انتظار يک فيلم خوشساخت
يکی از اين دو گزارشی که نوشتم و معدوم شد، امروز در صفحهی سينمای شرق چاپ شده است. البته با دستی که خسرو به سر و رويش کشيده، کمی مفصلتر شده. خوشم میآيد از نکتههايی که به علت تجربهی خسرو در حوزهی سينما به متن اضافه شده.
اولين بار است که از پشت صحنهی يک فيلم برای روزنامه گزارش مینويسم و خوشحالم که اين اولين تجربه، برای فيلم درِپيتی نبوده. عصرجمعه، با آن وسواسی که داشت فيلمبرداری میشد، بايد چيز خوبی از کار دربيايد. دستکم میشود اينطور انتظار داشت.

متن گزارش را در ادامه همين مطلب میآورم.
پرستو دوكوهكى- خسرو نقيبى:
هانيه توسلى در خانه را باز مى كند: «معلوم هست داريد چى كار مى كنيد؟» يكى از بچه هاى فنى، جوابى آماده دارد: «داريم فيلم مى سازيم!» سئوال توسلى البته دليل ديگرى دارد، او به اندازه ۱۱ برداشت پشت در و داخل راه پله ايستاده تا در آخر پلان وارد صحنه شود. پشت صحنه «عصر جمعه» قبل از هر چيز، فضايى دوستانه و صميمى دارد؛ از آن فضاهايى كه همه با ميل و رغبت كار مى كنند و برداشت هاى پياپى، كسى را خسته نمى كند. پلانى كه به برداشت پانزدهم رسيده، گفت وگوى فيروزه (نرگس صفدريان) است با سوگند (رويا نونهالى) كه با ورود بنفشه (هانيه توسلى) به خانه، تمام مى شود. لوكيشن، خانه اى است در كوى نصر، با همه شلوغى هاى اين محله شهر. وقتى امكانات صدابردارى فيلم هاى ما سال ها است پيشرفتى نداشته، تعجب آور نيست كه چند برداشت به علت صداهاى خارجى از آژير دزدگير ماشين همسايه گرفته تا دستفروشى كه كالايش را جار مى زند، قطع شود. گرچه يكى، دو برداشت در ميان كار به نظر كامل مى آيند، اما لبخند رضايت مونا زندى، كارگردانى كه مى توان وسواس و دقت كار روى فيلم اول را در چهره اش ديد، با برداشت پانزدهم روى لبش مى نشيند: «خيلى تجربه لذت بخشى است. تيم فوق العاده اى با من همكارى مى كند و هنگام كار، احساس امنيت زيادى دارم.»
مبتنى بر واقعيت
داستان «عصر جمعه» برپايه رابطه سوگند، زنى ميانسال با پسر نوجوانش، اميد است كه با ورود بنفشه، خواهر اين زن به ماجرا، زندگى گذشته سوگند هم مرور مى شود. مونا زندى مى گويد: «طرح قصه ام چيز ديگرى بود، اما در گفت وگو با فريد مصطفوى و تحقيقاتى كه در يك سال گذشته انجام داديم، به اين داستان رسيديم. بيش از يك سال مشغول تحقيق و بازنويسى قصه بوديم و وقتى فيلمبردارى را شروع كرديم، همچنان كار تحقيق ادامه داشت.»
مونا زندى حقيقى پيش از كارگردانى «عصر جمعه»، چندين فيلم كوتاه و دو فيلم مستند را در كارنامه هنرى اش دارد. موضوع فيلم هاى مستند او، يكى قصه زنى است كه در زاهدان مربى مهدكودك هاى سيار است و ديگرى قصه زنى است كه ظهر عاشورا، در خانه اى كه نذرى مى دهد، مديريت همه كارها را برعهده دارد. هر دو اين فيلم ها در سال ۱۳۸۱ ساخته شده اند. زندى در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شده و در رشته طراحى داخلى در دانشگاه تهران تحصيل كرده. او از سال ۱۳۷۳ با عكاسى وارد سينما شده و پيش از اين دستيار كارگردان و قبل از آن منشى صحنه چندين فيلم از جمله زير پوست شهر، بودن يا نبودن، شاخ گاو، روزگار ما، غريبانه و زن امروز بوده است. زندى در سال ۱۳۷۸ اولين فيلم كوتاه ۳۵ ميلى مترى اش را ساخته؛ فيلم تحسين شده «عكس بدون قاب»، دومين فيلم كوتاه اوست كه در سال ۱۳۷۹ ساخته و در همين سال، عضو هيات داوران جشن خانه سينما هم بوده است.
وقتى از زندى مى پرسيم كه دغدغه هاى كارهاى مستند پيشين چقدر بر فضاها اثر گذاشته مى گويد كه ماجراهاى اين فيلم به واقعيت بسيار نزديك است: «براى اينكه حس هاى بازيگران و ديالوگ ها به واقعيت نزديك شود، از يك دكتر روانشناس اجتماعى مشورت گرفته ايم. دكتر محمدى از ابتداى پروژه براى نوشتن تك تك صحنه ها ما را راهنمايى كرده است تا احساس واقعى كسى كه درگير اتفاقى شده، درست از كار درآيد.» اما در «عصر جمعه» هيچ فضاى مستندى بازسازى نشده است: «به جاى بازسازى، رفته ايم به فضاهاى مستند و با آدم هاى واقعى آن فضاها كار كرده ايم. البته نه به روش دوربين مخفى، بلكه سعى كرديم از افراد واقعى در شرايط معمولشان بازى بگيريم.»
زندى درباره زنانه بودن فضاى پشت صحنه و موضوع فيلم مى گويد: «ساختن فضاهاى فيلم، نياز به كسانى دارد كه نه به لحاظ تحقيقى، بلكه به لحاظ حسى بتوانند داستان را بفهمند و خب، در داستانى كه درباره يك زن است، درآوردن چنين فضايى از زنان بهتر ساخته است.» او به محدوديت هاى فيلمسازى داستان «عصر جمعه» اشاره مى كند و مى گويد: «با اينكه ساختن فضاى خانه اين زن به لحاظ حرفه اش خيلى سخت است، به همان ميزان جذاب است، در واقع كارگردان مجبور است ترفندهايى به كار گيرد كه معمولاً همين ها نكته هاى جذاب فيلم مى شوند. مثلاً تصويربردارى داخل خانه خيلى سخت است و انرژى فوق العاده اى از كارگردان مى گيرد.» زندى براى اثبات حرفش فصلى را مثال مى زند كه طبق فيلمنامه، سوگند بايد از خواب برخيزد و براى تصويركردن خواب او، مجبور شده اند به بهانه سردرد شديد، سر نونهالى را با يك روسرى محكم ببندند. زندى البته با خنده اضافه مى كند كه اين محدوديت ها باعث مى شود تا ذهن خلاقانه تر كار كند و به جزئياتى توجه شود كه در يك فضاى باز امكانش وجود ندارد.
از نگاه بازيگران
رويا نونهالى كه نقش اصلى فيلم «عصر جمعه» را به عهده دارد، كار با مونا زندى را خوب و مطابق با انتظاراتش مى داند: «از قديم روحيات مونا زندى را مى شناختم و انرژى اش را براى كار. بعد از خواندن فيلمنامه حس كردم مى شود فيلم خوبى از كار درآيد.» نونهالى پيش از اين در اولين فيلم بلند سپيده فارسى، «سفرى اين چنين دراز» هم بازى كرده است و انگار هنرپيشه اى است كه خوب با كارگردان هاى زن تازه كار كنار مى آيد: «همه چيز فيلم تا الان كه بيشتر از نصف كار گذشته، روى روال است، اما نمى توان درباره كل اثر اظهارنظر كرد و بايد منتظر پايان فيلم و اكرانش ماند.» نونهالى از تجربه بازى در يك نقش تاكنون اجرا نشده هم مى گويد: «البته آرايشگاه اين فيلم، يك آرايشگاه معمولى نيست بلكه سوگند براى امرار معاش در خانه كار مى كند. براى همين او يك آرايشگر به معناى متداول نيست اما در همين حد هم براى من تجربه تازه و متفاوتى است.»
هانيه توسلى، ديگر بازيگر اصلى فيلم هم ترجيح مى دهد درباره حاصل كار اظهارنظر نكند، با اين حال مى گويد: «درست است كه اين اولين كار مونا زندى است، اما او كاملاً به كارش مسلط است.» توسلى مى گويد فيلمنامه هر كار، خيلى چيزها را تعيين مى كند: «در بعضى از فيلمنامه ها شخصيت ها بى ربط هستند، اما «عصر جمعه» يك فيلمنامه تحقيق شده و منسجم دارد. همين موضوع، ريسك كار را پايين مى آورد.»
توسلى توضيح مى دهد: «اين فيلم كاملاً واقع گراست، اما آنقدر واقعيت هاى موجود جامعه تلخ، گزنده و وحشتناك است كه به نظرم داستان اين فيلم تا حد زيادى تعديل شده.» او يكى از ويژگى هاى مثبت فيلم را اجتماعى و واقع گرا بودن مى داند: «علاوه بر اينكه ديالوگ ها رئال است، شيوه كارگردانى طورى است كه نقش ها خالى از تصنع ارائه مى شوند.» از توسلى در اين باره هم كه سال قبل مى گفت مى خواهد در كارهاى عام ترى بازى كند اما حالا بازهم در يك كار از سينماى متفاوت حضور دارد مى پرسيم. مى گويد: «نمى توان مسير آينده را پيش بينى كرد. دوست دارم در كارهاى عام ترى هم بازى كنم اما فيلمنامه هايى به دستم مى رسد كه از همان ابتدا مشخص است چه حاصلى خواهد داشت. براى همين ترجيح مى دهم باز هم منتظر بمانم و در كارهايى كه فكر مى كنم حاصل قابل دفاعى خواهند داشت بازى كنم.»
همه چيز روبه راه است
على تيمورى، دستيار زندى مى گويد: «حدود ۷۰ درصد از كار، فيلمبردارى شده و تاكيد مى كند جز كانون اصلاح و تربيت، لوكيشن اصلى ديگرى از فيلم باقى نمانده است.» تصويربردارى «عصر جمعه» كه از ۱۶ شهريور شروع شده، اگر اتفاق خاصى نيفتد قرار است آخر مهرماه تمام شود.
جهانگير كوثرى در اين سال ها همواره يكى از تهيه كنندگانى بوده كه با كارگردانان جوان كار كرده. جز اين، كوثرى تهيه كننده فيلم هاى بسيارى از كارگردانان زن سينماى ايران بوده است. از فيلم هاى كوثرى غير از فيلم هايى كه همسرش رخشان بنى اعتماد كارگردانى كرده، مى توان به «دختران خورشيد» ساخته مريم شهريار و «يك شب» به كارگردانى نيكى كريمى اشاره كرد و حالا «عصر جمعه» هم هر دو ويژگى كوثرى را نشان مى دهد.
او درباره كار با زندى مى گويد: «ديگر زمان آن رسيده بود كه مونا زندى به طور جدى وارد سينماى حرفه اى شود. او اين توان را نشان داده و با كارگردانان مطرحى هم همكارى كرده بود. قصه براى خود او بود و نگارش فيلمنامه را به فريد مصطفوى واگذار كرديم كه از حاصل كارش راضى هستيم.» از كوثرى درباره روند كار مى پرسيم و اينكه در ساعاتى كه ما آنجا بوده ايم، به نظر مى رسيده كار به كندى پيش مى رود. او مى گويد: «به هر حال كارهايى از اين دست، ويژگى هاى خاص خودش را دارد و نبايد انتظار داشت به شيوه فيلم هايى كه اين روزها به شكل گسترده نمايش داده مى شوند، پلان ها در يك يا دو برداشت گرفته شود.» كوثرى تاكيد مى كند كه تا اينجا طبق برنامه پيش رفته اند و حتى كمى هم جلوتر از برنامه هستند.
در تمام مدتى كه پشت صحنه هستيم، ميثم مولايى مشغول فيلمبردارى است؛ البته براى فيلم مستندى كه در حال ساختنش است: «اين فيلم هنوز اسم ندارد. هم درباره پشت صحنه فيلم عصر جمعه است و هم درباره كارگردانش. البته موضوع اصلى، خود خانم زندى است، درباره زن جوانى كه با شرايط اجتماعى امروز ايران دارد فيلمى اجتماعى مى سازد.» تمام كارهاى اين فيلم مستند را خود مولايى انجام مى دهد؛ از فيلمبردارى و صدابردارى گرفته تا كارگردانى. زمان فيلم كمتر از ۵۰ دقيقه خواهد بود و آنطور كه مى گويد، قرار است كنار DVD فيلم، مشابه فيلم هايى خارجى، اين فيلم هم عرضه شود. اين سبك مستندسازى چند سالى است در سينماى حرفه اى ايران رواج پيدا كرده است. فيلم هاى چون كاغذ بى خط، مسافر رى، خوابگاه دختران و زير درخت هلو فيلم هايى اينگونه داشته اند كه دوسه كار از اين ميان را خود مولايى ساخته است.
عصر جمعه پاييزى
ما در يك عصر جمعه پاييزى سر صحنه رفته ايم. بعد از تاييد پلان گروه در اطراف لوكيشن پراكنده مى شود. حسين جعفريان كه مدير فيلمبردارى است با بهروز معاونيان صدابردار و مهرداد ميركيانى طراح گريم مشغول صحبت مى شوند. زنان گروه هم قبل از آغاز پلان بعد، در اتاق كنارى لوكيشن دور هم نشسته اند و استراحت مى كنند. زندى، نونهالى، ژيلا مهرجويى و چند نفر ديگر. يكى كبريت به زير كاغذى مى گيرد و سوختنش را تماشا مى كند و دو نفر ديگر گپ مى زنند، همه هم رو به تراسى نشسته اند كه منظره اش برگ هاى نيمه زرد درختان حياط است. چند لحظه سكوت جمع. يكى مى گويد: «الان عصر جمعه است. عصر يك جمعه پاييزى.» زندى لبخندى مى زند. اسم قبلى فيلم همين بوده و حالا، كلمه پاييزى از آن حذف شده است. رويا نونهالى جملات قبلى را تكميل مى كند: «عصر جمعه است، دلگير و خاكسترى».
Comments
خسته نباشی..
Posted by: دنيا at October 15, 2005 12:24 AM
فوق العاده حرفه ای و زیبا
Posted by: محمودرضا at October 13, 2005 11:46 AM
برای فیلم برداری مرکز فرهنگی زنان هم امدند. و من هم حس کردم که با این همه دقت و وسواس کار حتما کار خوبی خواهد بود:)....دست شما هم بابات این گزارش خوب درد نکند:)
Posted by: امشاسپندان at October 11, 2005 02:45 PM
حتما مقاله را می خوانم و نظرم را می دهم!از آشنایی با شما خیلی خوشبختم!
Posted by: بانو مارپل at October 10, 2005 03:39 PM
باید فیلم خوبی باشه. گزارش شماهم قشنگه
Posted by: ولنتاین at October 10, 2005 01:59 PM
نه اينجا بلكه در همون روزنامه شـرق ميخونيم و قطعاً از نوشتههای اساتيد كيف خواهيم كرد.
Posted by: k1 at October 10, 2005 09:00 AM

