سنگ بينداز بغلت وا شود!
پاسخی است به قصد ريشخند يا از سر مزاح در برابر سؤالِ «چه کنم؟».
مفهوم پاسخ اين است که هيچ کار مفيد يا عکسالعمل مثبتی نمیتوانی. منظور از باز شدن بغل، شايد، ورزيده شدن ماهيچههای کنار سينه باشد.
کتاب کوچه، جلد سوم، حرف الف، دفتر دوم، احمد شاملو با همکاری آيدا سرکيسيان.
Comments
نمیدونم چرا وبلاگم رو که اپدیت می کنم در وبلاگ تو مشخص نمیشه یعنی پینک نمیشه ایراد از وبلا گ منه؟
Posted by: ترانه at December 22, 2005 04:59 PM
بابا همه جا آسفالت شده دیگه سنگ هم ÷یدا نمی شه!
Posted by: گرگ at December 22, 2005 10:59 AM
شایدم منظور اینه سنگ بینداز رقیب را لوله بکن! زیر آبشو بزن! اون موقع واسه تو هم کار هست!
Posted by: HS at December 22, 2005 09:57 AM
استفهام انکاري؟!!!
Posted by: من at December 21, 2005 11:18 PM
salam
khosh beh halet to hamash ya sinmai ta namayesh ya .....kash man ham .....
Posted by: salam at December 21, 2005 09:52 PM
چقدر بانمک. احتمالا یه چیزی تو مایههای سماق میکیدنه!
Posted by: يه مرد اميدوار at December 21, 2005 06:23 PM
اگه همه آدم ها سنگ بندازن تو زندگي بقيه بايد چكار كرد. سنگ...
Posted by: Anonymous at December 21, 2005 05:43 PM
من هنوز سنگ به بغلم و هنوز هم هیچ تغییر فیزیکی نکردم ولی میدونم بهتر از اینه که شنگها رو پشتم باشه و به کمرم فشار بیاره...
Posted by: پوريا at December 21, 2005 02:27 PM
شاید واقعا نوعی ورزش برای عضلات زیر بغل باشه!
Posted by: puckish at December 21, 2005 02:08 PM
ملالی نیست
یلدای خوبی داشته باشید
Posted by: mohammad at December 21, 2005 01:37 PM
1- قرار بود جایزه را پس بفرستی؟ پس چه شد؟
2- راست می گوید: مگر نگفتی رای بدید بقیش با من. پس چه شد؟
3- آقا جان این خانواده استاد شاملو ما را چیز فرض کردند؟ یک روز سیاوش شامو می گوید کتاب کوچه از روی خود سری و در خانه شاعر توسط آیدا تالیف شده روز بعد آیدا می گوید نه من در گردآوری و تالیف به شاعر کمک کردم! در هر صورت به نظرم این کتاب یکی از بهترین دایره المعارف های فرهنگ کوچه است.
پرستو:
شرمنده ام و متاسف ولی وبلاگ من منتخب هیات داوران بود نه خوانندگان.
Posted by: عرش at December 21, 2005 11:38 AM
man endakhtam hichja va nashod
Posted by: Shahzad at December 21, 2005 04:47 AM
چيزی كه فراوونه سنگ.. فقط يكی بايد پيدا شه كه برشون داره و كمی اونور تر بندازه..
راهت هم باز می شه!
Posted by: دنيا at December 21, 2005 02:00 AM
وبلاگیش میشه تایپ کن خطتت خوب شه :))
Posted by: zistan at December 21, 2005 01:54 AM
یعنی یه چیزی تو مایه های اوضاع من!
Posted by: هما at December 21, 2005 12:55 AM
هلو پرستو خانوم
به منظور رفع سو تفاهم(ميس اندرستندينگ)
"بالاخره جايزهی مسابقهی دويچهوله رسيد: يک ipod شيکان. دستشان درد نکند. "
در اينجا دستشان درد نكنه يعني دست شما درد نكنه كه به من راي دادين
بعدشم اين خيلي بده كه ادم وقتي نياز داره بياد التماس كنه. بعد كه همه چي تموم شد حتي خودشو هم فراموش كنه( كي يادشه چي جوري التماس ميكرد به من راي بدين؟)
دريغ از يك دانه شيريني ye خشك و خالي
در اخر اكسكيوز
راستي انا che rabti ؟
Posted by: ناز پسر قرن at December 20, 2005 11:38 PM
اگه سنگی پیدا کنیم، حتمآ میندازیم، بامداد جان...
Posted by: فواد at December 20, 2005 11:09 PM