سوئد ماه نداشت

يک روز مانده به پايان سفرم، جشن نيمه‌ی تابستان بود در سوئد: بلندترين روز سال در اين کشور با فقط سه ساعت غروب خورشيد. آن هم نه کامل! يعنی روزهايی از سال در اين کشور –و ديگر کشورهای شمالی- آسمان هيچ‌وقت تاريک نمی‌شود. زيرِ اين آسمانِ هميشه روشن، مردم شادترين روزهای سال را می‌گذرانند. کافی است مقايسه کنيد با روزهای هميشه تاريک تا خوشحالیِ مردم برای‌‌تان ملموس شود. اما سوئد –در اين فصل- ماه نداشت و همين يعنی که خوشیِ من ناقص مانده.

دو هفته‌ی اول در شهر دانشجويی و کوچک کالمار مشغول به تحصيل علم بوديم و تقريباً تمامِ وقت‌مان با هم می‌گذشت. فروشگاه‌های مرکزِ شهر از ساعت 5 به بعد –زمانی که ما هم از درس فارغ می‌شديم- تعطيل می‌شد و آخرِ هفته‌ها هم اوضاع بدتر بود. جالب اين‌که به طرز عجيبی عادت دارند چراغ‌های فروشگاه‌ها را –حتی وقتی تعطيل است- روشن بگذارند. حساب هم بکنيد که هوا تا ساعت 11 شب روشنِ روشن هم بود. علتش را نفهميدم. اما کارمان شده بود دوچرخه‌سواری عصرانه تا مرکز شهر و ديد زدن فروشگاه‌ها از پشت شيشه‌ی ويترين‌شان. حالا قصد خريد هم نداشتيم –در کل کشور گرانی است؛ مثلِ دانمارک؛ مثلِ نروژ و ما همه از کشورهای در حال توسعه رفته بوديم.

گاهی هم با دوچرخه‌هايمان –چقدر دلم تنگ شده برای دوچرخه‌ی شماره‌ی 30 مؤسسه‌ی fojo- می‌زديم به جنگل و خيابان‌های باريک و زيبای شهر. گاهی هم مسابقه می‌داديم و من بسی خوشحال بودم که دارم نيم‌چه ورزشی هم می‌کنم. آن‌طور که از گفت‌وگوهای زمانِ دوچرخه‌سواری‌مان برمی‌آيد، در هيچ‌يک از شهرهايی که محل زندگی بچه‌های گروه ما بود، مسيری برای دوچرخه‌سواری، آن‌طور که در کالمار و استکهلم و کپنهاگ ديديم، وجود ندارد و نيز دوچرخه‌سواری زنان در خيابان يا عرف نيست و يا قانونی نيست –و بيش‌ترِ دوستان آفريقايیِ مؤنث می‌گفتند که جراتش نيست.

شب اول، صدايمان کردند برای شام –و غذا موضوع خيلی مهمی است برای اهالی سوئد؛ چون از همان ساعتِ اول بحثش باز بود- و همه گيج و ويج که در اين هوای روشن مگر می‌شود شام خورد؟ و خورديم غذای سنتی سوئد را: نان تُستی که رويش ميگوی نيم‌پز بود و خاويار با سُس سفيد و کمی کاهو برای تزئين. و البته مقادير زيادی سيب‌زمينیِ پخته که کنار همه‌ی غذاهايشان سِرو می‌شد. از شبِ بعد هر يک از گروه‌های شش‌گانه مسئول درست کردنِ شام شد. و خُب چند گروه از جمله گروهی که شامل من و دوستِ مصری‌ام، نُهی، و دوست شيطان اوگاندايی‌ام، ليليان، می‌شد هنر آشپزی کشورشان را بلد نبودند و رو آوردند به پختن پاستا! و البته آماده کردن سالاد. تجربه‌ی جالبی را گذرانديم در آشپزخانه‌ی کوچک خوابگاه.

گفتم خوابگاه، اتاق‌های تک‌نفره‌ی خوشگل و جمع‌وجورش به يادم آمد که تنها ايرادش نداشتن پرده‌ی ضخيم بود. چندين روز با طلوع خورشيد در ساعت 3:30 صبح از خواب پريدم چون نور مستقيم می‌خورد توی چشمم. ولی خدايی‌اش در مقايسه با خوابگاه‌های دانشگاه‌های ما... همان روز اول با بچه‌ها قرار گذاشتيم چيزی را با کشورمان مقايسه نکنيم. اروپا را چه جای مقايسه با کشورهای در حال توسعه‌ای مثل ايران، عراق، افغانستان، مصر، الجزاير، تونس، اندونزی، چين، اوگاندا، بُتسوانا، مالاوی، ناميبيا، زيمبابوه، کلمبيا و پاراگوئه؟

به نظرم دارم بی‌نظم و پراکنده می‌نويسم. سعی می‌کنم از اين به بعد در هر پُستم درباره‌ی موضوع خاصی بنويسم و کوتاه و فشرده.

توضيحِ لازم هم آن‌که دامين جديد گرفته‌ام که فيلتر نيست: www.parastood.net




June 27, 2006 04:32 PM


Comments


زبان دانمارکی آنقدر هم بیریخت نیست. من خودم 101 رباعی عمر خیام را به این زبان به نظم در آورده ام. به هر حال اگر به ما نیز سری بزنید خوشحال می شوم.

Posted by: آرش شریف زاده عبدی at July 13, 2006 04:18 AM

سلام پرستو جان . خوبی؟من و مهران قاسمی وبلاگی داریم که خوشحال می شیم بهمون لینک بدی . ممنون.http://www.sabokbaran.blogfa.com/

Posted by: سارا at July 6, 2006 06:57 PM

fekr konam nazarkhahiye post haye jadidte kharabe.ye check bokon

Posted by: man(roozmare) at July 3, 2006 05:45 PM

salam.omidvaram ke safar khosh gozashte bashe.be ghole swedia safar kardan khili khobe vali khone behtarine.man shahri taghriban nazdik be kalmar zendegi mikonam.bardasht va tarze fekri ke az swed dashtitid daghighan hamone keshoma fekr mikonid.kolan keshvari arom be tabiati ziba.age baz safari be inja dashtid khoshal mishaim azaton pazirai konim.ba ham mirim docharkhe savari to in tabiate ziba.movafagh va piroz bashid

Posted by: ye hamvatan at July 3, 2006 02:43 PM

salam,,matalebi ke dar morede swed neveshti va bardashti ke az in keshvar dashti daghighan hamoni hast ke shoma fekr mikonid.man ye shahri nesbatan nazdik be kalmar zendegi mikonam age baz safari be inja dashtid dost darim ke mehmonemon beshid.ba docharkhe hame ja mirim.vaghean tabiate zibai vase docharkhe savari dare. movafagh va piroz bashid.

Posted by: ye hamvatan at July 2, 2006 10:59 PM

salam, az khanandehaye weblogetoon hastam. mitunam esme weblogetono dar weblogam biaram???

Posted by: sheyda at July 2, 2006 01:05 AM

سلام دوستم . اگر دوست داشتی به وب لاگ ما که اکروز تازه یک روزش شده سر بزن . خوشحال می شیم . ممنون و موفق باشی .http://www.sabokbaran.blogfa.com/

Posted by: سارا at July 1, 2006 10:52 AM

سامعلللللللللللللللك. اغر به خير!

Posted by: آسيه at June 30, 2006 09:58 PM

rhttp://www.ayeneh.org/ hi i am reza i have this site please see this and picup picture for youe webloge this is nesseccarry

Posted by: reza at June 29, 2006 11:32 AM

خسته نباشيد.
سفر خوش گذشت؟
سوغاتي ما يادتوون نره!
اگه سوغاتي ندين "زن نوشت "رو هك مي كنم.

Posted by: محمد at June 29, 2006 10:04 AM

cool...خوبه که خوش گذشت. اگه میشد درباره درسهاتون هم بنویس.

Posted by: rooz... at June 29, 2006 12:46 AM

مبارک ها باشد
رسیدنتان بخیر
خوش آمدید ژورنالیست جوان
:)

Posted by: Lord at June 29, 2006 12:26 AM

در حال توسعه ؟!
اسطلاح جالبی بود.

Posted by: Anonymous at June 28, 2006 10:41 PM

ما وبلاگ نویسان خواهان آزادی مهندس موسوی هستیم . ما را حمایت کنید

Posted by: مهندس موسوس را آزاد می خواهیم at June 28, 2006 09:26 PM

دومين درست تر است.

Posted by: ش. at June 28, 2006 08:58 PM

چقدر خوشحالم كه تو باز هم همينجايي و در همين دور و بر نفس ميكشي.

Posted by: غريبه ايي از ديار نور و روشنايي at June 28, 2006 08:35 PM

خسته نباشي.
سفر خوش گذشت؟
سوغات من يادت نره و گرنه وبتو هك مي كنم.

Posted by: محمد at June 28, 2006 08:10 PM

khobeh ke rafty donya ra didy

Posted by: Anonymous at June 28, 2006 07:15 PM

سلام دختر کجایی ، تو که ما را ترسوندی
پرستو خانم خوشحالم که برگشتی منتظر پستهای جدید هستیم .
رضا

Posted by: رضا سیدی at June 28, 2006 07:07 PM

دامين جديدتون مبارك باشه

Posted by: صفا at June 28, 2006 06:28 PM

خوشحال شدم دامين جديدتون را ديدم.موفق باشيد

Posted by: safa at June 28, 2006 06:26 PM

من این com. را بدون مشکل می بینم. انگار دیگه فیلتر نیست

پرستو:
خدا کنه فیلترش رو برداشته باشن... با داتک همچنان فیلتره متاسفانه.

Posted by: ماندانا at June 28, 2006 01:35 PM

kash ye kami bishtar mimondid va keshvaraye bishtari ro mididi kashhhhhhhhhhhhhhhhhh

Posted by: امید at June 28, 2006 01:31 PM

kash ye kami bishtar mimondid va keshvaraye bishtari ro mididi kashhhhhhhhhhhhhhhhhh

Posted by: امید at June 28, 2006 01:27 PM

پرستو جان حیف شد که برگشتی.... من شکمم رو صابون زده بودم که ببینمت....نمیدونم بالاخره ای- میل منو و شماره منو گرفتی یا نه....خیلی منتظرت بودم که تماس بگیری ....حالا ایشاللا دفعه بعد.....
خوش و خرم باشی

پرستو:
حتما دفعه بعد.. این بار فقط دو روز و نصفی در استکهلم بودم و کلی کار دارم که مانده...

Posted by: دختر همسایه at June 28, 2006 12:00 PM

کجائی دختر دلمون برات تنگ شده بود . سوغاتی که یادتون نرفته .
حتما دست پر اومدین ... منتظریم.
رضا

Posted by: رضا at June 28, 2006 10:19 AM

اول اينكه wb كلي تا.
بعدش اين سوئد نامه ات خيلي به كار من مياد، پيشاپيش مرسي!
بعدترش هم اينكه، ببين، وقتي كامنت رو پست مي كنيم
ميره روي همون دومين قبليت كه فيلتره.

پرستو:
مرسی که گفتی... مثل این که کامل هنوز ست نشده روی دات نت.

Posted by: هما at June 28, 2006 09:36 AM

سلام. سفر به خير!
منتظر پستهاي بعدي راجع به سفر هستم.
و اين كه پست قبل حس بسيار خوبي داشت. از تهران زيبايش خوشم آمد.
شاد باشي

Posted by: پرستو- الف at June 28, 2006 09:25 AM

به نظرم اصلا پراكنده نبود. خيلي هم تصوير جالبي ترسيم كردي. جريان سيال ذهن! ( اگرچه اين روش پراكنده به نظر مياد. اما از بقيه‌ي شيوه‌هاي نگارش موفق‌تره تو ترسيم تصوير)
ادامه بده لطفا!!!!!

پرستو:
آخ جون تشويق شدم! چشم.

Posted by: لولو at June 28, 2006 08:45 AM

سلام و رسیدن به خیر خانم دوکوهکی گرامی. واقعا سفرنامه‌های‌تان را دوست دارم و با لذت می‌خوانم و حسابی منتظر چنین یادداشتی بود و خیلی هم خوشحال شدم از خواندنش. سپاس.
راستش واقعا حسودی‌ام می‌شود به آن شش ماه زمستانی‌شان. و باید بگویم احساس می‌کنم اگر یک‌بار ساعت 3 صبح خورشید را در آسمان ببینم پس بیافتم! البته به عنوان تبعه‌ی یک کشور در حال توسعه (که البته کماکان ترجیحا جهان سومی می‌خوانم اینجا را) من هم سعی می‌کنم اصولا خیلی مقایسه نکنم و حتی به 6 ماه زمستانی طبیعی‌شان هم خیلی فکر نکنم!!!
امیدوارم سرخوش باشید و پیروز.

Posted by: ساسان م. ک. عاصی at June 28, 2006 01:15 AM

welcome back!

Posted by: Arash at June 28, 2006 12:47 AM

سلام . خوبی ؟
با لاله که پیداست مصاحبه نکردی . سوغاتی هم که هیچی . گفتی cdش رو گرفتی . پس لطفاً یه دوتا از آهنگ قشنگاش را آپلود بفرمایین که ما هم دل داریم آخه . تنهایی نامردیه .
خب گذشته از اینا امیدوارم پربار بوده باشه . سوئد و استکهلم یکی از جاهاییه که همیشه دوست دارم ببینم .


پرستو:
سلام. خوبم. ممنون. یکی دو تا -بیشتر شاید- از آهنگهاش توی وب سايتش هست
laleh.se
مصاحبه هم نمی شد گرفت. در گوتبرگ (یوته بُری) زندگی می کند که دسترسی نداشتم.

Posted by: محمد at June 28, 2006 12:46 AM

First of all wellcome back.Dear Parastoo let me tell you a funny story.A few monthes back when I was in Tehran, I read one of your posts about a guy called Asef.It immedietly hit me that we also have a man working for us by the name of Asef and with the same description. Anyhow, I couldn't control my Irany bazy and asked Asef about the post, but as a gentleman that he is, he didn't tell me anything first, but after an hour he asked that who had told me all this and where did I know you from? His face was so funny becuz he usually doesn't laugh.So I told him that I don't know u and explained to him how all these weblog stuff works. Ithink he still doesn't believe me. Anyway u were right he is one of the fine people that i know in our country.

Posted by: Persian Architect at June 27, 2006 11:53 PM

سلام پرستو جان
خوشحالم كه شروع كردي به نوشتن خاطرات از سفرت.
من خيلي دلم مي خواد كه كلا راجع به كشور سوئد و آداب و رسوم و فرهنك مردم اونجاو مخصوصا وضعيت و موقعيت زنان اونجا يه چيزايي بدونم
مي دونم كه در دو سه هفته نمي شه چيز زيادي فهميد ولي خوشحال مي شم كه برداشت و خاطرات شما رو بخونم

پرستو:
سلام یاس عزیز. یه چیزایی دستگیرم شده که نمی دونم درست یا غلطه اما می نویسمش به مرور. امیدوارم به درد بخوره.

Posted by: ياس at June 27, 2006 11:09 PM

نمی دونم این کامنت دانیت چی شده. اما خب من com. رو بدون فیلتر شکن می بینم

پرستو:
خوشحالم که برای تو دات کام فیلتر نشده. اما بعضی جاها فیلترش کردن متاسفانه. از جمله مخابرات.

Posted by: ماندانا at June 27, 2006 11:05 PM

ربطی به پستت نداره اما من دارم بدون فیلتر شکن همین .com رو می بینم

Posted by: ماندانا at June 27, 2006 11:01 PM

رسیدن به خیر
زیبا نوشتید

Posted by: Elham D at June 27, 2006 10:36 PM

salam omidvaram ke khob bashid va beheton khosh gozashteh bashe dar har soorat man bazi vaghtha neveshte haie shoma ro mikhondam va hich vaght be in fekr naioftadeh boodam ke comment begzaram vali emshab ke didam shoma ham dar sooed hastin be in fekr oftadam ke comment begzaram va in baram khili jaleb bood ke shoma ham omadin in ja va darin dar morede hamon moshkele bad khab shodan dar shab haie roshan e in keshvar har mizanin dar har hal har ja ke hastin omidvaram ke beheton khosh begzare.

پرستو:
ممنون که کامنت گذاشتين. اميدوارم سفر کوتاهم من رو به قضاوت های اشتباه درباره سوئد ننداخته باشه.

Posted by: Anonymous at June 27, 2006 09:53 PM

سلام ÷رستو..خیلی وقته ازت بی خبرم...چه می کنی؟

Posted by: هانیه بختیار at June 27, 2006 09:42 PM

Post a comment





Remember Me?