پست از اين روزمره‌تر نمی‌شود

- نصفه‌شب است؟ باشد. بايد مانتوی سياهم را بشويم. فردا عصر قرار است دوست عزاداری را ببينم. نمی‌دانم چرا از روبرو شدن با دوستم واهمه دارم. نمی‌دانم چطور بايد رفتار کنم. سخت است.
- از اين‌جا که نشسته‌ام، سه دسته کتاب و مجله و کاغذ که نامنظم روی هم قرار گرفته، توی اتاقم است. مدت‌هاست از ديدن نامنظم بودنشان عذاب می‌کشم اما همت نمی‌کنم برای مرتب کردن‌شان.
- فولدری روی دسک‌تاپم چشمک می‌زند. مدت‌ها پيش قرار بود برای دوست و همکار عزيزی چند آهنگ از خواننده‌ای کرد را دانلود کنم که... هر چقدر هم که خجالت بکشم، کاری از پيش نرفته. امشب ترتيبش را می‌دهم.
- امروز چهارمين روز بود که صامت طی شد! اين يعنی از پنج‌شنبه صدايم درنمی‌آيد. پونه می‌گويد دوره‌ی بی‌صدايی يک هفته طول می‌کشد. فعلن خودم را بسته‌ام به به‌دانه.
- از همان روز پنج‌شنبه صدای موبايلم هم درنمی‌آيد. دوستی می‌گفت «بازر»ش سوخته است. خلاصه که دلم به دل گوشی‌ام راه دارد مثل اين‌که.
- داروهايی داده است چشم‌پزشکم برای تقويت چشم. تا هفته‌ی پيش همين‌جا لای روزنامه‌ها و کاغذها و خرت‌وپرت‌های روی ميزم بود. اما گم شده!
- فردا از صبح چند جا بايد بروم. اما مهم است که ديگر قرار نيست نيروی ثابت روزنامه «سرمايه» باشم. به گروه خونی من نمی‌خورد. شايد هم فکرهايی که در سر دارم، مانع می‌شود به فکر يک کار ثابت روزانه باشم.
- حوزه‌ی بهداشت و درمان را تا به حال به شکل تخصصی دنبال نکرده‌ام. کار هر کسی نيست. تخصص می‌خواهد و يا دست‌کم مشاوری متخصص. قرار است برای کمک به دوستی که حالا برای گذراندن طرح بايد برود به شهرستان، کارهايی در اين زمينه انجام بدهم. هنوز نمی‌دانم چقدر می‌توانم موفق باشم.
- رفتن دنبال کارهای مدرک چقدر طول می‌کشد اهالی سابق دانشکده‌ی خبر؟ يک هفته؟ يا يک ماه؟ يا؟
- کسی می‌داند داروی رخوت‌کش چيست؟ کسی می‌داند کجا انگيزه پخش می‌کنند؟



August 29, 2005 12:51 AM


Comments


انجام یک کار فوق العاده سخت!

Posted by: چشم at September 14, 2005 10:36 AM

پرستو جون ديروز تو يه برنامه شبکه 3 يه خانومي بود به اسم پونه دکوهکي، خواهرت بود؟!?

پرستو: آره پونه خواهرمه

Posted by: arefe at September 6, 2005 04:06 PM

سلام گاه گداري نوشته هايت را مي خوانم. جالب است و خواندني. نيازي به تعارف نداري.خواننده اي با نام آرام كامنت كوتاهي در باره دختر فروشي!!! در لردگان اصفهان!! برايت نوشت كه نتوانستم وبلاگ يا سايت و...از ايشان پيدا كنم تا توضيحاتي برايش بنويسم.اگر براي خوانندگانت حقي قايل هستي و امكان دارد چگونگي ارتباط با ايشان را (وبلاگ يا سايت يا ايميل) برايم بفرست . شايد زحمت باشد اما فكر مي كنم اكر اين لطف را بكني ذهنيت ايشان اصلاح شود و لذت اين نوع آگاهي بخشي كمتر از رحمات ديگر شما نباشد.در هر صورت ممنونم.

پرستو:
پیدا نکردم کامنت آرام رو. کجا نوشته؟

Posted by: sadegh at August 30, 2005 10:27 PM

کار نداره . برای فرار از روزمرگی یه نیگاه به مسائل کشور بنداز . اساسی مطلب واسه نوشتن گیرت میآد . امتحان کن . ضرر نداره !

Posted by: علی at August 30, 2005 05:14 PM

وااااااااایییییییییی! مرسی پرستو!شرمنده کردی!

پرستو: دشمنت شرمنده!

Posted by: آزاده at August 30, 2005 11:15 AM

سلام.وبلاگتونو خوندم. برام جالب بود . بازم بهتون سر می زنم.یا علی

Posted by: صبح at August 30, 2005 12:57 AM

در چهار دیواری لانه ام

آرزوهایم را در عصمت زمین می کارم

و سبز می شوم با سبز

و سبز می شوم با صبر

و هر صبح در آیینه با خود می گویم

سلام زن خوب

سلام...

همه چیز خوب است ؟

Posted by: sheida mohamadi at August 29, 2005 10:18 PM

اگر داروي رخوت را پيدا كردي، به من هم بگو. راستي يادت مي‌آيد مرا دست انداختي و مسخره كردي؟! اين رخوتهاي دوره اي شتري است كه در خانه هركس مي خوابد، اما خوابش در خانه بعضي ها سنگين تر است

Posted by: پناه at August 29, 2005 06:10 PM

اگر جایی انگیزه یافتی سلام مرا هم بهش برسان....

Posted by: سینا at August 29, 2005 02:53 PM

پرستو: کسی می‌داند داروی رخوت‌کش چيست؟ کسی می‌داند کجا انگيزه پخش می‌کنند؟
فرناز:اگه دیدم جایی انگیزه پخش می کنند خبرت می کنم. تو هم جایی آرامش دیدی من را خبر کن.

گفتگو از اين تهوع آور تر ديده بوديد؟ اين گفتمان غالب فضاي روشنفكري ماست. واقعا چرا الفنون رئيس جمهور نشود، ها؟

پرستو:
متاسفم تهوع آور بوده. لیموترش تجویزمی شود!

Posted by: اروس at August 29, 2005 02:45 PM

اگه به حساب احساس بزرگتریم نمی گذاری می خوام بگم داری قد می کشی. خیلی!

Posted by: yekpanjere at August 29, 2005 12:14 PM

وقتی حوصله نداری به نظر من بدترین راه حل این است که به دیگران هم بگوئی حوصله نداری، می شود این که می بینی! همه بی حوصله های عالم دورت جمع می شوند و با تو همدردی می کنند.این وضع را بدتر می کند.یک پیشنهاد:به ترجمه کتاب علاقه داری؟ البته کار یک پروژه حداقل یک ساله است. کتابی دانشگاهی و مرجع در مورد تجارت الکترونیک. خواستی ایمیل بزن.

Posted by: نیما at August 29, 2005 11:33 AM

vagti iran boodam angizeam gerfet mishod vagti mididam projehaye nafto gaze keshvaro bayad kharejia anjam bedan va mano amasale man bayad beshinim to sherkat va somagh bemakim.harfam ke mizadim,migoftim baba kheli az in kararo ma ham mitoonim anjam bedim,ye joori khafamon mikardan.
omadim invare ab,belade khareje ke shayad yeki in estedae nabemono!!!!!!!!!!!!!!!kashf kone ama darigho dard ke in kharejie zaboon nafahm be ma be cheshme hamon afaghine to iran negah mikone va fekr mikone hadafe aslimon az omadan be oonja gerftane mohajerato... va to keshvaremoon kheli badbakhtim...........
be ghole dr.sharaitai ye vagti ma khodaye donya boodim hala chi?hichi?
to keshvaremon onjori...sayeyi az shayeste salariam nemibini,invaram har chi ke bashi khareji hasti.ya shayadam man az noe badshansesham
hala to begoo parastoo jan angize mimone baraye adam?

Posted by: MESLE HICH KAS at August 29, 2005 11:14 AM

به پرستوی عزیز...
: که شاید از تأثیرِ ِ ناخودآگاه نامش ،مدام در تب و تابه!و من حالش رو خیلی خوب حس کیکنم اما حاضر نیستم حتا لحظه ای به اون نوع آرامش کذائی که بقیه ازش دم میزنن برسم.هیجان،دلواپسی و انتظارهای طولانی ام رو دوست دارم ، چون همیشه بعدش به دگرگونی و روشن بینی های خاصی میرسم که به روحیّات بی دغدغه ی آدمهای دیگه جور در نمیاد.به قول نیما یوشیج:باید از چیزی کاست،تا به چیزی افزود...

Posted by: لادن شیرازی at August 29, 2005 07:48 AM

اگه بهت كسي آدرس داد و فهميدي كجا پخشش مي كنند به من هم بگو لطفا قول ميدم فقط يك كمي ازش بردارم.

Posted by: احسان طريقت at August 29, 2005 07:41 AM

همين است ديگر !چه مي شه كرد ؟!! قبلي ها را خواندم ! جالب بود ! شاد باشي و هميشه ي هميشه موفق !

Posted by: بامداد بامداد at August 29, 2005 02:23 AM

دوره ی بی صدایی یک هفته که سهل است گاه یک قرن طول می کشد ... پایدار باشی پرستو جان

Posted by: ali at August 29, 2005 01:40 AM

اگه دیدم جایی انگیزه پخش می کنند خبرت می کنم. تو هم جایی آرامش دیدی من را خبر کن. خود خودت خوبی پرستو؟

پرستو:
دارمت!
خوبم. بهتر هم می شم فرناز.

Posted by: امشاسپندان at August 29, 2005 01:37 AM

bad nist gah o bi gah ham roz mare benivisi . be khodet az hame chiz shabihtare , be webloget ham zendgi mibakhshe

Posted by: Anonymous at August 29, 2005 01:15 AM

Post a comment





Remember Me?