می‌بوسمت و اشک...

برای حميدرضای گُلم

سردم است و اشک‌هايم هرجايی شده‌اند. گستاخی مرگ را نمی‌توانم باور کنم که اين‌طور گزيده‌چينی می‌کند از ميان جوانان پاک. سرد است. همه چيز.



September 23, 2005 08:08 PM