گزارشی مبتذل از فيلمی مبتذل
از روی عکسهای فيلم «مکس» میشد فهميد با فيلمی سرگرمکننده و طنز و موزيکال طرف هستيم. برای همين با بستههای پفک و چسفيل رفتيم به سالن شمارهی 2 سينما عصرجديد. رفتيم تفريح و صفا. ايرادی دارد؟
اول از همه بگويم که مدتها بود اينقدر نخنديده بودم. حالا که فکر میکنم میبينم يک مشت اراجيف بود! اما حسابی خنديدم. سامان مقدم مثل فيلم قبلیاش –پارتی- پنبهی اصلاحطلبان و بخصوص روزنامهنگاران را در سطحیترين شکل ممکن زده بود و البته سعی کرده بود پنبهی آنطرفیها را هم انگولک کند. به هر حال سر جمع يک فيلم خندهدار میبينيد که ملغمهای است از همه چيز: هم شوی رپ دارد، هم شوی لوسآنجلسی، هم گوشه و کنايههای سياسی و اجتماعی دارد، و هم انيميشن!
البته خنديدن من تا آخر فيلم دوام نياورد، چون ديگر خيلی لوس و کشدار شده بود. بدون فيلمنامهی درست و حسابی که نمیشود فيلم طنز خوب ساخت! آن هم فيلمی موزيکال؛ هرقدر هم که پيمان نويسندهی فيلمنامه از نوع قاسمخانی باشد.
راستی اين را هم بگويم که توی گلويم گير کرده: اولين بار که توی يک جلسهی رسمی ملت شروع میکنند به سخنرانی ريتميک، خيلی نچسب بود. ورود به فضای طنز خيلی بد و تابلو بود به نظرم. تيتراژ پايانی هم که سرشار از قر بود! به دوستانم پيشنهاد کردم برای رفع خشکيدگی قر در کمر بعد از فيلم تشريف بياورند منزل ما، اما نيامدند. گرچه ملت در همان سالن دست و قر را استاد کرده بودند!
گفتم موزيکال بعد دردم آمد از اينکه اسم «مکس» (مخفف مجيد کسرايی است؛ با Maxx اشتباه نشود) را موزيکال بگذارم چون ناسلامتی فيلمهايی مثل «شيکاگو» و «رقصنده در تاريکی» هم موزيکال هستند.
کاری ندارم به اينکه اين فيلم مدتها پشت در اتاق مجوز مانده بوده و سانسورهايی هم داشته و اينها؛ يا نويسندهی فيلمنامه عوض کرده و قبلی چه کسی بوده و... ولی خداييش فيلم بدجور در سطح و ابتذال غوطه میخورد.
البته يکی از بهترين قسمتهای فيلم شوی رپی بود که اميرعلی توی فيلم اجرا میکند. به نظرم اگر از کل فيلم جدا شود، به تنهايی يک کليپ خوب و ديدنی است با شعری که به شکاف نسلی اشاره دارد و فضای برفآلود و اينها.
در کل جای ساناز و بقيهی دوستان که دودر کردند خالی بود و دست برنامهريز درد نکند که بساط تفريح را به پا کرد.
Comments
Hi tanks bye
Posted by: Matin at January 4, 2006 10:41 AM
سلام خانوم دوکوهکی
Posted by: بنیامین at December 24, 2005 04:36 PM
تبريک به خاطر جايزه بردنتون ! هر چند بيشتر از يه کم دير شده باشه!
http://inter233.blogfa.com/post-73.aspx
Posted by: فوتبال احساسي at December 21, 2005 04:20 PM
از شما كه در سرويس "ايرانشهر" به عنوان آژانس استفاده مي شد اسم خودتان را منتقد فيلم هم گذاشته ايد؟ هم كلام شدن با چند نفري كه ادعاي شناخت سينما را دارند شما را منقد نمي كند. حالا هم كه از ايرانشهر بيرون شديد و دنبال كارت جشنواره هستيد ... انشاالله كه راهي به سينماي مطبوعات پيدا كنيد
Posted by: Anonymous at December 21, 2005 02:19 PM
چرا مکس مبتذله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مولفه های یه فیلم مبتذل چیه؟ می دونید؟ ابتذال به چیزی می گن که تو مکس نبود حداقل تو نگاهی دقیق به فیلم. حیف که شما این رو متوجه نشدید. ببیند بازم فیلمو با دوستایی که سینمارو دقیق تر از اسم فیلم ها می شناسن.
Posted by: Anonymous at December 21, 2005 09:20 AM
خانم دوکوهکی راستش باید بگم که من هر چی سعی کردم نفهمیدم کجای فیلم بود که پنبه اصلاح طلبان به خصوص روزنامه نگاران را در سطحی ترین شکل ممکن زدند. در مورد اصلاح طلبان شادی یه کمی حرفت درست باشد اما روزنامه نگاران این وسط از کجا پیدا شد من نمی دونم. شاید هم من واقعن نمی فهمم. بر عکس فکر می کنم آن طرفی ها (به قول شما) را حسابی قهوه ای کرده بود این بچه که خب دستش درد نکنه حقشان بود.
Posted by: الناز at December 20, 2005 09:58 PM
بنام خدا
سلام جناب آقای و خانم ............................امیدارم در صحت و سلامت باشید و موفق بیده باشین
.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ . وقتی هم به ما و کلبه خرابه ما بدین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ من زیاد به وبلاگت اومدم ..و با مطالبت ...حال و حول کردم...چون خودم هم وبلاگ زدم...اومدم اینجا کارت دعوت خدمت تو و باقی دوستان بدم ...عنوان....دعوت هم اینه.......
نظرات دیگرون چه تاثیری در رشد ..وبلاگ نویسی......داره
نظر بدین..............ای کسایی که تازه کار بودین و همین انتظار رو...... ..از دیگرون داشتین .
پشت ویترین ..فکر و قضاوت دیگرون قرار گرفتن .........عامل مهمیه. ..که انسان خودشو باز شناسایی کنه .....و ...اگه کله اش ...بوی قورمه سبزی مونده نده ....باعث رشدش بشه ...تو همه چی ..خوب و کامل فکر کردن ....و به مرور ...درستی یا اشتباه کارشو در آوردن ...یجور مشاوره به حساب میاد .
حرف اصلیم اینه ..با نظراتتون موتور ..قلم مارو هم روشن کنید ....از نظر شرعی اش هم بخواین حساب کنید ........ذکات تجربه ایی که دارینه ...باید با نظرات داغتون ...خون بیشتری به مغز اکبند ..ما ..بدین ...ملطفتین که چی میگم ....شوق و شور (شور و شوق)................بدین
من الان خوره نظرات هستم ...........ببینم حال میدین یا نه
Posted by: تا بعد at December 20, 2005 01:36 PM
هميشه در عمق زيستن ذهن را از ديدن زيباييها و حتي واقعيات سطح باز مي دارد .
Posted by: سروين at December 20, 2005 01:28 PM
آی پاد مبارکتان باشد
Posted by: علیرضا at December 20, 2005 07:23 AM
من دو فیلم ((مکس)) و (( حکم )) را در یک روز و البته در دو سینمای متفاوت دیدم. خدا وکیلی مکس به نظرم سیاسی تر و پیام دار تر بود . همیشه معتقد بوده ام باید عمیق ترین حرفها را در ساده ترین شکل ممکن زد و مشکل اصلی روشنفکران را در انکار این نظریه می دانسته ام . در فیلم مکس مسائلی نظیر دو رویی مدیران ، بی اطلاعی آنان از حوزه کاریشان و بی اعتقاد بودنشان به فعالیتهای نمادینی که انجام می دهند، سرد و بی روح شدن زندگی مردم ، جو گیر شدن در برابر نامها و... مطرح شده بود ، حالا چون مکس غالب شاد و سرگرم کننده را انتخاب کرده باید منکر این حرفها شویم و آن را صرفا فیلمی مبتدل بخوانیم . ضمن اینکه در این مورد که مکس پنبه روزنامه نگاران اصلاح طلب را زده موافق نیستم چون اغلب روزنامه هایی که بر سر این قضیه جنجال کرده بودند لو گو یشان در فیلم بزرگ نمایی شده بود روزنامه های محافظه کار بودند و حتی در یک مورد در پشت صفحه روزنامه ای که خبر آقای مکس را تیتر بزرگ کرده بود نوشته شده بود بهرام بیضایی در اعتراض به شرایط فرهنگی حاکم فیلم نمی سازد و اینها همه پیام داشت البته فیلم پنبه برخی مدیران بی اعتقاد و بی کفایت که در بخشهایی از رده های میانی دولت اصلاحات جا خوش کرده و بوروکراسی را بر آن حاکم کرده بودند را زده بود که البته حقشان بود.
Posted by: سهند at December 19, 2005 11:05 PM
راستش من قصد نداشتم برم اين فيلم . نمي دونم چرا عكسهاي تبليغاتيش در سطح شهر پشيمونم مي كرد . حيف وقت و اعصاب بود به نظرم.اما الان اين تعريفها يكم قلقلكم ميدن برم . خنده خونم به شدت افت كرده حتي اگه از نوع اراجيفي هم باشه باز بهتر از هيچيه.
Posted by: گيوتين at December 19, 2005 05:55 PM
salam
khosh beh halet keh vaghte sinma raftan dari kash man ham khabar nehgar boodam
Posted by: Anonymous at December 19, 2005 02:36 PM
و من ديگر مكس را نمي بينم
Posted by: داوود پنهاني at December 19, 2005 09:57 AM
چقدر خوبه که باز هم حالت خوبه و عصبی نیستی.
Posted by: محبوب at December 19, 2005 09:50 AM
ّپرستو من به جاي تو بودم خدا رو شكر م يكردم كه حداقل يكمكي بار سياسي داره و فيلم هدف داريه . به نظر من هر چه فيلم هجو و مزخرف باشه مزخرف تر از شب هاي برره نميشه كه رسما سه ماهه ملت رو گذاشتن سر كار . اتفقن مفصلا در مورد اش تو وبلاگم نوشتم
Posted by: آشفته at December 19, 2005 07:40 AM
سلام
به جرات می توان گفت که ما در هنر سینمای ایران به غیر از کیارستمی، هیچ تفکر ارزشمند دیگری نداریم، بقیه اش فیلم فارسی است. اصلن باید دید زیبایی شناسی ایرانیها را عوض کرد.
بهتر است آدم نرود به سینما برای تماشای این نوع از فیلمها!
موفق باشی دوست گرامی
نیما
Posted by: نیما نیلیان at December 19, 2005 03:43 AM
جالبه كه اينجا سومين بلاگيه كه می يام و همه جا بحث فيلمه.. حكم، ديشب باباتو ديدم آيدا و حالا مكس!
Posted by: دنيا at December 19, 2005 02:05 AM
سلام؛ مدتي اين پست هم تأخير شد... بساط لينك را كمي متفاوت، پهن و سركار راهم مشمول تفقد ملوكانه كرديم. باشد تا عبرت آيندگان شود. فلذا مكس را هم نديديم!... فلذاي 2: مي ارزد كه برايش وقت بگذاريم... با اين همه كار مملكتي و هواپيماي c130 و عدالت و مفاسد اقتصادي و همشهري و تهران پارس و جام جم و زنان و...؟!
Posted by: درياي توفاني at December 19, 2005 01:35 AM