...

«...خبر ده بار تاييد و تکذيب شد. روزنامه ها که بسته شد و تيترهای يک که رفت... يک تلفن ماجرا را گفت : 4 نفر بودند. خبرنگاران شبکه خبر در يک هلی کوپتر در حال فيلمبرداری ...»
باز هم سقوط، باز هم خبرنگاران. متن آزاده را بخوانيد.

ادامه:
بابک می گويد شايعه است. خدا را شکر.



December 13, 2005 01:38 AM


Comments


.I think that maybe of interest for you
www.ofoogh.blogspot.com

Posted by: Anonymous at December 17, 2005 05:24 PM

اما هنرمندان نيز عاشقند. عاشق انسان.
دست مريزاد

Posted by: محمود کوير at December 14, 2005 03:53 PM

ببينم تو چرا يه سفر غير كاري نمي ري كه هم خودت يهنموره استراحت كني هم بزاري ما يه نفس راحت بكشيم؟ البت من كه دارم ميرم يه سفر طولاني ولي اين تن بميره تا بر ميگردم سوار هواپيمايي چيزي نشيا! گو اين كه ممكنه تا اون وقت يا كانادا باشي (تبعيد) يا اوين. در ضمن سخنان نو و تكراري رييس جمهور در زاهدان مباركه: آمريكاي قطعه نفروش جنايت كار - سيستاني هاي زن و ناموس به باد ده براي دين - و باز هم تز زيباي اسراييل در خاك اروپا - ... بيچاره بابام.

Posted by: behrooz at December 14, 2005 11:35 AM

با بچه هاي شبكه خبر چك كردم . گويا مي گفتند همهء افراد اعزامي به منطقه سالم هستند

پرستو:
خدا رو شکر. راستی خوب هستین آقای لهاک؟

Posted by: علي لهاك at December 13, 2005 06:37 PM

هیس! هیچ کس نباید بویی ببرد!

Posted by: سیاورشن at December 13, 2005 06:23 PM

متاسفم كه اينچنين است. و متاسف تر كه عكس العمل ها و بازتاب ها را مي بينم. از حرفهاي آقاي كوچك زده و ..... كه بگذريم در مورد همين اطلاع رساني بايد گفت كه ديشب در برنامه’ شبكه دو . با آن مجري بي اطلاع و مسخره و سوالات مسخره تر. راستش يلي فرمايشي بود. طوري كه كاملا حس ماليده شدن شيره بر كله هايمان را احساس كرديم. و باور بفرماييد حيف است مردم را اينچنين ساده لوح تصور كردن. اين توهين به افكار عمومي است.
ديروز امير نامي در صحبتهايشان تلويحا و گويا براي جلوگيري از حرفهاي بعدي اعلام كرد كه دو هواپيما وجود داشته كه يكي از آنها تجهيزات افراد و ديگري حامل خود افراد بوده. و اين يعني مثلا من عامي نمي فهمم كه اين هواپيما چقدر توان جابجايي بار دارد. و يعني من شنونده شعورم نمي رسد كه يك عكاس يا فيلم بردار هرگز اجازه نمي دهد كه وسايلش با هواپيماي ديگري حمل شود و خودش با هواپيمايي ديگر .
از طرف ديگر امير حيدري (؟؟) هم براي اينكه خيال همه را راحت كند و به شايعات پايان دهد اعلام كرد كه خلبان دوم هم وجود داشته منتها گفته شده كه اگر خلبان شهيد گوهري نمي خواهد پرواز كند ايشان پرواز خواند كرد.
يعني به اصطلاح يك تير و دو نشان. يعني هم خلبان دومي هم بوده. هم اينكه مشكلي نبوده. اما امير عزيز . به نظرم اين توصيف مربوط به بچه هاي قنداقي و سه چهار ساله است كه براي تحريك وي كه غذا بخورد مي گوييم اگر تو نمي خوري مي ديم اون يكي بخوره. و به راستي آيا شما هم به خلبان گوهري همين گونه گفته ايد ؟ كه يا خودت بپر يا مي دهيم اون يكي خلبان و تو را اوخ مي كنيم ؟؟؟
ديگر اينكه يك خلبان سي و يك ساله . كه دائم مي فرماييد 2200 ساعت پرواز داشته و جالب آنكه اين 2200 ساعت پرواز دقيقا همان رقم اورهال هواپيماست !! چطور براي حمل 100 نفر مسافر در نظر گرفته شده. و چرا از خلبان با تجربه تري استفاده نشده. دستگاهي كه شما اعلام مي كنيد خلبان گفته بايد تعويض شود و از هفت صبح تا 12 ظهر معطل دريافت آن بوده ايد و مي گوييد اين همه ساعت تاخير مربوط به پر كردن فرمها و تحويل آن از انبار و ... است . دستگاهي است كه با توجه به دوري مسافت و طول پرواز از ابتدا بايد روي هواپيما بوده باشد. نه اينكه خلبان آن را درخواست كند.
ديگر اينكه دوستان و سروران عزيز. آلودگي هوا وجود داشته . اما نه در ارتفاعي كه هواپيما پرواز مي كند. هيچ شهري در مسير هم داراي ابر و بارندگي نبوده. پس چرا شما مي گوييد خلبان به دليل وضعيت آلودگي هوا و ديد ناكافي اصرار بر داشتن اين دستگاه داشته.
چرا مي گوييد خلبان اگر در جاي ديگري مي نشسته بازخواست مي شده ؟ مگر فرود اضطراري خلبان در بيابان يا اتوبان يا قلعه مرغي و يا فرودگاه امام بهتر از اين فاجعه نبود؟
و بامزه اينكه دقيقا يك دقيقه و پنجاه ثانيه’ آخر صحبتها وجود ندارد!! و به عبارتي مهمترين بخش حادثه .!! كه اين يكي ديگر از آن حرفهاست. چون حداقل عقل من عامي اينطور مي گويد كه بر فرض كه خلبان با برج تماس نگرفته !! برج كه از وضعيت او خبر داشته و مي دانسته حداقل امكان حادثه اي وجود دارد چرا با آنها تماس نگرفته ؟؟؟
نكته’ ديگر اينكه متاسفانه حتي همين امروز هم پروازهاي خانواده هاي ارتش با همين هواپيماهاست. و اين يعني هر روز بايد منتظر حادثه اي تازه باشيم ؟
راستي ؟ آن پنج شش جسد ديگر چه شد ؟ اصلا زن هستند يا مرد ؟ و حالا كه از منطقه نظامي كه امكان عبور و مرور افراد عادي در آن نيست. كسي براي دريافت يا شناسايي اجساد مراجعه نكرده و با توجه به صحبت سردار طلايي كه از ابتدا و به درستي اعلام كرد هيچ كس از افراد بلوك كشته نشده اند . چه توضيحي براي اين اجساد وجود دارد.
نكته ديگر اينكه اميرپورشاسب اظهار داشت صحنه’ حادثه به هم خورده !!!! ... به گمانم اين بزرگواران يادشان رفته كه هواپيما سقوط كرده . نه اينكه دو تا ماشين تصادف كنند. كه براي كشيدن كروكي صحنه را دست نزنند. و ديگر اينكه مردم لاشه هواپيما را بلافاصله قبل از غروب و در كمتر از سه ساعت و نيم از زمان حادثه بلند نكردند. بلكه اين كار به دستور مقامات انجام شده .
دعوا و بحث بر سر شهيد بودن يا نبودن اين افراد هم با مزه است .
و افزايش صحبت بر روي سرقت از منازل و لابد تجهيزات موجود در هواپيما . و فيلم ها و ... احيانا موجود ( توضيحا اينكه وقتي موبايل سالم مي ماند. وقتي كيف جيبي شهيد ....سالم است ... وقتي نامه’ شهيد .... در مورد ....سالم است ... وقتي ساعت و انگشترها سالم هستند. مي شود امكان داد كه فيلمها هم احتمالا سالمند. )
خبرها همچنين حاكيست كه مدير شبكه خبر با حضور در جمع همكاران از آنها خواسته تا به اصطلاح فتيله را پايين بكشند و آرام تر باشند.
اين در حالي است كه بعد از شهادت افراد اين شبكه مدير اداري آن كه همواره در مسير افراد سنگ اندازي مي كند دستور تبديل وضعيت اين افراد كه نيمي از آنها رسمي نبوده اند را به صورت شفاهي ابلاغ كرده.

Posted by: Anonymous at December 13, 2005 06:22 PM

سلام .....
امروز 7 روز از به خاک سپردن پدرم میگذرد ....
پرستو دوکوهکی عزیز ...
اصلا در باورم نمی گنجد که پدرم رفته است ...
حالا سوز جای خود را به خشم و عصبانیت داده است .....
تنها یک خواهش .......
نگذارید این بار هم گردو غبار دروغ روی این مساله بپوشاند .....
با افتخار : فرزند شهید مجتبی محدث ....

Posted by: امید محدث at December 13, 2005 03:51 PM

حق دارند خانم اعصاران. تقصیر خود شماست که بصورت یک صنف عمل نمی کنید. آیا این صنف اصلا فشار آورده است که نمایندگانی در کمیته تحقیق داشته باشد؟ آیا این کمیته 29 نفره توسط خبرنگاران شناسایی شده اند؟ آیا سیاست واحدی توسط این صنف در مورد همکاری با ارگان های مسئول گرفته شده؟ آیا همین صنف فرق بین خبرنگاری سویل و جنگی-پرخطر- مشخص شده و حداقل های لازم تعیین شده؟ و ...
مثل خیلی از شغل های دیگر ایران شما هم راه زیادی تا حرفه ای شدن دارین.

Posted by: Just An Input at December 13, 2005 12:14 PM

و نه این برف را سر باز ایستادن نیست!

Posted by: آرمان at December 13, 2005 11:11 AM

هر دم از این باغ بری میرسد.

Posted by: هوشنگ at December 13, 2005 10:38 AM

خسته کنندست این همه اتفاقای عجیب و مضحکی که .توی جهانی که هیچ چی مهم نیست به جز یه مشت ارزش که آدما براخوشون قرارداد کردند تو مملکتی می زی ایم که اون یه مشته هم ارزش..بی خیال باباباب

Posted by: حمید at December 13, 2005 09:04 AM

سلام پرستو جان. بلاگ آزاده باز نمی شه. هیچ کجای این دنیای مجازی هم از این که گفتی خبری نیست. می شه خبر دقیق تری بدی؟

Posted by: شهرزاد at December 13, 2005 07:59 AM

واقعا دیوانه کنندست شوکه شدم

Posted by: paybarah at December 13, 2005 05:02 AM

سلام..کسی میدونه جریان این ترک حسینیه ارشاد توسط خانواده نیلی چیه؟!

Posted by: salma at December 13, 2005 05:00 AM

در راستای حمایت از مناطق محروم یه سری هم به ما بزنید، اگه لینک بدید که مطمئنا در یک امر خدا پسندانه شرکت کرده اید!! چشم به راه دستان سخاوتمندتان هستیم یا یه چیزی تو همین مایه ها !!!!!!!!

Posted by: Anonymous at December 13, 2005 01:44 AM

Post a comment





Remember Me?