يک اتفاق باحال و کمی سوررئاليستی!

فکرش را بکن، سه روز بعد از برنامه‌ی کمپين، مسافر باشی و خيلی اتفاقی هم‌سفرهايت اعضای تيم ملی فوتبال ايران باشند. در فرودگاهی که به اندازه‌ی دست‌کم دم در استاديوم شلوغ است و شعار«ايران چه کارش می‌کنه؟» از هر طرف به گوش می‌رسد، خودت را می‌رسانی به علی دايی.
- من يکی از دخترهايی هستم که بارها آمده‌ام پشت در استاديوم آزادی و جزيک بار نتوانستم بيايم تو. خنده‌دار نيست؟
- واقعا نمی‌فهمم چطور زنان را راه نمی‌دهند. هيچ مشکلی نيست. کمی جو ورزشگاه خوب نيست که خُب با جدا کردن جای نشستن خانم‌ها فکر کنم مشکلی نباشد.
- اگراز شما بخواهيم که حمايت‌مان کنيد...
- حتما حمايت می‌کنم. چه معنی دارد اين محدوديت‌ها در قرن بيست‌ويک؟

از ذوقم زنگ می‌زنم به يکی، دو تا از دوستانم. بی‌توجه به اين‌که ساعت از 1 بامداد گذشته. به نوشتن متنی فکر می‌کنم که بتوانم زيرش امضای بازيکنان فوتبال را بگيرم. اما بعدتر که می‌فهمم جايمان در هواپيما جداست و دسترسی به آن‌ها وجود ندارد، ترجيح می‌دهم با آن‌ها حرف بزنم.

- آقای کريمی، چرا اين‌قدر مخالفت می‌کنندبا حضور زنان در استاديوم؟
- نمی‌دانم. خيلی مسخره است وقتی زنان ايرانی اين‌قدر در جامعه حضور دارند و موفق هستند.
- پس شما هم موافق حضور زنان هستيد؟
- صد در صد!

دادکان، رئيس فدراسيون فوتبال آن طرف نشسته است در کم‌تر از يک ربع مانده به پرواز می‌روم سراغش. می‌گويد دو دختر دارد که هر دو پدرش را درآورده‌اند از بس می‌خواهند بروند به استاديوم و نمی‌شود.

-دختر بزرگم 16 ساله است و هر بار سر بازی‌های مهم به من گير می‌دهد که چرا نمی‌برمش استاديوم. و من حرفی ندارم بزنم.
- خب چرا تلاش نمی‌کنيد اين محدوديت برداشته شود؟
- تلاش کرده‌ام و می‌کنم اما نتيجه نمی‌دهد. وقتی يک بار به زنان اجازه‌ی حضور در تمرين تيم ملی را داديم، بازخواست شديم. وگرنه ما هم دلمان می‌خواهد همه‌ی افراد کشور بتوانند تيم ملی را تشويق کنند.

پی‌نوشت: خيلی حال می‌دهد از 30 دقيقه اينترنت مجانی وايرلس و پرسرعت هواپيمايی لوفتانزا استفاده کنی و وبلاگ بنويسی. دمشان گرم که بدجوری حال داده‌اند به من که حالا دارم پرواز می‌کنم به سمت فرانکفورت. کلی حسخوب و باحالی است. اصلا امشب همه‌چيز سوررئال است...



June 4, 2006 04:24 AM


Comments


dasted dard nakone parasto harkar mitoni bokon

Posted by: akram at June 11, 2006 04:14 PM

پرستو جان اگه کسی دم دستت هست که المانی مي دونه ازش خواهش کن که اين مصاحبه علی دايی رو ترجمه کنه. اينطور که من شنيدم حرفهاش مخالف اون چيزاييه که به تو گفته. ناراحت شدم از اين رياکاری http://www.vg.no/pub/vgart.hbs?artid=119063
موفق باشی

Posted by: مهرنوش at June 10, 2006 01:59 AM

اگر امضا ميدن حتماً جمع كن

Posted by: maziar at June 7, 2006 09:54 PM

حركت خيلي خوبي است. حتماً از بازيكنان تيم ملي امضا جمع كنيد. بدون شك تاثيرگذار خواهد بود.

واقعاً من حال كردم كه شما از داخل لوفتانزا وبلاگ آپ كردين!

موفق باشيد

Posted by: صادق جم at June 7, 2006 03:24 PM

می دونی به نظر من برای هر چیزی که تلاش کنیم بهش می رسیم به خصوص که اینقذر جدی. تمام نوشته هات و لینکات رو برای دوستام می فرستم.

امیدوارم فوتبالیست ها هم به قولشون عمل کنن.

Posted by: یاشار at June 6, 2006 09:05 PM

آفرین ! عالی بود. من هم با پیشنهاد فرودگاه موافقم.

Posted by: لیلا at June 5, 2006 06:05 PM

همین چند شب پیش که گزارش راه ندادنتون به ورزشگاه رو خوندم یادم بود که بهت پیشنهاد بدم با همون جمع و همون وضعیت (با روسریهای سفید) برید فرودگاه بدرقه ی تیم ملی و ازشون بخواید که ازتون دفاع کنن ... اونجا دیگه کسی نمی‌تونه کاری بکنه از بس جمعیت زیاده ... بعد نمی‌دونم چرا یادم رفت!
به هر حال خوشحالم که داری پیشرفت می‌کنی...

ما و لوفت‌هانزا سفر خوشی را برای شما آرزو می‌کنیم...
:)
بدرود خبرنگار جوان!

Posted by: Lord at June 5, 2006 04:09 PM

دم بروچه‌های متمدن‌شده‌ی تیم ملی گرم، امیدوارم سفر خوش بگذره، همراه با نتایج خوب.

Posted by: فواد at June 5, 2006 12:45 PM

سلام
خسته نباشید
وبلاگ زیبایی دارید که نشان دهنده تلاش و پشتکار شما می باشد
بنده یه پزشک هستم و وبلاگی را برای اطلاع زسانی در رابطه با رشته خودم ایجاد کردم خوشحال می شوم قدم رنجه فرموده تا هم از نظرات خوب و سازنده شما بهرهمند شوم و هم اینکه از شبکه گسترده جستجوی کتاب و منابع جامع وبلاگ در قسمت پیوند ها بهرمند شوید.
ضمنا اگه هم موافق بودید به دوستان خوبتون هم معرفی بفرمایید تا از نظرات سبز و مفید اون عزیزان هم بهره ببرم
با تشکر فراوان
خدانگهدار

Posted by: پوريا at June 5, 2006 09:02 AM

رو من حساب كن !

Posted by: مهتاب at June 4, 2006 10:43 PM

این فکر خوبیست. به ذهن من اصلا نرسیده بود. میگم نمیشه عین اینها که استسفا کردند از مراجع شما هم برید از یک سری دیگه که نظر مثبت دارند استسفا کنید...مثل این آقای جناتی که به نظر میاد خیلی از نظراتش عاقلانه است. یا مثلا این آقای صانعی نظرش چی بوده؟ اگر چهار تا آدم تو قم نظر مثبت داشته باشند و پایین بیانیه تون اضافه اش کنید فکر نمیکنم جز نفع چیزی داشته باشه. بالاخره با هرکس باید با زبون خودش حرف زد.

Posted by: Anar at June 4, 2006 10:25 PM

سفرت خوش
کاش یه بیانیه ازشون می‌گرفتی

Posted by: سرزمین رویایی at June 4, 2006 07:20 PM

salam parastoo jan....linketo gozashtam

Posted by: محمدمهدي at June 4, 2006 07:04 PM

خوش بگذره پرستو جون
منتظر گزارش هاي توپت هستم

Posted by: ب.آشنا at June 4, 2006 06:37 PM

سلام:
خوش بگذره!
ولی آلمان یه طرف هواپیما یه طرفه دیگه....
مواظب خودتون باشید

Posted by: دلارام اکار at June 4, 2006 06:28 PM

Posted by: Hoder Pad at June 4, 2006 06:04 PM

خوشحالم که استکبار جهاني اجرتون رو داد و فرستادتون سفر . باريکلا به استکبار !!

Posted by: Ehsan at June 4, 2006 04:36 PM

تا حالا شده آقایون تو ورزشگاه یه شعاری بدن که مضمونش این باشه که خانوما بیان تو ورزشگاه؟!
هروقت این شعارو دادن یعنی شما تو مبارزتون پیروز شدین نه هروقت تونستید برید تو ورزشگاه.

Posted by: sirous at June 4, 2006 04:14 PM

salam,umadi alamn? begoo barnamat chiye ke age tarafe man miyay gardeshi bokinim baham ;-)rasti bara bazihaa miyay?bilit dari? ye khabari bede

Posted by: man at June 4, 2006 04:09 PM

سفرت به خير اما...
مواظب خودت باش و دست خالي برنگردي !
شاد باش و ديرزي

Posted by: حامد رئيس يزدي at June 4, 2006 04:05 PM

این حجم انرژی ای که متساعد می کنی قابل احترام است، سو رئالیسم در سطوحی لذت بردن از فروپاشی پیرامون است، دخترکم واژه ها را به قتل مرسان.

Posted by: Arash Basirat at June 4, 2006 03:52 PM

age paye harfeshun bemunan kheili khoshhal konande mishe,ama masale ineke age tu jame jahani bad bazi konan,harfo komakeshun kam asar mishe.

Posted by: hani at June 4, 2006 03:17 PM

Enjoy your time ladies :) we, women supporters, will cry out louder and prouder.. hein?! :D

Posted by: Diba at June 4, 2006 02:59 PM

khoshom miad azet ke be onvane ye khabar negar marz nemishnasi dar zemn nagofti ke baraye che rafti alman ya inke gherare hamintovr to taligh bezarimon?

Posted by: امید at June 4, 2006 02:19 PM

سفر آلمان خوش بگذرد پرستو جان . لوفتانزاهواپیمایی فوقالعاده ایست . کوفتت شود !

Posted by: فواد خاک نژاد at June 4, 2006 02:12 PM

Wie gehts den?
شاد باشی

Posted by: ا .ح at June 4, 2006 01:04 PM

اولش می گن حمایت و اینا ولی بعد می زنن زیرش ...

Posted by: محمد at June 4, 2006 12:36 PM

اين حركت نمادين بانوي عالم فمينيست ها كه هيچ چيز جز به راه انداختن كمي سرو صدا ندارد براي ورود به استاديوم ، حركت چندان جالبي نيست . حق مسلم ورود زنا ن به ورزشگاهها . تلاش براي اثبات چه چيزي است . جنسيت برابر . آيا نشستن يك زن در ورزشگاه ،برابري جنسيتي را مي رساند . به نظر من او نبايد {دنبال مشهورتر شدن باشد} او بايد دنبال آن بگردد كه حق زن درازوداج داشتن حق طلاق باشد و الا نشستن در استاديوم و داد زدن كه ايران ، ايران هيچ حقي را به هيچ كسي نميدهد . احقاق حقوق زنان براي انهايي كه ادعايي در براه انداختن دسته ها دارند براي انكه زنده كنند اين حق را تنها زماني نتيجه اي در بر خواهد داشت كه دور و برشان را خالي كنند از لمپنهايي كه آرامدركنارشان درحال رشدند و كسي نميبيندشان . لمپنهايي كه در طبقه متوسط هميشه مي رويند و هميشه شگفتي به پا ميكنند ، يك بار خاتمي ، يك بار احمدي نژاد .
بهر حال به نظر نگارند اين سطور حق زن درجامعه امروز ايران بايد از داخل منزل و از‌انجايي كه بله را در سر سفره ميگويد زنده شود تا بعدها براي رهايي از قيد اجباري همان بله دست به خودكشي و هزاران كار ديگر بزند . حق يك زن بايد از داخل چارچوب اختياري خودش آغاز شود و به استاديوم رفتنجسارت نباشه

Posted by: majid at June 4, 2006 12:35 PM

انشاالله تا وقتي که پري ما به پانزده شانزده سالگي برسد جميع مشکلات پريان حل شده باشد که کوچکترينش حق حضور در آزادي است.

Posted by: من و پري at June 4, 2006 11:41 AM

از كيش گرم به تو هموطنم خسته نباشي و صميمانه ترين بدرود و آرزومند موفقيت وشايديت را دارم.
شهرام از كيش

Posted by: shahram az kish at June 4, 2006 11:24 AM

khosh begzare hesabi :*

Posted by: banoyeordibehesht at June 4, 2006 10:34 AM

مدت هاست كه اينجا رو ميخونم.
اما ايندفعه اين نوشته يه شما و اتفاق هائي كه ازش نوشتيد من رو بر آن داشت كه بگم: اي ووووووووووووول!!!

Posted by: آزي at June 4, 2006 10:33 AM

در ضمن گمان می کنم شاید بد نباشد برای بار هزارم یادآوری کنی که رفتن به استادیوم به خودی خود (یعنی بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی) نه یک ارزش است و نه یک ضد ارزش. فقط حرکتی است برای حضور در جامعه. و می تواند کمک کند توجه دیگران به حقوق زنان جلب شود. ظاهرا بسیاری از کسانی که برای گزارشت کامنت می گذارند این مسئله ی ساده را متوجه نمی شوند که دائم انتقاد می کنند که این مسئله ی اصلی زنان نیست. قرار هم نیست باشد.

Posted by: yekpanjere at June 4, 2006 10:30 AM

سفر خوش بگذره و پر باشه از اتفاقات خوب!

Posted by: yekpanjere at June 4, 2006 10:25 AM

پرستو جان عالي بود
اين متن با تيتر نوشته‌ات
واقعا شروع كردي با تك تك آدمها حرف بزني
سپاس و پيروز باشي

Posted by: نسيم at June 4, 2006 10:03 AM

The Washington Post has a page 1 story today describing Ahmadinejad as “Iran’s energetic president,” who is “praised in Iran as a caring leader.”,,,, Only a stupid and blind journalist like karl Vick can describe Ahamdinejad like this...I don't how this guy holds his job, almost every one of his articles is dead wrong when analysising Iran
read the whole thing and vomit!
http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2006/06/02/AR2006060201699.html

Posted by: peace at June 4, 2006 09:56 AM

دمت گرم. ولی باورم نمیشه به این زودی رفتی!!!

Posted by: نوشین at June 4, 2006 09:49 AM

عاليه اگه كه اونا زير بيانيه رو امضا كنن
خوش بگذره.

Posted by: arefe at June 4, 2006 09:46 AM

جالب بود...خیلی! امیدوارم واقعا همون طور که گفتن حمایت هم بکنن. یعنی جدی امیدوارم جا نزنن. به خصوص دایی که تو ایرانه و تاثیرگذار. خیلی جالب میشه اگه بشه حمایت بازیکن ها رو هم گرفت. البته ممکنه از ترس خط خوردن همه امضا نکنن ولی چند تا از مهم تر ها که نمیشه خطشون زد هم که امضا کنن عالیه...

Posted by: rooz... at June 4, 2006 09:42 AM

بعد از اونهم اذيت و ناروا شنيدن .. اين لحظه هاي خوشحال كننده نوش جونت :)

Posted by: BaHaar at June 4, 2006 09:38 AM

سلام جالب بود...مطلب تاسف بر انگیز اینه که ما نمیتونیم از پس یه عده اقلیت بر بیاییم

Posted by: omid at June 4, 2006 08:29 AM

پس اين همه فمينيست بازي و كمپين و غيرهم چندان هم بدون اجر باقي نماند . هميشه ميترسيدم كه مبادا كونهاي مبارك را بدون دليل تحت فشار قرار داده باشيد و حالا خيالم جمع شد . خوش بگذره و به اميد ديدار

Posted by: روشن at June 4, 2006 04:46 AM

Post a comment





Remember Me?