوشي پناه ببرن که وزير اطلاعاتش عاليجناب خاکستري بوده؟ از دست کدوم غول اقتصادي مي خوان به پدر مافياي اقتصادي پناه ببرن؟ کدوم دوران از دوران هاشمي در ايران سياه تر بوده؟ عزيز ! حداقلش به گنجي فکر کنيم که به سبب انتقاد از چه کسي تو زندونه و هر روز منتظر خبر مرگش هستيم؟ يادمون رفت چرا به زندان رفت؟ بذاريد شعار نسبتا آبرومند فقط معين با شعار فقط عاليجناب سرخپوش عوض نشه!
Posted by: hosein at June 19, 2005 10:44 PM
vaghti jenabe hajarian migan eslahat mord natijash mishe mordeshoorie in mieet tawasote ahmadinezhade mordeshoor
Posted by: kave at June 19, 2005 09:34 PM
آقا جان این لوس بازی ها یعنی چی؟؟...
اگه می خواید گنجینه ی فحش های قصارتونو به رخ هم بکشید برید یه جایه دیگه و به یه بهانه ی بهتر این کارو بکنید!!!...
_____________________________
...این جماعت روشنفکر هم که نمود بارز مثل هر سری یک عقلی داره هستن! تازه عقل که چه عرض کنم هر سری یه احساس اونم احمقانه!...
الان فقط فرمول جلوگیری از یه مصیبت دیگه فقط یه چیزه اونم:
وحدت همه ی فکر ها در رای دادن به هاشمیه!
همین و بس! هیچ راه عملیه بهتری هم وجود نداره!
×× اگه خیلی احساس عرضه لیاقتتون میشه تو متحد کردن مردم نشونش بدین نه تو اظهار نظرای آب دو خیاری!!!...
Posted by: سپیده_اسطوره at June 19, 2005 08:18 PM
اولين وبلاگ ناديسم در ايران راه اندازي شد.
Posted by: spy at June 19, 2005 08:15 PM
دوست خوبم سلام
من هم حرفهایی برای گفتن دارم که دوست دارم تو هم بخوانی . به من سر بزن .
Mjpt1.mihanblog.com
Posted by: andishmand at June 19, 2005 07:24 PM
دوست خوبم سلام
من هم حرفهایی برای گفتن دارم که دوست دارم تو هم بخوانی . به من سر بزن .
Mjpt1.mihanblog.com
Posted by: andishmand at June 19, 2005 07:24 PM
دوست خوبم سلام
من هم حرفهایی برای گفتن دارم که دوست دارم تو هم بخوانی . به من سر بزن .
Mjpt1.mihanblog.com
Posted by: andishmand at June 19, 2005 07:24 PM
تقلب هم نباشه باز هم یه نوع تقلبه!
Posted by: سکرتر at June 19, 2005 04:00 PM
پرستو جان مي دانم كه چقدر زجر مي كشي وقتي اين جماعتي را مي بيني كه فكر كرده اند با راي ندادنشان مشروعيت نظام را زير سوال برده اند و حال تو و ديگر وبلاگ نويسان حامي معين را متهم مي كنند... مي داني اين ها همان ها هستند كه فكر مي كنند اگر طرح رفراندوم را اجرا مي كردند همه مردم ايران به حذف جمهوري اسلامي راي مي دادند...نيمي از اينان به دور از ايران جايي براي خودشان نشسته اند و براي مردم نسخه مي پيچند و نمي دادند كه اگر خودشان هم در ايران بودند مثل ماها از امثال احمدي نژادها مي ترسيدند . ديگران هم كه اينجا در كنار ما هستند هنوز متوجه تفاوت معين و ديگران نشده اند و شايد هم مي خواهند اين قدر در مورد تحريمشان كه جز يك پروژه شكست خورده نبود صحبت كنند كه ديگران باور كنند پشيمان نيستند...
اشكالي ندارد اين ملت احمدي نژاد مي خواهد . شايد اين طوري روشنفكران ما به خود بيايند. فقط خوبي رئيس جمهور شدن احمدي نژاد اين است كه ديگر اين جماعت جرات نمي كنند به همان راحتي كه به خاتمي فحش مي دادند در آينده هم سخن بگويند...
در آخر فقط مي توانم بگويم تحريم نه تنها گنجي ها را در زندان نگاه داشت بلكه هم سلولي هاي جديدي نيز به آنها اضافه كرد...
Posted by: hasti at June 19, 2005 03:39 PM
من شبه گزارش در اين مورد دارم . توصيه ميكنم بخونينش .
Posted by: مسافر ابدی at June 19, 2005 02:14 PM
چه كنم ... انتخاب بين بد و بدتره . به قول يكي مي گفت يه ديكتاتوري خوب خيلي بهتر از يه دموكراسيه بده.
Posted by: گيوتين at June 19, 2005 11:57 AM
ممكن است عامه ي مردم از قدرت گيري ِ احمدي نژاد بلرزند و بترسند و بصورت گسترده يا نيمه گسترده به هاشمي راي دهند كه اين چندان به ضرر ديكتاتور مابان نيست. چرا كه مطمئن از به چنگ آوردن بخش هايي از دولت هاشمي هستند اما اگر مردم شركت نكنند و احمدي نژاد بعنوان رئيس جمهور راهي كاخ سعد آباد شود ؛ فبها المراد. در هر دو صورت طيف روشنفكر , يا زير تيغ وزارت اطلاعات ولايي جناب هاشمي جان مي دهد و يا زير تيغ همه ي وزارت خانه هاي احمدي نژاد
Posted by: آدم at June 19, 2005 10:05 AM
شما كجا بوديد آن موقع كه من دو شب مانده به انتخابات تمام خيابانهاي بالاي شهر را چرخيدم و حتي يك پوستر انتخاباتي معين را نديدم. چطور نديديد كه احمدي نژاد با تقليد از رجائي تمام خط امامي ها را به خود جلب كرد. همان گروهي كه هر ساله در راهپيمايي 22 بهمن شركت مي كنند و هر هفته نماز جمعه مي روند.شما كجا تبليغ مي كرديد زماني كه پسرها در ميدانهاي شهر از بالا شهر تا پائين شهر نوار لس آنجلسي مي گذاشتند و با رقص هاشمي را تبليغ مي كردند.چطور نديديد پدر 6 تا بچه به اميد ماهي 50 هزار تومان براي هر بچه اش به كروبي راي داد.شما چرا اين پدر را آگاه نكرديد كه اين پول در قبال حذف يارانه بهش پرداخت مي شود. من فقط به مظلوميت معين راي دادم كه با اين حجم تبليغاتش از رجائي هم مظلوم تر بود.
Posted by: بانو خرداد at June 19, 2005 10:03 AM
دل همه تان خوش است كه فكر مي كنيد سيستم راي گيري اينجا مثل آمريكا است كه با تحليل و نظر سنجي بشود نتيجه را پيش بيني كرد . در اين جا سيستم آقا سنجي جريان دارد يعني هر چي آقا بگويد همان مي شود !!!
اين جوانهاي بي نواي خوش باور هم براي خودشان راه مي افتند و شعر يار دبستاني مي خوانند . تا اين رژيم خوش باوراني چون ما را دارد آش همين است و كاسه همان.
Posted by: shahriar at June 19, 2005 09:38 AM
من فكر مي كنم همه ي ما بازي خورديم. رژيم بسيار زيركانه عمل كرد تا جايي كه كسي تا روز آخر متوجه جريان نشد. شركت در دور دوم انتخابات هم فايده اي نداره، آخه شوراي نگهبان و مافياي قدرت بيخود اين همه هزينه نداده كه احمدي نژاد بره دور دوم. در نهايت به هر شكلي هست اين آقا رييس جمهور مملكت خواهد شد. يك فاشيست تمام معنا كه نئوکانهای آمريكايي در انتظار به قدرت رسيدن اون و ايجاد تنش هستند. واقعا براي مردم راه حلي باقي نمونده.
Posted by: امين at June 19, 2005 09:26 AM
این بود معنای تحمل و صبر و چاره اندیشی؟ بیشتر متاسف میشم وقتی عصبانیتها و حرفهای ناخوشایند رو از هموطنان خودم میشنوم . از ماست که بر ماست !!!؟ میشه برگشت و با حوصله اشتباهاتو رفع کرد با بی حوصلگی و همدیگرو مقصر جلوه دادن و بی احترامی هیچ کاری از پیش نمیره . باید تلاش دوباره کرد . یک شبه نمیشه همه چیزو تغییر داد .
Posted by: بهار at June 19, 2005 09:01 AM
به جاي اين دعواها 1 كاري كنيم احمدي نژاد راي نياره.بدون تعصب فكر كنيم.رفسنجاني از احمدي نژاد خيلي بهتره.
Posted by: sahar at June 19, 2005 08:08 AM
راستي حضور در مراسم ختم شب هفت رو فراموش نفرماييد. در اين مراسم با راي دادن به هاشمي پروژه تحميق تكميل مي گردد. خجسته باشيد روشنفكران عزيز! فردا جزيياتش از طرف پرستو جان اعلام مي گردد.
Posted by: hosein at June 19, 2005 07:48 AM
ما عقب نمونديم جوجو! يو عقب مونديد، بدجور! ما رو 40 درصد همراهي كردن شما رو 7-8 درصد. عمو يادگار! خوابي يا بيدار؟
Posted by: hosein at June 19, 2005 07:44 AM
ساز و كار انتخابات در ايران شفاف نبوده است. اكنون كه بيشتر در پردهي ابهام پيچيده شده است. قصد بالا آوردن فردي است فاقد پايگاه اجتماعي برتر تا در مقابل اوامر ملوكانه تابع محض باشد. تفصيل را در وبلاگم نوشته و خواهم نوشت
Posted by: نوري at June 19, 2005 06:48 AM
وقتي كه به پيرامون تو، چانه ها دمي از جنبش باز نمي ماند
بي آن كه از تمامي صدا ها، يك صدا، آشناي تو باشد،
وقتي كه دردها، از حسادت هاي حقير، بر نمي گذرد
و پرسش ها همه در محور روده ها است
آري ، مرگ انتظاري خوف انگيز است.
انتظاري كه بي رحمانه به طول مي انجامد.
من مرگ را زيسته ام، با آوازي غمناك، غمناك
و به عمري سخت دراز و سخت فرساينده ...
اكثريت مردم ايران ثابت كردن لياقت دموكراسي رو ندارن؛ افراد زيادي رو مي شناسم كه نمي دونستن چرا رفتن راي دادن! و همه ي اونا هم به كانديداهايي غير از معين راي داده بودن. واقعا كه دموكراسي در كشوري كه اكثريت مردمش ظرفيت ندارن سم هستش. در كشورايي مثل ايران فقط يه ديكتاتور خيرخواه بايد به زور حقوق بشر رو پباده كنه! وگرنه خود مردم ارزش اين چيزا رو درك نمي كنن و هنوز به اون درجه از رشد نرسيدن كه صلاح خودشون رو تشخيص بدن. ديگه زندگي ميون چنين مردمي واقعا واسه ام فرساينده هست. اينطور كه به نظر مياد ما بايد از وطن عزيزمون ايران بريم چاره ي ديگه اي نيست؛ افسوس. ديروز كلي دلم از اين مردم گرفته بود اما حالا كه كروبي داره يه چيزايي رو افشا ميكنه مقصر اصلي رو مردم نمي دونم. الان كه حالم خيلي خرابه اما اگر جبهه ي مشاركت تشخيص بده بايد از بين بدتر و بدترتر بريم به همون هاشمي راي بديم پوپوليسم داره بر ايران سايه ميندازه.
هيچ مي دانی چرا چون موج،
در گريز از خويشتن پيوسته ميکاهم؟
زانکه بر اين پردهء تاريک،
اين خاموشی نزديک،
آنچه می خواهم نميبينم،
و آنچه ميبينم نمی خواهم....
Posted by: رزيتا at June 19, 2005 06:34 AM
نگرش به بطن جامعه، حلقه مفقود زنجیره حامیان معین! از رای دادن به ضرر احمدی نژاد حمایت کنید!!
Posted by: Giliran at June 19, 2005 04:35 AM
salaam
tu injaaii keh maa hastiim, kollan 25 raey daadeh shod,
23 moeen
1 raey hashemi va yek raey mehralizadeh.
baraye man raey daadan sakht boood, choon maa taghriban meghdaari az natiije moshkahkhas shode bood key raey midaadiim.
kheyli sakht bood, kehyli sakht, doost nadashtam raey bedam, vali chaareii naboood
, az tasavvore inkeh ahmadinejad reiis jomhoor shvad ehsaase kheffat zeyaadi mikonam
kolle dishab bidaar boodam va taa khode sobh sigaar keshidam, az shomaa besyaar dooram amma ham ehsaase shoma boodam, delam oonjaa bood
Posted by: armin at June 19, 2005 04:25 AM
دست روي دست نگذاريد اين يك هفته ميتوته سرنوشت همه ي مارو عوض كنه
Posted by: ehsan at June 19, 2005 04:04 AM
سلام. احمدی نژاد علی رغم سابقه سه سال استانداری در دولت هاشمی در اردبیل در تمام شهرهای استان رای ششم را بدست آورده. در این مورد اطلاعاتی در وبلاگ گذاشته ام.
Posted by: آ/ ف at June 19, 2005 03:30 AM
کجایی پرستو؟ منتظریم بیای بگی که باید به هاشمی رای بدیم تا احمدی نژاد رای نیاره. می دونم هنوز پروژه تون تموم نشده. از فردا شروع می کنیم؟ جمله همون جمله ست فقط جای لولویی که قبلا هاشمی بود احمدی نژاد میاد و به جای آقا خوبه ای که معین بود همون لولوی قبلی که هاشمی بود میاد.
Posted by: mohammad at June 19, 2005 03:05 AM
سلام..من فكر ميكنم گزينه 3 صحيح تر باشد... به اميد فردای روشن براي من٬تو و تمام مردم دنيا
Posted by: armaan at June 19, 2005 02:32 AM
به بابات از قول من بگو اون موقع كه توي مجلس براي قانون مطبوعات جلو كروبي وحكم حكومتي كوتاه امدي بايد فكر اينجا ها را هم ميكردي . يادت نره حتما بگو
Posted by: arash at June 19, 2005 02:01 AM
با سلام و خسته نباشید خدمت تمام طرفداران و کسانی که با عشق و علاقه برای رای اوردن ازادی و اصلاحات تلاش زیادی کردند...اما همانطور که می بینیم هنوز ملت ما باور ندارد که ازادی را باید خودمان بخواهیم .از بس که هر چیزی را به ما تحمیل کردند,فکر می کنیم که ازادی هم باید تحمیل بشه نه اینکه دنبالش بریم...انشالله که در اینده با چشمانی باز عواقب تحریم کردند را ببینیم و دیگر به این صورت اینده نسل های دیگر را خراب نکنیم....با امید پیشرفت اصلاحات و ایرانی برای همه ایرانیان...
Posted by: امنه at June 19, 2005 01:35 AM
بابا تقلب کدوم. یه حساب کتاب سر انگشتی نشون میده اینا همون کسایی هستن که همیشه پای صندوق های راین. تورو خدا دست از قضا وقدر و سر نوشتم بر دارید یه مثال تفکر به خدا بد نیست! و قبول مسیولیت در مقابل اشتباهات.
Posted by: افرا at June 19, 2005 01:28 AM
ما تازه ما شده ايم . از الان مي دونيم كه 4 ميليون راي وفادار داريم ... كه به برنامه راي ميدن چون معين اصلا كاريزما نبود . اميدوارم اصلاح طلبان نا اميد نشن و جبهه دموكراسي همچنان فعال باشه .تحريم گران عزيز هم نتايج آرمان گرايي و عدم درك صحيح خودشون را در سالهاي بعد مي بينند .
Posted by: Mani at June 19, 2005 01:19 AM
خيلي جالبه يك سري از بچها مي گن ما تو وبلاگومن جواب داديم بياد بخونيد !
آها در مورد انتخابات
آلان فكر كنم موقع تحريم باشه ! مخصوصا كه كروبي رو هم زدند كنار ما با طرفداري كروبي و مهرعلي زاده مي شيم حدود 5 الي 6 ميليون نفر
يعني مشاركت 22 ميليوني به جاي 28 ميليوني !
Posted by: ميلاد at June 19, 2005 01:17 AM
با مزه اونایی هستن که میگن تقلب بوده!!! نمی فهمم چرا نمی خوان ماهیت مردم ایران رو بپذیرن؟!!! راستش یه جورایی هم بد نشد این انتخابات. باعث شد تکلیف ما تو این مملکت معلوم بشه: زیادی!
Posted by: semiadam at June 19, 2005 12:55 AM
به بابات بگو اون موقع كه جلو كروبي و حكم حكومتي كوتاه امديد شروع اين مشكلها بود من به معين راي دادم ولي مي دونستم اين جوري ميشه يك اشتباهي ديگه اي كه كرديد دير اون جبهه را تشكيل داديد و دير موج ايجاد شد گروهاي مرجع خودشون در هفته اخر تصميم به شركت گرفتند و اين چهار ميليون راي هم مال همان گروههاي مرجع است كه چون دير اين موج راه افتاد بر خلاف دوم خرداد قادر نبودند كه شكاف گروه هاي مرجع و توده مردم را پر كنند و توده مردم را به حركت در اورند . دير جنبيديد عزيز جان . اگه انتخابات يك يا دو هفته ديگه ديرتر بود باعث ميشد كه معين بتون فقط دو ميليون فقط دو ميليون راي كسب كنه و دو ميليون فردي كه قهر كرده اند را اشتي بده
Posted by: ارش at June 19, 2005 12:49 AM
مثل اينكه قرارشده جبهه مشاركت در دور دوم از كانديداي خاصي حمايت نكنه به هر حال دوشنبه معلوم ميشه كه چي شده. من بازم ميگم اين جبر تاريخي رو بايد تحمل كرد. فردا روشن هست . دوستان عزيز بهم توهين نكنيد .حالا كه مشاركت و حمايت كمي از كانديد طرفداران اصلاحات انجام شده بايد ديد مشكل كجا بوده يك كمي با خودمون شفاف باشيم به اشكلاتمون واقف ميشويم .
Posted by: رضا at June 19, 2005 12:38 AM
سلام پرستو جان...من نظرم و تو وبلاگم نوشتم اگه دوست داشتي بخوان...مثل هميشه موفق باشي...
Posted by: شبگرد at June 19, 2005 12:34 AM
دقیقهها خرمن خرمن درس میدهند. حوصله ميخواهد و توان کار تا رصد کنی شلاق فاشیستی واژهها را از زبانها و قلمها. در چنین لحظههاست که پرده میدرد و عریان میشود. اقلیت شدن را ببین چه میرود در کشور ما. اما در باره نتیجه بهتر است بگویم تا اینجا کلیشهای به نظر میرسد و شلاق فاشیسم عریان در واژهها از نوعی آمادگی پیشین نشانهها دارد. اما اینها هنوز نشانههاست، بایستی دنبال کرد و دید.
Posted by: هوشنگ at June 19, 2005 12:29 AM
از ماست که بر ماست
Posted by: امیرخان at June 19, 2005 12:24 AM
gerye kardam vase khodam ke 17 salame vase hame vase mani ke asheghe irani boodanam BOODA fek mikardam maha aghelim maha shooor darim ama ki be in mardak ray dade???mardom?labod ama man rayamo dadam ta begam ke man nemikham tahte har sharayeti chador saram konan,to saram bezanan yaani inja arabestani bad tar arabestane 1400 sale pish beshe marhaleye dovom bazie beine bado eftezahe aghle salim chikar mikone?misporin khodetono be bade sarnesht ya mizarin mirin?onayi ke nemitoonan beran bayad bemiran?bazam ghorbani bazam bifekri bazam begin tahrim ma ke cheshmemmoon ab nemikhore rayise jadide mamlekatetoooooooooon mobarak!!
Posted by: shad at June 19, 2005 12:18 AM
دیگه فرقی نداره چه اکبر چه احمدی نزاد !!!!!!!!!!!
Posted by: dena at June 19, 2005 12:17 AM
بهتره تو اين شرايط نذاريم وضع از اين بدتر بشه ... بد از بدتر بهتره ... تو اين شرايط با خودمون لج نكنيم ... بريم به رفسنجاني راي بديم تا اين احمدي نژاد كه تير خلاص تو اوين مي زده بالا نره ... كلامون رو بذاريم بالاتر ... كشور گل و بلبله ديگه
Posted by: maryam at June 18, 2005 11:55 PM
1 سال بعد همين موقع ........
**** آغاز جشن های حماسه 28 خرداد در تمام پايگاه های مقاومت و ....
**** تشکيل جلسه هيت دولت در مهديه تهران
**** به حضور پذيرفتن ملا محمد عمر در مهديه تهران
**** اعلام غير قانونی بودن تمامی احزاب بدون وجود کلمه اسلامی در اول، وسط و آخر اسم آنها
**** اعلام طرح جدا سازی جنسيتی پياده رو ها : مردان سمت چپ/ جنس دوم سمت راست
2 سال بعد همين موقع .......
**** فرمان استفاده از پوشش رسمی : مردان : پيرهن سفيد يا سياه رو شلوار + چفيه + ريش) جنس دوم : چادر مشکی + نقاب
**** آماده باش بسيج برای حمله به اسراييل
3 سال بعد همين موقع .......
ايران در حال جنگ با اسراييل است.
انقلاب فرهنگی دوم اجرا ميشود.
دانشگاه ها تعطيلند.
اسراييل هم مانند عراق از ما شکست خورد ..... باز هم جام زهر نوشيد رهبر .... 20 ميليون شهيد .....
احمدی نژاد کانديد انتخابات دور ده ام ...
4 سال بعد همين موقع .......
رهبر در بستر مرگ : آهای ملت هميشه در صحنه ..... رأی بديد ،،،، اين رأی شما .....
.
.
.
.
.
.
ديگه بيشتر نتونستم بنويسم .... داره گريم ميگيره .....
Posted by: BABAK at June 18, 2005 11:55 PM
تنها شوک است و سکوت!
Posted by: هما at June 18, 2005 11:51 PM
بجاي تو سر هم زدن بهترين كار اينه كه بريم به هاشمي راي بديم اگه نمي خوايم كشور به 25 سال پيش برگرده!
خدايا كي فكرش رو مي كرد كه يه روز براي رئيس جمهور شدن هاشمي دست به دعا بشيم؟ همش تقصير بعضي از اين اصلاح طلب هاي احمق تندرو و نفهمه.
Posted by: Amir at June 18, 2005 11:45 PM
hala vaghte tahrimeh. inha ke harkodoom beshan farghi be hale ma nemikoneh bezarin ba faghat 5 million president e mamlekat maloom besheh, faghat 5 million.
Posted by: kimi at June 18, 2005 11:29 PM
سلام
به ياري خدا حق ه حق دار رسيد و به قول گفتني باطل نابود شدنيست.
حالا هي معين بگه تقلب شده.قانوني نبود.
وزارت كشور كه اصلاح طلب بود پس چي شد؟؟؟؟
كجاست معيني كه مي گفت منرئيس جمهورم.
5 مباركتون باشه
جمعه هم مراسم هفتم اصلاحات
شركت همه باعث تسلي خاطر خودتان خواهد شد.
ياعلي
Posted by: Vahidjv at June 18, 2005 11:27 PM
بچه ها راضي باشيم به رضاي خدا...
Posted by: shirin at June 18, 2005 11:24 PM
تحريم انتخابات شوراي شهر گريبان مان را گرفت آخر. اين قهر سياسي خيلي بي موقع بود.
Posted by: صاحب فراموش خانه at June 18, 2005 11:14 PM
اين برد و باختها زودگذر است. من فكر ميكنم اگر دكتر معين بدون يك پشتوانه عظيم آگاه به پيروزي ميرسيد تازه آغاز فاجعه بود. بدون آگاهي تودهها هر تغييري ناكام است. پس بر خود مسلط باشيم خود را از لحاظ روحي و علمي تقويت كنيم به ميان تودهها برويم. امروز آغاز راه است همه باهم در كنار آن تحريميهائي كه در هدف مشترك و در راهكار متفاوت بوديم، تمرين دموكراسي كنيم و عموم مردم را از مشكلات ساختاري كشور آگاه كنيم. راه سختي در پيش داريم ولي پس از اين خزان و زمستان سرد، بهاري دوباره در راه است. آنان كه دل در گرو وطن دارند موسسات خيريه ايجاد كنند، مدرسه و دبيرستان و مركز آموزش بسازند و در حاشيه اين چنين محيطهائي جوانان اين مرز و بوم را با راههاي مبارزه با جهل آشنا كنند. از هر فرصتي بايد استفاده كرد. بايد به زبان مردم سخن گفت و صادقانه با آنها رفتار كرد.نگران نباشيد
آينده با حقجويان است
Posted by: آرش كمانگير at June 18, 2005 11:12 PM
اونهايي كه بدليل عصبانيت كنترل خود را از دست داده اند و دارند براي ناكامي خود دنبال مقصر ميگردند- دست از توهين به ديگران برداريد و لطفا فراموش نكنيد كه انسانيت و متانت در سختي قابل سنجش است . من فكر ميكنم بعضي( توجه كنيد گفتم بعضي اگر شما از ان دسته خاسرون نيستيد فقط جزو متضررين هستين به من فحش نديد و به روشنفكري يا عقب موندن من و خانواده و ....كار نداشته باشيد) هم از دست خودشون ناراحتند كه معين ما كه راي نياورد كاش ما هم راي نميداديم تا اونجور ميشد كه هاله ميگفت...نه اينكه جزو 30 ميليون نفري كه -(حداكثر مطلق- )به نداي رهبر لبيك گفتن باشن.
به خصوص كه
معين هم به جمع تحريم كننده ها پيوست:
معين: در مرحله دوم انتخابات شركت نكرده و از كسي هم حمايت نميكنم( گويا نيوز)
Posted by: maryam at June 18, 2005 10:54 PM
مخور غم گذشته
گذشته ها گذشته
هرگز به غصه خوردن
گذشته برنگشته
به فکر آینده باش
دلشاد و سر زنده باش
به انتظار طلعت خورشید تابنده باش
عمر کمه صفا کن
رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن
عمر کمه صفا کن
گذشته رو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن
به قطره اکتفا کن
قسمت تو همین بوده
که بر سرت گذشته
نکن گلایه از فلک
این کار سرنوشته
عمر کمه صفا کن
رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن
زندگی شاد است ,غمگینش مکن
با غمه بیهوده تو سنگینش مکن
قلبه چون آیینه ات را صاف کن
با دو رنگیها تو رنگینش مکن
عمر گران می گذرد
خواهی نخواهی
سعی بر آن کن نرود رو به تباهی
مطلب دل را طلب از سوی خدا کن
زان که بود رحمت او، لایتناهی
عمر کمه صفا کن
رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا
به قطره اکتفا کن
((ترانه اي با صداي معين!!!))
Posted by: . at June 18, 2005 10:43 PM
agha man fekr mikonam ke in ha moin o dar vaghe morede bazi siasi gharar dadan o kholase in ke chi kar kardan be ghove takhayolam namirese ,ama man migam ke bara dor e dovom ke in martike ke kheili ha hanuz esmesh o nashnidan o hala yek dafeh mikhad beshe rais jomhori mamlekat o tahrim konim ke ba in ama in mashroiyati o ke dadim be in akhond ha ba in 68% hozor o kam konam ,bein o bad o bad tar adam hatman nabayad entekhab kone,shayad in dafeh moghash bashe ke tahrim konim,,
be in fekr konid o dar moredesh badan harf mizanim
Posted by: sina emad at June 18, 2005 10:33 PM
راستي تو روزنامه اقبال خوندم كنفيسيوس-فيلسوف چيني- ميگه: "بجاي لعنت فرستادن به تاريكي- يك شمع روشن كن"
بنظر شما - ما تونستيم شمع روشن كنيم يا نه؟
Posted by: ايمان at June 18, 2005 10:32 PM
علي جان! شما اين لغت " احمقانه " رو از بيانيه ي رهبر مادر به خطاتون برداشتي؟؟! خوشم مياد شما طرفداراي معين تو پر رويي چيزي كم نميارين. هيچي از راي دادن شما مضحك تر نبود. با وجود افرادي مثل شما با اين شعور نداشته حكومت اسلامي تا 100 ديگه هم رفتني نيست و ديكتاتوري تا 1000 سال ديگه.ما دل مون به كسي خوش نيست. چون مثل شما به اون درجه از بلاهت نرسيديم كه دل به معين و اصلاحات تخمي جبهه ي مشاركت " اسلامي " خوش كنيم.لياقت تون همينه كه تو يه انتخابات با شركت اكثريت مردم احمدي گشاد بشه رئيس تون! اما هنوز يه راهي هست.بدوئين برين براي رسمن جاني تبليغات كنين مبادا اون مرتيكه ي كريه آدم كُش رئيس بشه.!!!!! از شما اين بلاهت هم بعيد نيست!
Posted by: . at June 18, 2005 10:32 PM
...نمي دونم چي بگم....فقط خوشحالم كه سعي خودمونو كرديم. وقتي كه مي بينم راسخ و استوار بر سر عقيده مان ايستاديم احساس غرور مي كنم....باز هم با صداي بلند مي گويم: "دوباره مي سازمت وطن..."
Posted by: ايمان at June 18, 2005 10:26 PM
فراموش كردم اضافه كنم. كساني كه انتخابات را تحريم كردن نه دشمن هستن نه آمريكايي ! بعضي از اونها خيلي به شما نزديكتر از برخي كه راي دادن- هستن- همه خواهان ايران قوي و ازاديم. نه ايراني كه در زمان مردمي ترين رييس جمهورش!- لبناني( خارجي از هر مليتي) پشت رل پاژرو در خيابانهاي پايتخت - بتازد و ايراني در كشورش مورد توهين قرار گيرد!
در پاسخ به معتقدين به تقلب : آنقدر اختلاف معين فاحش است كه كار تقلب نميتواند باشد در ضمن اگر اصلاح طلبان نتوانند در زمان دولت خود جلوي تقلب- به ضرر خود-را بگيرند- براي چه بايد دوباره به جاي رييس جمهور- لولوي سر خرمن بيايد؟
Posted by: MARYAM at June 18, 2005 10:13 PM
مدام همه مي گن آب كه از سر گذشت چه يك وجب چه بيشتر...از اين كه بدتر نمي شه .حالا بشينن ببينن كه برا بدتر شدن هيچ حد و اندازه اي وجود نداره .بعد هم سعي كنن قوه تخيل شونو قوي كنن!
Posted by: ghazal at June 18, 2005 10:13 PM
متاسفم!معین فقط طعمه ای بود برای کشوندن مردم به پای صندوق های رای!
Posted by: نسرین at June 18, 2005 10:02 PM
سلام پرستوي گرامي!
شكستي اتفاق نيفتادهاست.بنظر من اين يك پيروزي است كه بفهميم بايد بموقع و متحد عمل كنيم. وقتي شرايط تغيير ميكند بايد تصميمي منطبق با شرايط مربوطه اتخاذ كرد.
من اما بر خلاف دوستاني مثل شبح كه ميگويند انگشتشان را آلوده نكرده اند و راي دهندگان اپوزيسيون رابه باد انتقاد و توهين گرفته است ميگويم: من اما شناسنامهام را براي آرمانهاي آزاديخواهي آلودم و به اين انتخاب خويش افتخار هم ميكنم. چرا كه با منطقي معنامند و عملي به موضوع نگريستم نه خيالپردازانه.
از آلودن ميگويد اما من پيش از توهين او در پست دو روز پيش خود به آلودن اقرار كرده ام.
اما اكنون، فرصتي پيش آمده براي اپوزيسيون و كسانيكه دير عمل ميكنند؛ هنوز فرصتي براي جبران مافات هست.
راي مخدوش !
يادمان نرود هر سحن جايي و هر نكته مكاني دارد. اين ادعا كه بگوييم حرف مرد يك كلام است منطبق با دگماتيسم است.
حالا كه معين نيست بايد كاري كرد تا نه هاشمي راه يابد نه احمدي نژاد. يعني راي مخدوش بيشتر از راي به هاشمي و احمدي نژاد شود.
پيرو طرح قبليام(راي مخدوش=راي به جمهوري) و نيز موقعيت جديد براي دور دوم انتخابات غيردموكراتيك با حضور هاشمي ۲۰۰۵ و احمدي نژاد ۱۴۰۰سال پيش، فرصتي دوباره پيش آمده تا با راي مخدوش مشروعيت مورد ادعاي نظام را رد نماييم.
در اين باره حتما خواهم نوشت.
اميدوارم اين بار اپوزيسيون و طرفداران معين قدر اين فرصت تاريخي را بدانند.
اينهم آخرين آمار راي خوانده شده در ساعت ۹ شب:
راي مخدوش: راي۱.۲۲۱.۹۴۰
هاشمي:۶،۱۵۹،۴۵۳راي.
احمدي نژاد:۵،۷۱۰،۳۵۴راي.
كروبي:۵،۰۶۶،۳۱۶راي.
قاليباف:۴،۰۷۵،۱۸۹راي.
لاريجاني:۱،۷۴۰،۱۶۳راي.
مهرعليزاده:۱،۲۸۹،۳۲۳راي.
جمعا:۲۹،۳۱۷،۰۴۲راي.
تا فرصت هست.
همه با هم براي اتحاد اپوزيسيون بكوشيم.
Posted by: سينا هدا at June 18, 2005 09:58 PM
علي جان- از كجا مطمين هستي اونايي كه راي ندادن به معين راي ميدادند؟. ما به عنوان دانشجو از بي كفايتي دوران وزارتش به ياد داريم. به عنوان فرزند استاد از توهين و اخراج والدينمون و به عنوان يك ايراني تبليغاتش و پاسخ به سوالات مخالفين را . اگر در پاسخ خيلي سوالات اعتراف به اشتباه ميكرد-به جاي اينكه اساتيدو حقيقتا روشنفكران را ماركسيست و اندكي مكث ماركسيست آمريكايي!!! بخواند. و يا براي هر اشتباه اصلاح طلبان دليلي بياورد- احتمال راي بيشتر وجود داشت. ولي نه از طرف من نوعي!
اصولا وقتي حزبي عملكردش براي دو دوره مطلوب نبود. نه در ايران در هيچ جاي دنيا دوباره راي نمياورد. شكست معين تقصير تحريم كننده ها نبود مقصر لبخند بي عمل خاتمي بود. خواهش ميكنم نگوييد ملت انتظار معجزه از خاتمي داشتند. خاتمي با قدرت مجلس ششم -كابينه يكدست و مطلوب خودش . پيروزي در شوراها-پشتيبانان جوان و سينه چاك( كه بارها تا پاي جان -التزام به خاتمي را اثبات كردند- مثل 18 تير) ميتوانست كوه را تكان دهد ولي حتي به اندك قاتل ابراهيم نژاد هم ملت را دلخوش نكرد.
پريسا و "يك نفر" حرف عاقلانه اي زدند البته براي از دست دادن قسمتي از آرا.
"شب يلدا" عزيز- خانمت فراموش نميكنه كه اون تير خلاص زن بوده (اگر بوده) ولي فراموش ميكنه تو گوش حدافل استاد زدن( واقعا تو گوش حداقل يك استاد طب سيلي زده است . استادي كه ماركسيست امريكايي! هم نبوده! و هر چي بوده استاد علوم اجتماعي و سياسي نبوده كه خطرناك باشد.) خلاصه اينكه چرا فقط بخشي از حافظه بعضي از بين رفته است! يا اينكه نسبت به بعضي از افراد بخشنده ميشوند و خطاهاي ديگران تا ابد در ذهنشان ميماند. اگر بناست كه بپذيريم گنجي- حجاريان- معين- موسوي اردبيلي- مهندس موسوي خوييني ( رييس سابق انجمن اسلامي خواجه نصير)-مهندس ارغنده پور (رييس سابق انجمن اسلامى{ٍـآ، خوارزمي)( توجه داريد كه انجمن اسلام 15-20 سال پيش با الان فرق داشت و محل وحشت و جاسوسي و حتي اسمش در خانه هم خوف اور بود)- كهروبي محتشمي- جلايي پور سازگارا عبدي و تمام دانشجوهاي خط امام كه براي اولين بار در دنيا به حريم امن يك سفارت تجاوز بله تجاوز كردن( و حالا بعضا خواهان رابطه با امريكا هستن)-. عوض شده اند و شايسته فرصت دوباره - بايد اين فرصت را در اختيار همه گذاشت.
اصولا فضاي بازي كه شما از ان ياد ميكنيد جبر زمان بود نه خاتمي. من همين شور را در مردم براي راي به رفسنجاني در دور دومش ديده ام. خيلي معتقد بودن رفسنجاني معجزه ميكند. خيلي براي انتخابات مجلس در زماني كه حزب سازندگي جديدو تازه بود هما ن هيجان مجلس ششم و حزب مشاركت را داشتند-وقتي فايضه به مجلس رفت - از نظر خيلي نقطه عطف بود شايد حتي صدايش بلندتر از بي چادر رفتن كولايي بود.
در ضمن فراموش نكنيم كه خاتمي با داشتن مجلس -دولت و شوراهاي يك رنگ و اصلاح طلب به اضافه پشتيباني ملت را داشت ميتوانست خيلي از حقوق پايمال شده ما را بگيرد ولي نكرد و هر جا كه بايد واكنش نشان ميداد مصلحت نظام و خطاكاراني كه در نظام بودن را به ما تر جيح داد. چطور لاجوردي را شهيد خطاب كرد ولي پروانه و داريوش فروهر و پوينده و مختاري مقتول زنجيره اي! حتي نگذاشت بفهميم داستان چي بود!!!! چون وابستگيش به مظنونين و نخاله هاي نظام بيش از احساس جوابگويي به ملت بود
Posted by: maryam at June 18, 2005 09:57 PM
albatte alan rahi nadarid joz inke be rafsanjani ray bedid ke man bazam nemidan,faghat ino bedoonin ke na agahane be rahi rafrid ke oona mikhastan,vaghean bavaretoon shode ke ahmadi nejad mishe rais jonhoor?na aziza,in jangaye beine rahbaro rafsanjani zargari bood ta shoma berido ray bedid be rafsanjani,doroogh migam?hade aghal shojaat dashte bashid age tahrim age khoob nabood shomaham gool khordid...
Posted by: a at June 18, 2005 09:39 PM
سلام پرستو جان، واقعه ای که اتفاق افتاد به علت تخلف های آشکار و دخالت نهادهای نظامی در انتخابات بود.
برخی دوستان خیلی زود عصبی و خشمگین شدند. و در وبلاگ هایشان شروع به بد و بیراه گفتن و فحاشی کرده اند. به نظر من این نه تنها اخلاقی نیست، بلکه ناپختگیِ سیاسی شان را هم می رساند.
همیشه شکست در کمین است. تهدیدها در تمام مراحل زندگی هستند. مهم این است که شکست را تجربه ای بدانیم که برای تبدیل تهدید به فرصت به کار می آید. به نظر من حالا خوب است از واقعه شکست معین، اصلاح طلبان، تحریمی ها و ... درسهایی بگیریم و برای آینده به کار گیریم.
به نظر من هوادارن معین باید متوجه باشند که سیر تحولات جامعه و نیز مشکلات موجود در سیستم قدرت را به خوبی درنیافتند. و نتوانستند نیروهای خود را خوب سامان دهند. حرفهای تند زدن تنها در چند هفته مانده با انتخابات به کاری نمی آید. یک گروه و یک حزب باید در طی یک مدت زمان، چهره های خود را به مردم معرفی نماید. چهره هایی که بتوانند با مسایل اصلی مردم رابطه برقرار کنند.
به جای آنکه انگشت اتهام به سوی بقیه بگیریم، گاهی به خودمان و طرز بودنمان توجه کنیم.
ضمن آنکه به نظرم نباید به نتیجه وابسته بود. هم شما تلاشتان را کردید و هم بقیه. حالا زمان یادگیری است.
من همچنان از تحریم دفاع می کنم و فکر می کنم هر کسی که رییس جمهور شود. اقتدار کافی نخواهد داشت و با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.
Posted by: محمد جواد طواف at June 18, 2005 09:34 PM
پرستو جان.تمام استدلالها و استنتاجهاي شما درست بوده و هست ولي قدرت همه جا حرف اول رو ميزنه.قدرت تقلب!!!خدا به حال ما رحم كنه با اين دو دلبر كه عاشق كشن!!!
Posted by: آزاده at June 18, 2005 09:28 PM
من نمي فهمم چرا توي اين كشور بايد عوام باشن كه سرنوشت انتخابات رو تعيين ميكنن در حاليكه اونايي كه ميفهمن همش كنار ميشينن و منتظر ميمونن تا "يه دفعه" همه چي عوض بشه!
Posted by: ساغر at June 18, 2005 09:23 PM
من متاسفم برای همه کسانی که همیشه صورت مساله ها رو پاک کردند و قهر بچه گانه رو سرلوحه کارشون قرار دادند.خوش به حالتون تحریمی ها! لابد حالا نشستید و به ما می خندید. اما این میدون خالی کردن های همه تون یه جورایی مضحک تره. حالا باید آینده زیباتون رو ترسیم کنید. هرچند می دونم خیلی هاتون نهایتش رفتن رو به موندن تو این ممکلت ترجیح می دید و بازهم صورت مساله رو پاک می کنید.
تاوان نیامدنها رو در آینده به تلخی خواهیم پرداخت.
شما نیومدید اما طرفداران کاندیداهای دیگه اومدند و آمار ها بالا رفت. فقط خواهشا دست از توصیه های دلسوزانه تون بردارید. البته اگه فرصت دیگه ای باقی بود.
Posted by: مهناز م at June 18, 2005 09:22 PM
پرستو جان
اتفاقي كه افتاده اصلا جاي تعجب نداره از اون جا كه خود آقا هم گفته بود شما فقط بياييد راي بدين بقيه اش با ما .از اول هم با تعدد كانديد ها جا را براي بازي گذاشته بود اما افسوس كه ملت ما حتا اتفاقات ديروز راهم فراموش ميكنند .
Posted by: حميد at June 18, 2005 09:10 PM
TABRIK MIGAM
man marhaleye aval be moeen ray dadam va indafe miram be AHMADINEJAD ray midam
mardome ma neshoon dadan ke liaghate
tafakkore khatami va amsale uno nadaran
ba ray dadan be AHMADINEJAD komak konim faza radical beshe ke shayad
hamamoon baham besoozim va shayad ghoghnoos var hayate digeye peyda konim
be omide khod soozie nahayi
Posted by: Alireza at June 18, 2005 08:59 PM
با سلام.
دلم برای دوم خرداد تنگ شده است. شبی که خبر پیروزی خاتمی را موقع شام در رستوران دانشگاه شنیدیم، همگی چقدر خوشحال شدیم. امیدوارم این تحریمیها و معینیها این قدر به هم بد و بیراه نگویند. اینطوری پیش برود، امید چندانی به ادامه کار این جبهه دموکراسی و حقوق بشر نیست.
Posted by: مهدی at June 18, 2005 08:58 PM
من در تعجبم از این احمقهایی که هنوز هم احمقانه به آن تحریم مسخره شان دل بسته اند و محتویات روده شان را اینجا خالی می کنند. آخه (...) اگه شماها انقدر زرزر تحریم رو نمی زدید و آیه یاس نمی خوندید که این مردک کریه ابله رایش این قدر نمی رفت بالا. نکنه به اون میبدی کسخل دلتون خوشه که میگفت «آفرین بر شمآ! این آغاز پایانه! فکر نکنم بیشتر از 2 میلیون نفر رفته باشن پای صندوق!» تاوان ندانم کاری شما فرصت سوزها را همه ما باید بدهیم. والبته خود من باز هم رای می دهم، این بار به رفسنجانی. اگه انتخاب بین بدتر و بدترینه من باز هم بدتر رو ترجیح میدم. به کوری چشم شما تحریمی ها. ما پوستمون کلفت تر از این حرفاست. به کمک بوش کسخل هم دل خوش نکردیم. این نظام مسخره ابلهانه رو هم قبول نداریم. ولی به جای راه، از بیراهه نمیریم.
Posted by: ali at June 18, 2005 08:33 PM
راي هايي كه به معيين داديم به نام احمدي نژاد ثبت شد چون روي كروبي حساب نميكردند از دستشون در رفت ولي در آخرين دقايق حالشونو گرفتن. الان ديگه راي مطرح نيست بحث اينه كه زور كي ميچربه رفسنجاني يا احمدي نژاد. البته برگزاري اين انتخابات رو بايد به خاتمي تبريك گفت
Posted by: Dariush at June 18, 2005 08:29 PM
اطلاعيه! به اطلاع کليه راي دهندگان محترم به دکتر معين مي رساند ضمن عرض تسليت مراسم شب هفت آن عزيز از دست رفته روز جمعه آينده همزمان با انتخابات دور دوم رياست جمهوري در حوزه هاي انتخابيه به صورت نشست و برخاست برگزار مي شود. با حضور خود بار ديگر روح آن روانشاد را شاد و مجددا بيعت خود را يا نظام مقدس اسلامي اعلام نماييد. شعار جديد ما اين خواهد بود: (( به هاشمي راي بديد که احمدي نژاد راي نياره)) لطفا در اين مدت تمرين نماييد تا حفظش کنيد. بخدا همه اش هشت کلمه است. واسه شما روشنفکرا که کاري نداره. آرزوي صبر جميل براي شما داريم.
Posted by: hosein at June 18, 2005 08:11 PM
سلام پرستوي نازنينم - واقعن خلايق هر چي لايق - من هنوز تو شوكم - يعني چي ميشه - پاكسازي ادارات و پاكسازي خونه به خونه شروع ميشه - راستي خانمم راست ميگن اين قشنگ تير خلاص زن بوده تو زندان اوين ؟؟؟؟!!!
Posted by: شب یلدا at June 18, 2005 08:10 PM
واييييييييييييييييي اينا از همين الان احمدي نژاد رو رييس جمهور ميبينن.ببينين چمران چي گفته.
Posted by: sahar at June 18, 2005 08:09 PM
من با تحريم مخالفم ولي راي ندادم. در وبلاگ بخوانيد
Posted by: آزادی at June 18, 2005 08:04 PM
من فكر ميكنم حالا هم از طرف رهبر يا هر كس ديگه ميخوان جوي به وجود بيارن كه دور دوم كسي راي نده و راحت احمدي نژاد رو بفرستن داخل.الان ديگه وقت تحريم نيست.همه ميدونيم كه رفسنجاني از احمدي نژاد بهتره.چشمامون رو نبنديم.واقع بين باشيم.نذاريم به زور احمدي نژاد رو بفرستن داخل.فقط خودمون كه توي ايران هستيم بايد به فكر خودمون باشيم.نذاريم همين اينترنت رو احمدي نژاد از ما بگيره.ما حالا حالا ها كار داريم.
Posted by: sahar at June 18, 2005 08:03 PM
طرفداران احمدي نژاد كه بهرحال راي ميداند(چون اصلا از نظام چول ميگيرند كه همين كارا رو بكنند- يعني در حقيقت كادر نظام هستند). من و شما بوديم كه ميتونستيم با راي دادنمون به معين آراي بيشتري براي معين جمع كنيم تا اونها شكست بخورند. دقيقا مثل سال 76. مگه اون سال همين 7 ميليون نفر به ناطق راي ندادن؟
Posted by: darya at June 18, 2005 08:02 PM
از ماست كه بر ماست .... نتيجه تحريم همين بود ! بايد بكشيم الان ! هاشمي و احمدي نزاد ميرن دور دوم
Posted by: افشین at June 18, 2005 07:58 PM
a عزيز چه فرقي داره. اگه بنا به تحميل باشه وقتي ميبينه كسي اصلا توي باغ نيست و اهميتي به انتخابات نميده و نشسته توي خونه بيخيال. كه راحت تر ميتونه راي رو به مردم تحميل كنه.
Posted by: t at June 18, 2005 07:58 PM
به هستي:
نتيجه داخواه شما نشد نه به خاطر تحريم چون شما با رفتن خيلي زيادتون پاي صندوقا نگذاشتيد اين همبستگي اجرا شه.نتيجه داخواه شما نشد چون حكومت ميبينه وقتي ميتونه اين همه ادمو در كشوندن پاي صندوقا فريب بده پس حتما ميتونه يك نتيجه قلابي هم بهشون غالب كنه....
Posted by: a at June 18, 2005 07:46 PM
in yani chi ,agha yani in khab e ghashang ke iran robe pishraft e fekri mire khial bod ,yani in ham e bahs o mantegh eshtebah bod,che jori mishe kasi ke aslan gheir e momken bod kasi joz e adam hesbesh biyare hala omade o rafte dor e dovom,khoda delam mikhad dad bezanam,yani chera in ghadar bazi ha ............hastand ,che jori mishe ke in jori mishe,man ke boridam ,fekr konam ta etelae sanavi bekhatere in shok aslan rom nashe biyam to khiabon ,vaghean ke ,
Posted by: sina emad at June 18, 2005 07:43 PM
مطمئن باش که هیچ گونه نمیشود این مردم را تحمل کرد من رای ندادم، خوشحالم ولی برای طرز تفکر مردم متاسفم حتی 50هزار تومن هم آدمشان نکرد لیاقتمان همان آبدارچی است!!!
Posted by: فواد at June 18, 2005 07:42 PM
به حرفهاي قشنگ دوستان در بالا اينم اضافه ميكنم كه شما حتي در صورت انتخاب معين هم برنامه اي نداشته ايد.با اينكه به نظر من معين نقششو در گول زدن شما براي كشوندن پاي صندوقاي راي افتضاح بازي كرد شما بازم فريب خورديد....
Posted by: a at June 18, 2005 07:41 PM
براي همه ي جوونها متاسفم.دارم مي رم سرمو بزنم به ديوار
Posted by: الهام at June 18, 2005 07:40 PM
اقا يا خانم :. عزيز نكند واقعا باورت شده است كه طرفداران احمدي نژاد از ترس 3900000 راي ما به پاي صندوق ها آمدند ...نه ! اين تو و امثال تو بوديد كه پاي صندوق ها نيامديد و به آنها جرئت داديد كه راي شان را با افتخار در صندوق ها بريزند...
تو و دوستانت عبور از خاتمي را مي خواستيد؟ باشد امروز احمدي نژاد و كروبي فراتر ار خاتمي مي روند ...فقط يادت باشد كه سحابي ها علوي تبارها بهنودها كديورها و حقيقت جوها تحريم را شكستند اما تو در خانه ماندي و همه را تنها گذاشتي...
گفته بودي كه همه مي دانستند معين راي نمي آورد خوب واقعا شايد ما معيني ها اشتباه كرديم چون فكرمي كرديم كه تو و امثال تو وقتي نيمي از تحريمي ها تحريم را شكستند با ما همراه مي شويد ولي افسوس كه هنوز نمي دانيم طرفداران تحريم كه هستند....
Posted by: hasti at June 18, 2005 07:31 PM
بايد بگم ما باز بايد برگرديم و ببينيم كه كجا ها اشتباه كرديم جريان روشنفكري بايد دائم خودشو نقد كنه و اين كليد ادامه دادن هست به هرحال كاري كه نبايد ميشد شده و اين نشون ميده كه مردم چقدر صبرشون كمه به (خوب ما ايراني هستيم ديگه) اما نكته اينه كه عدم مشاركت به مفهوم جهانبيني عمق اون كساني نيست كه راي ندادن كما اينكه راي دادن هم به مفهوم تاييد شرايط فعلي نسيت .افكار عمومي جهان هم اينو ميدونن كه تغيير در رتبه بندي كانديدا هاي مختلف در اين انتخابات به نوعي مفهومش نياز مردمه به آزادي و دمكراسي بيشتر سخن آخر اينكه اينا همه بهانه است انچه كه بيشتر از همه مهمه ايران ماست پس زنده با ایران ..... من به آینده خوشبین هستم بلند شید و دوباره از نو شروع کنیم.
Posted by: رضا at June 18, 2005 07:29 PM
پرستو ! من باورم نمي شه ! من دارم ديوونه مي شم ! اصلا نمي شه باور كرد !
Posted by: ليلا at June 18, 2005 07:26 PM
شما آما تهران را اعلام کردید نه شهرستانها... در جایی که روشنفکران و فعالان و حتی هوچی های انتخابات هستند از صندوقهایشان چنین آمار عجیبی در می آید.... به هر حال نتیجه انتخابات به دست توانای پایتخت نشینها رقم می خورد و تغییر میکند... مبارکشان
Posted by: صادق at June 18, 2005 07:23 PM
وبلاگ نويساي عزيز. بذاريد اين توهم که تو ذهنتونه که شما روشنفکراي اين مملکتيد عوض شه. ببينيد دليلي نداره سرکوفته بشيد فقط درس بگيريد. شما تمام روشنفکرا و فعالين سياسي ممکلت مثل سروش، گنجي، عبادي، کار، نوري، همه اعضاي کانون نويسندگان، منتظري، اعضاي کانون حقوق بشر، نمايندگان دانشجويي و ... رو ول کرديد افتاديد دنبال يه مشت ژورناليست حرفه اي مثل بهنود و نبوي و ... که به نفع کسي نوشتن اصلا حرفه شونه و تئوريسين هاي يه تحول سياسي نيستن.شما افتادين دنبال يه مشت جوجه روزنامه نگار که شخصيت خودش رو از وصل شدن به جنهه مشارکت کسب مي کنه. شما به جنهه مشارکتي دل بستيد که جزوي از سيستمه و تلاشش اين بود که آراي سيستم رو بالا ببره. بازم ميگم اين توهم روشنفکري رو از خودتون دور کنيد. اين توهم رو کساني براتون ايجاد کردن که در متن قدرتند و به شما به شکل يه بازيچه نگاه مي کنند. افق ديدتون رو بالاتر ببريد. به مردم فحش نديد. فکر نکنيد اونان که نمي فهمن. اونا آينه شمان. سعي کنيد ازشون کمک بگيريد تا بهتر جايگاه خودتون رو بشناسيد. آينه چو نقش تو بنمود راست/خود شکن آيينه شکستن خطاست.
Posted by: hosein at June 18, 2005 07:20 PM
اگر سران مشارکت عقل داشته باشند باید یک ماه بروند کار کنند ببینند چرا چنین اتفاقی افتاد؟ آیا این نشانهی این نیست که مشارکتیها آن قدر از تودهی مردم فاصله گرفتهاند و محصور به طبقهی روشنفکر شدهاند که نتوانستند درک درستی از شرایط و خواستهای مردم داشته باشند. دیدید که تئوریهای بیپایهای که حسین درخشان از آن ور آب برایتان میپیچید در زمینهی نقش اینترنت و وبلاگ و به صحنه آوردن حقیقتجو و سحابی و ... چه قدر کودکانه بود.
Posted by: یک نفر at June 18, 2005 07:19 PM
به همه تسليت مي گم.....
مملكت ما سرش هرچي بياد حقشه
Posted by: mohsen salek at June 18, 2005 07:10 PM
واقعا به نظرتون لباس ملي پيشنهادي پرزيدنت احمدي نژاد براي خانم ها چيه؟
Posted by: hasti at June 18, 2005 07:08 PM
خوب پرستو جان!مي بينم که داري انرژي ذخيره مي کني واسه هفته بعد که باز بري تو خيابون و با صداقت از مردم بخواي به خاطر صداقتت به رفسنجاني يا کروبي راي بدن تا احمدي نژاد راي نياره. خوبه جونم. خجالت نکش، سياست ورزي (به قول رفقات) با روشنفکري فرق مي کنه. فقط به قول محمدجواد لاريجاني يه پوست کلفت مي خواد. اونم که ماشالله نسل جدبد ژورناليست ايراني ...
Posted by: hosein at June 18, 2005 07:08 PM
هر چي بود داره تموم مي شه
همگي خسته نباشيد
Posted by: ميلاد at June 18, 2005 06:33 PM
۱ - مردم عادي کوچه و بازار که به اميد فرود هلي کوپتر « هخا» نشسته بودند ، « تابلو» ترند يا پاره اي نخبگان ، انديشمندان و سياستمداران خودخوانده اي که منتظر بودند « صندوقها باز شود - اهوراي م- م بيرون بريزد » ، هوا دلپذير شود و گل از خاک بر دمد ؟
۲ - اکبر گنجي ، شيرين عبادي ، سيمين بهبهاني و علي افشاري منزوي و بي اطلاع از اوضاع ايران اند ، يا آنها که « تنور انتخابات رهبر » را گرم کردند ، براي طرفداران احمدي نژاد « انگيزه » تراشيدند، اين افتضاح بزرگ را به وجود آوردند ، تا جامعه بين المللي با قطع اميد ابدي از هر نوع گفتمان اصلاحي - رئيس جمهور نظام اقتدارگراي ايران را در آغوش گيرد؟ امتياز دهي شروع شود و باقي ماجرا. من مانده ام ، در و ديوار داد مي زد « معين» راي نمي آورد ، « مجيد محمدي » از نيويورک اين را مي بيند ، چطور نمي شود چشمها را در قلب تهران باز کرد ، با عابرين خيابان سميه و ميدان انقلاب سخن گفت و سياست ورزيد !
۳ - طرفداران رفراندوم و تحريم هوشمند ترند، که حداقل مي توانند ادعا کنند، نيمي از جمعيت ايران به دعوت ما پاي صندوق نرفته، يا دوستان اصلاح طلبي که پايگاه اجتماعي و آينده خود را به آراي ناچيز مصطفي معين دوختند، آنهم از صندوقهاي مناطق عشايري - مرزي، توسعه نيافته و بي سواد کشور؟
۴ - معمولا براي سنجش پايگاه و آراي يک کانديدا از نظرسنجي استفاده مي شود ، گوش آدمي که سنگين باشد ، صداي حسين قاضيان ، عبدي ، سروش و ... را نمي شنود ، صدا را که نشنود ، مجبور است از بيني اش استفاده کند ، اين بود که خيلي ها ديروز « بوي دوم خرداد استشمام کرده بودند » و نمي دانستند که هموساپينس ، بر خلاف بسياري از جانداران - از قوه بويايي - براي پيش بيني اتفاقات استفاده نمي کند ، به عوض آن « کتاب هست ، Think Tank هست و gallup هست »
۵ - آيا خوشحال است مصطفي تاجزاده و خوشحالند نخبگان مشارکتي که عزت سحابي، ابراهيم يزدي، خشايار ديهيمي و بسياري ديگر را با خود به باطلاق انتخابات ديروز کشاندند تا از همين امروز ظهر حسين شريعتمداري « پايگاه ميليوني ليبرالهاي طرفدار آمريکا » را به رخشان بکشد؟ سيد علي خامنه اي جشن بگيرد و حوزه علميه قم فرياد برآورد که ديديد: ايراني هنوز مريد آخوندهاست!
۶ - خود را در چه وضعيتي قرار دادند ، اگر بخواهند انتخابات را ادامه دهند ، حتي به فرض اندک بالا آمدن کروبي - بايد نام « نسيم » نسل سوميهاي ياور معين را به « نسيشمک » يا نسل سوميهاي ياور شيخ مهدي کروبي و لوگوي همه وبلاگها «تا اطلاع ثانوي فقط معين » را به « فقط کروبي براي هميشه » تغيير دهند.
اعضاي شوراي مرکزي انجمن شهيد پرور تهران را به ديدار موسوي خوئيني ها ، بفرستند ، و سعيد رضوي فقيه را به سخنراني با عنوان « مردمسالاري بومي ، کروبي يعني هابرماس » و مجيد حاجي بابايي « نه به انفعال ، نه به تحريم ،آري به کروبي نماد جامعه مدني ايران » وادارند. اگر قصد تحريم کنند مايه مسخره عالم و آدم خواهند شد و ...
۷ - بسيج دستوري - تلفني يک دوجين وبلاگ با حداکثر ۲۰۰۰ خواننده مشترک از ايران براي به وجود آوردن فضاي کاملا مصنوعي و کذب روي نت - فقط به افسردگي و نوميدي وحشتناک گروهي نويسندگان خوب و جوان انجاميد، درست مثل مضحکه سال ۲۰۰۴ آقاي هوارد دين و سوءاستفاده اش از يک عده blog geek و stoned nerd .
۸ - هنوز دير نشده ، مي توان از منبر « استراتژيست مادام العمر و مغز اصلاحات » بودن پايين آمد ، « ماکس وبر » - « هابر ماس » - « ادوارد سعيد » - « رژي دبره» - « کارل مارکس » - « ميشل فوکو » - « علي شريعتي » و دنياي خيالي قرن بيستم آقاي لنين را دور انداخت و رفت سراغ ديگراني که جلوي چشمان ناباور شما ، آن امپراتوري سرخ ابليس را به زانو درآورندند : « ساخاروف » ،« سولژنيستين » « لخ والسا » « واتسلاو هاول » « ميخائيل ساکاشويلي - ويکتور يوشچنکو » و همه قهرماناني که « نيم من خاک روي آثارشان ننشسته است ».
۹ - از امروز است که شروع شود ، خروار خروار تحليل و مقاله نوحه سرايانه که « اي واي از استبداد زدگي جامعه ايراني ، اي هوار از بيماري مزمن استبداد ، درد ملي ما ، مصدق را تنها گذشتند و ...» ،وقت تلف کردن بس است. بياييد « مانيفست جمهوري خواهي گنجي » را دوباره بخوانيم ، قبل از آنکه ميليونها ايراني در خيابان فريادش زنند. ايران اولين کشوري نيست که قرار است دمکرات شود ، در واقع آخرين کشور است. تجربه روماني ، اوکرايين و دهها کشور آزاد شده ديگر جلوي چشمتان است ، هنوز نااميد نشده ايد از « خودکفايي انقلابي دهه شصت »؟ بياييد ببينيم ديگران چه کرده اند ؟ پروسه اصلاحات را موکول کرده اند به مشارکت چهارسال يکبار مادام العمر دهاتي ها براي تضمين حقوق کارمندي دوستان و آشنايان اصلاح طلب و يا يک روز از خواب بيدار شده گفته اند : بس است آقا جان ، مرگ يکبار - شيون هم يکبار.
قبول نداريد ، اين شما و اين راي دهندگاني که خبر راي قاطعشان به معين ، از قول آقاي تاجزاده و شکوري راد را هنوز از سايت هاتان پاک نکرده ايد.
خداوند به آقاي حجاريان عمر دهد ، از ايشان بپرسيد : راستي « خيال پردازان شهر آشوب » و « کيوکيو بنگ بنگ » و « هخا » کي بود آخرش؟
((نيما راشدان))
Posted by: . at June 18, 2005 06:31 PM
به نظرم مي رسه كه مردم تهران بيشتر از ما شيرازي ها شهيد پرورند
Posted by: fdisk at June 18, 2005 06:13 PM
متاسفانه تنها گزینه نسبتا مناسب در این شرایط که همه اوضاع از نبودن یک انتخاب ازاد خبر می داد و ان رای ندادن بود از بین رفت
بدترین اتفاق این همه رای است که بی هدف و تحلیل داده شد
حامیان معین بیشترین خسارت را کردند و به جامعه وارد کردند چرا که قشنگترین برنامه تحریم را- که برخلاف انتقاداتشان برای اولین بار غیر احساساتی و بر اساس این تحلیل بود که اعلام قبول نداشتن شرایط انتخاب ازاد است- به هم زدند
متاسفانه حامیان معین - که می شود تقریبا فرهیختگان و روشنفکران پیشرو دانستشان- خود احساساتی شدند و خیلی غیر واقع بینانه احساس کردند که می توانند در انتخابات شرکت کنند و حق سرنوشتشان را به دست بگیرند و هرگز حاضر نشدند تحلیل کاملی بدهند از اعلام صریح اولین نشانه ها که عدم صلاحیت بود و بعد حکم حکومتی صالح شدن!متاسفانه دوستان احساساتی اصرار داشتند که این حکم حکومتی نبوده! اصرار این دوستان بر انفعالی بودن تحریم به شدت اشتباه بود
اکثرا در تحلیل های خود تنها با این پرسش ساده که اگر رای ندهید چه می شود؟ وو پاسخ ساده تر:هیچ به راحتی نتیجه می گرفتند پس به معین رای بدهید که یک گانم به جلوست
متاسفانه هیچ جوابی اماده نداشتند که اگر معین نشد پس چه؟ نه تنها گام به جلویی برداشته نشده نه فرصتی برای زیر سوال بردن انتخابات و درخواست انتخابات ازاد مانده است و تنها تنور انتخابات برای پخت نان های دیگری داغ تر شده است
وحالا نان های برشته دیگران است که از تنور در می اید...
Posted by: دلارام at June 18, 2005 06:12 PM
لابد دو دل موندي تو كار ات.؟ بهت ميگم.برو براي رفسنجاني تبليغ كم مبادا (( گربه بَده)) رئيس جمهور بشه.!!!
Posted by: . at June 18, 2005 06:09 PM
آخ پرستو ! هنوز نگرفتي كه تقلب بوده. به حتم هم بوده. يه تحيليل ساده معلوم ميكنه.
Posted by: ايلعذار at June 18, 2005 06:09 PM
خوب ديگه... هيچ كي فكر نميكرد اينجحوري بشه... بلاگرا رويه معين چقدر برنامه ريزي كردن... چقدر با آبروشون بازي كردن... بلاگرا چيكار كردن... اي خدا... تبليغات براي معين... اما معين همچنان در رده پنجم... بلاگرا كجان... .
Posted by: حسين at June 18, 2005 06:05 PM
به اشتباهات جبهه مشارکت این رو هم اضافه کنید...
Posted by: پریسا at June 18, 2005 06:03 PM
برو استراحت كن، حرص هم نخور. مردم ايران احتياج به آموزش دارن. راه زيادي بايد رفت. غم انگيزه اما واقعيت داره . 20 ميليون راي خاتمي هم بيشتر به خاطر سيد بودنش بود تا "نه" گفتن به نظام. برو استراحت كن.روزهاي آينده تلخ ترن. سالهاي آينده سخت تر.
Posted by: mehdi at June 18, 2005 06:02 PM
فکر کنم همه سخت در اشتباهيم ....! دنیا ی وبلاگ همونقدر که لس انجلسيا پرتن از ايران عقبه .... ! من که فکر ميکنم زيادی پيشرفت کرديم ،،،،،، از مردم جلو افتاديم ! مردم همينا هستن که احمدی نژاد رو ميخوان ... همين که برای ديدنش بايد کافره بديم ميشه president !!! ...................................موندم برای ايران متأسف باشم يا برای خودم !
Posted by: BABAK at June 18, 2005 06:02 PM
باز هم باید بگیم این نیز بگذرد؟ آخه به چه قیمتی؟
Posted by: نی آوا at June 18, 2005 05:59 PM
جايي خوندم كسي گفته در كشور جهان سومي اي مثل ما احتمال تقلب انتخابات از همه جا بيشتره . . . .چه بگويم سخني نيست.
Posted by: م.خندان at June 18, 2005 05:49 PM

