دستور ناکام

در روزهايی به لحاظ روحی مشابه با آن‌چه صنم در پست آخر وبلاگش نوشته بود، (خسته و عصبی) برای ماهنامه زنان گزارش کوتاه خبری نوشتم از ماجرای استاديوم و تماشاگران زن. ماجرا مالِ سه هفته پيش است اما فکر کردم شايد کسی دوست داشته باشد بخواندش.

دستور ناکام

طبيعی بود که همه از دستور رئيس‌جمهور به آزاد شدن حضور زنان در ورزشگاه‌ها تعجب کنند. اين تعجب فقط مختص زنان علاقه‌مند و فعالان مسائل زنان نبود که کم‌تر از دو ماه قبلش، سر مسابقه فوتبال ايران-کاستاريکا، جلوی استاديوم آزادی به شدت کتک خوردند و اجازه ورود نگرفتند. مخالفت‌های زيادی که به فاصله‌ خيلی کم از انتشار نامه رئيس‌جمهور به رئيس سازمان تربيت‌بدنی منتشر شد؛ از مراجع عظام گرفته تا نهادهايی که به محافظه‌کاری و اصول‌گرايی –و به تبع مخالفت با جريان‌های دفاع از حقوق زنان- شهره هستند هم نشان‌دهنده نوعی تعجب در بخش ديگری از جامعه بود.
چهارم ارديبهشت‌ماه محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای خطاب به محمد علی‌آبادی، رئيس سازمان تربيت‌بدنی دستور داد با برنامه‌ريزی صحيح و مقتضی شئون بانوان، بخشی از مرغوب‌ترين مكان‌های تماشاگران در ورزشگاه‌هايی كه مسابقات فوتبال ملی و مهم برگزار می‌‌شود، به‌طور ويژه به زنان و خانواده‌ها اختصاص يابد.
در نامه رئيس‌جمهور آمده: « برخلاف تصور و تبليغ عده‌ای، تجربه نشان داده ‌است كه حضورانبوه خانواده‌ها و بانوان درمحيط‌های عمومی، سلامت و اخلاق وعفاف را در آن محيط‌ها حاكم كرده است... مطمئن هستم بانوان عزيز ما كه پاسدار عفاف و كرامت زنان هستند و در تمام مراحل يار و ياور انقلاب اسلامی بوده‌اند امروز نيز پرچم‌دار ايجاد محيط سالم و امن اجتماعی خواهند بود.»

از آن روز، موضوع حضور آزادانه زنان در ورزشگاه‌ها بحث بسياری محافل شده است و تا لحظه نوشته شدن اين گزارش همچنان ادامه دارد. سوی ماجرا به سمتی است که ترس پس‌گرفتن دستور رئيس‌جمهور وجود دارد. با اين حال گروهی از فعالان مسائل زنان که يک سال و نيم است کمپين «دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاه‌ها» را تشکيل داده‌اند، در بيانيه‌ای اعلام کردند خواسته‌های زنان را برای حضور آزادانه، نامشروط، و بدون تبعیض در همه فضاهای عمومی از جمله ورزشگاه‌ها پی‌گیری خواهند کرد: «فرمان بی‌مقدمه احمدی‌نژاد درباره اجازه حضور زنان در مسابقات فوتبال ملی و مهم، درست دو ماه بعد از برخوردهای سفت و سخت و سلبی با زنان علاقه‌مند از زوایای سیاسی تحلیل‌های متنوعی را برانگیخته و مسلما نمی‌تواند بی‌ارتباط با فضای عمومی سیاسی و بین‌المللی باشد. اما نمی‌توان انکار کرد که آزادسازی فضاهای عمومی برای زنان و ورود به ورزشگاه‌ها، به عنوان خواسته‌ کوچکی از ميان انبوه مطالبات زنان، از ابتدا تاکنون از بطن جامعه و جنبش زنان برخاسته و هرگونه تغییری در سیاست‌ها و رویه‌های پیرامون آن نیز به نام جنبش زنان ایران ثبت خواهد شد.»
در اين بيانيه به تاريخچه تلاش زنان علاقه‌مند برای ورود به استاديوم‌های ورزشی اشاره شده است: « حرکت‌ها و ابتکارهای فردی زنان برای ورود به ورزشگاه‌ها، حتی با لباس‌های مردانه، در دهه 70 و هم‌زمان با ایجاد گشایش نسبی در آزادی‌های عمومی، تبدیل به حرکت‌های جمعی پراکنده‌ای شد که اوج آن را در جشن ملی پیروزی ایران بر تیم استرالیا شاهد بودیم. اما به طور مشخص نخستین حرکت اعتراضی جمعی زنان در مسابقه دوستانه تیم‌های ملی فوتبال ایران-آلمان در آبان ماه 83 با مقاومت شدید نیروی انتظامی مواجه شد. هفت ماه بعد، گروهی از فعالان جنبش زنان پس از درگیری طولانی با مقامات ورزشگاه آزادی و نیروی انتظامی بالاخره توانستند اولین گروه از زنان باشند که به عنوان شهروندان عادی و بدون برخورداری از امتیازاتی چون کارت وی.آی.پی مسابقه فوتبال ایران-بحرین را از نیمه دوم به بعد در داخل ورزشگاه تماشا کنند. اما در اسفند ماه گذشته و پس از روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد، تلاش گروهی از زنان و مردان همراهشان برای ورود به استادیوم آزادی در مسابقه فوتبال ایران-کاستاریکا با مقاومتی شدیدتر از همیشه، ناکام ماند.»
در حالی‌که فعالان مسائل زنان افزایش خشونت علیه زنان و عدم امنیت فضاهای عمومی را یکی از بازتاب‌های سیاست‌های جداسازی جنسیتی می‌دانند که حتی به مردانه شدن طراحی و ساخت این‌گونه فضاها انجامیده، مخالفت‌هايی که با تصميم رئيس‌جمهور شده دقيقا از همين نقطه برخاسته.

مراجع: اختلاط ممنوع

مخالفت‌ها خيلی سريع ابراز شد؛ تابوشکنی هرچند از سوی رئيس دولتی اصول‌گرا برای بخش سنتی جامعه پذيرفتنی نيست. اولين موضع محافظه‌کارانه را رئيس سازمان تربيت‌بدنی گرفت؛ کسی که مخاطب دستور احمدی‌نژاد بود، به تنهايی تبصره‌ای به آن اضافه کرد: « اين طرح صرفا شامل خانواده‌ها مي‌شود و شامل بانوان مجرد نخواهد بود و ورود آنها به ورزشگاه كماكان ممنوع است.»
نمايندگان مجلس برآشفتند، مصاحبه‌های جنجالی کردند که اسلام بر باد رفته و... در اين ميان فاطمه آجرلو و فاطمه آليا، دو تن از نمايندگان زن، در موضعی متعادل‌تر از دستور رئيس‌جمهور –هرچند محافظه‌کارانه- استقبال کردند. فاطمه آليا در گفت‌وگو با ايسنا گفته: « معمولا در مسابقات مهم و ملي كه تعداد آن‌ها كم است و شايد سالي يك‌بار باشد، به شرطي كه رئيس سازمان تربيت بدني هم به لحاظ فضاسازي و هم به جهت تكريم خانواده و توان كنترل فضاي احترام و عفاف بتواند شرايط را فراهم كند، زمينه‌ اجراي اين حكم به وجود مي‌آيد، ولي اگر آن شرايط فراهم نيايد، قابليت اجرا ندارد، چرا كه در حكم رئيس جمهور تاكيداتي صورت گرفته است.»
فاطمه آجرلو هم در گفت‌وگو با ايسنا گفته است: « فضايي كه هم شادي ايجاد مي‌كند و هم در تمرين برخي هيجانات نقش مؤثري دارد، جزو مطالبات بخشي از زنان است كه بايد روي اين مطالبات فرهنگ‌سازي و جريان‌سازي شود و جامعه‌شناسان در آن ورود پيدا كنند و در چگونگي جريان‌سازي اجتماعي آن و بحث فرهنگ‌سازي آن نظر و راهكار اجرايي ارائه دهند.»
با اين حال تعداد قابل توجهی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی نامه ای نوشتند خطاب به رئيس‌جمهور: «فراتر از مشكل اختلاط زن و مرد به عنوان تماشاچي در محيط‌هاي ورزشگاهي، امروز اساسا شرايط مناسب حضور زنان باتوجه به ارزش هاي اسلامي و فرهنگي جامعه وجود ندارد. انتظار مي رفت قبل از اعلام موضع در خصوص حضور زنان در ورزشگاه ها مطالعات كافي صورت مي گرفت و درسالم سازي محيط ورزشگاه (بفرض تأييد انجام آن در مطالعات اجتماعي و فرهنگي) گام‌هاي اساسي برداشته مي‌شد و واكنش‌هاي تندي را در دلسوزان و مومنين باعث نمي شد. در بخشي از اين نامه آمده است: پرهيز از شتابزدگي در حوزه فرهنگي و سنجيده‌تر عمل كردن دولت در اين خصوص حداقل انتظار نمايندگان ملت است.»
«سنجيده عمل نکردن» دقيقا موضع حسين شريعتمداری، مديرمسئول روزنامه کيهان است که در سرمقاله روز ششم ارديبهشت خود آورده است: «هيچ فقيهي، حضور بانوان با حفظ شئونات اسلامي در استاديوم‌هاي ورزشي و براي تماشاي مسابقات فوتبال را ممنوع اعلام نكرده است، بلكه شرايط كنوني و فضاي حاكم بر مسابقات فوتبال به اندازه‌اي ‌ناسالم و آلوده است كه حضور بانوان در اين فضاي آلوده و مسموم، بي‌احترامي به مقام والا و گرانقدر زنان را در پي دارد، هرچند حضور در اين فضا، مادام كه پاك و سالم‌سازي نشده باشد، براي مردان نيز، پسنديده نيست، كه اين فقره، خود حديث مفصل ديگري است. بنابراين اگر اعتراض و انتقادي هست- كه هست- در حمايت از جايگاه زنان و پاسداشت حرمت آنان است.»

اما مراجع مذهبی واکنش سلبی تندی داشته‌اند. آيت الله جواد تبريزى، آيت الله مكارم شيرازى، آیت‌الله فاضل لنگرودی، آیت‌الله صافی گلپایگانی، نظر آیت‌الله نوری همدانی، آیت‌الله مصباح یزدی و ديگران حضور زنان در استاديوم را از مظاهر «اختلاط» دانسته و «نگاه زن به مرد» پس آن را جايز و شرعی ندانستند.
حتی يك زن مجتهده در قم با انتقاد از طرح حضور زنان در ورزشگاه‌ها گفته است: «اين اقدام، زمينه بروز اعمال حرام را در جامعه فراهم مي‌كند.» زهره صفاتي در گفت‌وگو با ايرنا افزود: «محيط مردانه و شكل هيجاني حاكم بر ورزشگاه‌ها و صف آرايي جوانان طرفدار تيم‌هاي مختلف در مقابل يكديگر، محيط مناسبي براي حضور زنان نيست.»
درست بعد از اين واکنش‌ها، احمدی‌نژاد در جمع مردم زنجان گفت: « هر نوع تفكيكى كه جدايى را برساند به بانوان آسيب خواهد رساند. زن و مرد يك حقيقت و هر دو انسان هستند. در مقابل هم نيستند بلكه مكمل يكديگرند و حتى لطف خداوند نسبت به زنان بيشتر از مردان است... در محيط هايى كه زنان حضور دارند آن محيط سالم و عاطفى خواهد بود و انحراف اخلاقى مرد و زن ندارد.» و به اين ترتيب بر موضع خود پای‌فشرد.

تاريخچه ماجرا در حکومت

بهزاد كتيرايي، مدير كل حراست سازمان تربيت بدني در سال‌هاي 75 تا 82، از بهترين کسانی است که می‌تواند از اقدامات دولت در اين موضوع صحبت کند. او در گفت‌وگو با ايسنا اعلام کرده بحث حضور زنان در ورزشگاه‌ها از اوايل سال 76 به صورت جدي مطرح شد كه سازمان تربيت بدني در آن زمان موضوع را مورد بررسي کارشناسانه قرار داد: «اولين حضور بانوان در ورزشگاه‌ها را در بازي واليبال نوجوانان آسيا در سال 77 تجربه كرديم. اتفاقا در آن بازي نيز علاوه بر حضور پرشور تماشاگران خانم؛ تيم نوجوانان ايران قهرمان شد. پس از اين ماجرا اعتراضات زيادي به حضور بانوان در مكان‌هاي ورزشي مطرح شد كه هاشمي‌طبا رييس وقت سازمان تربيت بدني پس از بررسي موضوع و دسته‌بندي رشته‌هاي ورزشي تنها در بعضي از رشته‌ها اجازه‌ي حضور بانوان را صادر كرد. تاكيد سازمان تربيت بدني در آن زمان مبني بر عدم حضور بانوان در سالن‌هاي ورزشي كشتي و شنا بود. اما در رابطه با فوتبال هيچ بحثي مطرح نشد، چرا كه موضوع ناهنجاري به دليل مباحث شرعي با توجه به دوري فاصله تماشاگر و بازيكن رد شد.»
او فضای ورزشگاه‌ها را مناسب حضور زنان دانسته: «انتقادهايی مبني بر بحث حضور بانوان در بازي‌هاي فوتبال به دليل فضاي حاكم بر ورزشگاه‌ها با اين استدلال كه فضاي مناسبي براي حضور بانوان نيست مطرح شد اما سازمان تربيت بدني با بحث كارشناسي و دقيق شرايطي را فراهم كرد كه بانوان بدون هيچ مشكلي در بهترين مكان استاديوم و با بهترين مسيرها وارد و از استاديوم خارج شوند. به دليل حساسيت بيش از حد موضوع؛ رييس وقت سازمان تربيت بدني در مشاوره‌اي نظر دفتر مقامات ارشد را در خصوص حضور بانوان در بازي‌هاي فوتبال را خواستار شد كه تنها بر اين تاكيد شد كه اين اتفاق مورد توجه متدينين است و بايد با بررسي‌كامل انجام شود.»

ظاهرا«مرغوب‌ترين مکان‌های تماشاگران» در استاديوم آزادی هم مشخص شده است. کتيرايی گفته: «بهترين مكان در طبقه‌ي دوم استاديوم كه حدود چهار هزار نفر ظرفيت دارد و سمت چپ و راست جايگاه كه هر كدام دو هزار نفر ظرفيت پذيرش تماشاگر را دارد؛ با راه‌هاي ورودي و خروجي كاملا مجزا و سرويس‌هاي بهداشتي كاملا جداگانه با پاركينگ‌هاي اختصاصي براي حضور اتوبوس‌هاي ويژه خانواده‌ها.»
كتيرايي پيشنهاد احمدي‌نژاد براي حضور بانوان در ورزشگاه‌ها را مثبت و قابل اجرا دانسته: «هيچ گونه مخالفتي براي حضور خانم‌ها در ورزشگاه‌ها از جانب دولت چه در سال 77 و چه در امروز وجود ندارد. اما مشكل اينجاست كه عليرغم هماهنگي‌هاي موجود براي به اجرا گذاشتن اين سياست، فقط بد جلوه دادن حضور بانوان در ورزشگاه‌ها باعث مي‌شود كه با حضور بانوان در ورزشگاه مخالفت‌هايي شود. دغدغه‌هاي كنوني كه در خصوص حضور بانوان در ورزشگاه‌ها مطرح شده است، به دليل شرايط حاكم بر بازي فوتبال و دوري فاصله‌ي بين بازيكن و تماشاگر و تسلط كامل ماموران نظامي و انتظامي بر عملكرد تماشاگران نمي‌تواند جاي هيچ گونه نگراني داشته باشد.»

جنجال تمام می‌شود؟

همچنان اظهارنظرهای مخالفان به شدت وجود دارد و در يکی از جديدترين مخالفت‌ها، جامعه مدرسين حوزه علميه قم اطلاعيه اي صادر کرده است: «به دنبال صدور دستور رياست محترم جمهوري در ارتباط با حضور بانوان در استاديوم‌هاي ورزشي، ابراز نگراني‌هاي متعددي از سوي امت خداجوي و مومنين محترم خاصه مراجع عظام تقليد دامت برکاتهم صورت گرفت، جامعه مدرسين حوزه علميه قم ضمن ابراز حمايت از نظر صريح مراجع عظام تقليد با ابراز تاسف از صدور اين دستور ناصحانه، از مسئولين ذي‌ربط خاصه رياست محترم جمهور درخواست مي‌نمايد که با حسن تدبير و هوشياري نسبت به رفع اين نگراني ها اقدام عاجل مبذول دارند.»

اين‌که سرنوشت اين جنجال چه می‌شود، نامعلوم است. جواد شمقدری، مشاور هنری رئيس‌جمهور در حاشيه همايشی با عنوان «انتقام ابابيل» به نوعی سعی در جواب دادن به اين سؤال را دارد: «آيا دشمن فقط در حوزه نظامي، در درون مرزها و در حوزه ميزهاي مذاکره توطئه مي‏کند؟ نه اين گونه نيست. بلکه اتفاقا اصل توطئه دشمن و تحرکات آنها در درون ساختارهاي اجتماعي و فضاهاي فرهنگي و هنري ماست که ما از اين حوزه‌ها‌ غافل بوده ايم. اگر من به شما بگويم که آقاي احمدي نژاد در راستاي خنثي سازي بعضي از توطئه‌ها‌ي دشمن چنين تصميمي [دستور ورود بانوان به ورزشگاه‌ها‌] را گرفته، آن وقت شما چه خواهيد گفت؟» و البته تاکيد کرده است: «من نه مجتهد هستم، نه فقيه و نه درس اين کار را خوانده ام، ولي ظاهرا يکي از دلايل جدي مخالفت با دستور احمدي نژاد مبني بر ورود خانم‌ها‌ به ورزشگاه‌ها‌ بحث اختلاط است و مي‏گويند نبايد کاري کنيم که اختلاط زن و مرد در جامعه اسلامي رواج يابد. ظاهرا حرف درستي است و کسي در آن ترديد ندارد ولي سئوال من اين است که مرز و فرم اين اختلاط کجاست. در اتوبوس و بازار و مغازه هم اختلاط هست اما همه ما مي‏گوئيم که اشکالي ندارد. چه کسي اختلاط در ورزشگاه‌ها‌ي ما را در اوايل انقلاب زير سئوال برد؟ برويد تحقيق کنيد و ببينيد که نقطه روشني وجود ندارد.»

چه رئيس دولت از تصميم خود عقب بکشد، چه بر آن پای فشارد، چه تصميم عملی شود، چه نشود، به نظر می‌رسد جنبش زنان موفق شده است موضوعی تبعيض‌آميز را به سطح مسئله در جامعه و حکومت برساند. دستاوردی که کوچک نيست. در بيانيه کمپين «دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاه‌ها» نگاه رو به آينده‌ای وجود دارد؛ اين‌که تصميم‌ها هر چه باشد، فعالان زن برای ورود آزادانه و بدون شرط به ورزشگاه‌ها تلاش می‌کنند. قرار هم گذاشته‌اند: «مسابقات تدارکاتی تيم ملی برای جام جهانی 2006 آلمان».



May 19, 2006 05:44 PM