قصه‌ی تلخ زندگی‌

چه فرق می‌کند زن قصه من باشم يا تو باشی. چه فرق می‌کند مژده باشد يا سيمين يا روح‌انگيز.
چه فرق می‌کند مرد قصه تو باشی يا تو باشی يا تو؛ احمد باشد يا مرتضی.
قصه، قصه‌ی تلخ زندگی‌های ماست. قصه‌ی فيلم «چهارشنبه‌سوری» را می‌گويم.
چهارشنبه‌سوری را از دو فيلم قبلی اصغر فرهادی بيشتر دوست داشتم. هم قصه‌اش بهتر بود، هم به نظرم ساختش. بازی‌هايش هم خيلی خوب بود. اين روزها اکران شده. از دستش ندهيد.

مرتبط:
چرا باید «چهارشنبه سوری» را ببینیم - علی مصلح
چهارشنبه سوري؛ تلخي من از تو - راحله ميرخانی
طلاق‌های خاموش - K1
روايت بدون قضاوت - Zephyr



February 24, 2006 12:01 AM


Comments


دو تا پست و هر کدام با کلی کامنت درباره چهارشنبه‌سوری، در وبلاگ نقد فیلم؛ بفرمایید دیدن کنید!

Posted by: بهزاد at March 1, 2006 04:17 PM

سلام من هم یه پست در مورد فیلم نوشتم وقت کردین یه سر بزنین . به نظر من هم فیلم جالبی بود.

Posted by: zephyr at February 25, 2006 11:23 AM

من این فیلمو اصلا دوست نداشتم
اصلا
از دیروز تا حالا هی دلم می خواد به همه شک کنم
اومده بودم بیرون انگار همه غریبه بودن و دروغ گو
خوبه که آدم چشماش باز باشه ولی...
سخته واقعیت رو دیدن
واقعیتی که می دونی واقعیته، هزار تا نمونه شو دیدی ولی...
زن قصه همه ما می تونیم باشیم، مردش هم همینطور
می دونی پرستو من فکر می کنم آدم اگه خودشو قبول نداشته باشه احتمال این اتفاق ها بیشتر می شه و من خیلی می ترسم چون اصلا خودمو قبول ندارم... تازه حتما به مرتضی هم حق می دم به هزار دلیل
فکر می کنم اغلب خانوم ها اینجورین
دیروز یه آقایی می گفت : خانوم ها باور نمی کنن یکی بتونه همزمان دو نفر و دوست داشته باشه. تو این فیلم معلوم بود مرتضی همه رو می خواد
گفتم : اگه مژده این کارو کنه بازم همینو می گفتی؟
گفت: تابلو که خانوم ها نمی تونن!!!
برعکس به نظر من بهتر می تونن ولی...
زیاد حرف زدم، بازم حرف دارم ولی بسه دیگه، می شه سوء استفاده!

پرستو:
دقیق می فهمم چی می گی بی تا. ولی موضوع دودوزه بازی هم هست. از بس زن و مرد همديگر رو نمی شناسن، به خاطر حفظ خيلی چيزا که شايد اهميت هم نداشته باشه، همون رابطه های کمرنگ، صداقت رو فراموش می کنن. اينه که غم انگيز و فاجعه باره به نظرم.
نمی دونم. مسئله گنده ایه که هزار تا زاويه داره و اما و زيرا.
در ضمن... دلم تنگ شده برات

Posted by: بی تا at February 24, 2006 04:59 PM

man nemidoonam chera har bani bashari peyda mishe film hash tarfdare zanas ghablan zana tarafdare zana boodan hala marda ham tarafdare zanan asghar farhadi kheili namardi

Posted by: man at February 24, 2006 11:35 AM

نه نه، من مسئوليت انفجارها را به عهده گرفتم، الان هم با بن لادن و برو بكس فيلمشو گرفتيم فرستاديم الجزيره

Posted by: آقاي علي قديمي at February 24, 2006 04:50 AM

من مسئولیت انفجارهای توی سر تو را قبول می کنم.

Posted by: یک دوست at February 24, 2006 12:47 AM

Post a comment





Remember Me?