...

عبارت «مست‌های عربده‌کش» را زياد خوانده بودم در داستان‌ها. امشب با تمام وجودم درک کردم! همسايه‌های آپارتمان‌نشين رنگارنگ هستند. «مست‌های عربده‌کش» هم ميانشان ديده می‌شود که آرامش را از کوچه‌مان گرفته‌اند. بيچاره مريض‌دارها! بيچاره مادربزرگ من!



September 3, 2005 12:17 AM


Comments


مستیش را مطمئن نیستم ولی عربده کشیش آدم را عصبانی می کند. حتا اگر یکی دیگر برای ادم تعریف کند.

Posted by: labooforoosh at September 5, 2005 12:41 AM

سلام پرستو جان وبلاگت را همیشه می خواندم و لذت می بردم . کامنت هم گاهی اوقات .... به تازگی وبلاگ نویسی را آغاز کردم . با نامی مستعار. سرگذشتم را می نویسم. شاد باشی . .شاد باشی . راوی 45 ساله . تهران

Posted by: آونگ خاطره های ما at September 4, 2005 11:21 PM

بیچاره ما !

Posted by: اهری at September 4, 2005 11:14 PM

سلام. 25 اسفند سال 1382 با عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت صحبتی کرده بودم.. احساس می کردم این روزها دوباره خواندنش بد نباشد.. چیزهایی برای خواندن دارد... گفتم لینکش را اینجا هم بذارم :http://www.30morgh.net/?id=-1554417334

Posted by: بهروز فردوسي at September 4, 2005 01:47 PM

"مست های اربده کش" بیچاره مستی

Posted by: Anonymous at September 4, 2005 09:33 AM

من هم فقط مي تونم بگم متاسفم :(

Posted by: احسان طريقت at September 4, 2005 07:35 AM

خوش به حال مست‌هاي آرام و بي‌سروصدا!!

Posted by: hossein at September 3, 2005 02:13 PM

اي بابا از وقتي خوداشتغالي رو كنار گذاشته به الكل رو آورده. چي بگم والله؟
خدا هممون رو به راه راست هدايت كنه. ان شاالله

Posted by: shangool at September 3, 2005 01:14 PM

سلام بايد بگم بيچاره هممون
راستي اگه دوست داشتي يه سر بزن تا بعدا اگه خواستم سر بزنم آدرستو داشته باشم

Posted by: احسان at September 3, 2005 08:57 AM

بیچاره هم خانه های ناگزیرش!

Posted by: شقایق at September 3, 2005 08:44 AM

ممنونم پرستوي خوبم . به خاطر تبريكت ..و به خاطر بودنت :)

Posted by: Mahya at September 3, 2005 02:46 AM

فقط مي توانم بگويم متاسفم...

Posted by: اميرحسين at September 3, 2005 12:26 AM

Post a comment





Remember Me?