انسانِ شهری
سمتِ تاريکِ کلمات، جديدترين مجموعه داستان حسين سناپور، به دلم نشست. از تکگويیهای بیشنوندهی داستانِ اول (خواب مژههات) گرفته تا گفتوگوی تلفنی نيمهشب زن و مردی که معلوم نيست همديگر را میشناسند يا نه -از بس که عادتهای انسانهای شهری مثلِ هم شده است- در داستانِ دوم (خيابانهای نيمهشب) و سرگردانی کسی در رابطه با معشوقش در داستانِ ششم و... راستش از يکی، دو تا داستانش هم خوشم نيامد (مثلاً داستان با تو حرف میزنم، با تو) اما درکل به نظرم اين مجموعه داستان میتواند انتخاب خوبی باشد برای دو، سه ساعت درگير شدن با زندگی و روابطِ آدمهايی از جنس خودمان: شهری و امروزی.
فضاسازیهای داستانها را دوست داشتم و البته نثرِ سناپور را که هميشه دوست داشتهام. هرچند همچنان از کتابهای سناپور، رمان ويران میآيی محبوبم است و از با گاردِ باز، مجموعه داستانِ قبلیاش، اصلاً خوشم نيامد.
Comments
خودت را ناراحت نكن ، منتشر هم نكردي مسئله اي نيست.
Posted by: ب ـ چوبينه at July 31, 2006 01:49 PM
چرا به روز نمي كني ، اي پرستو خانوم گل .
Posted by: ب ـ چوبينه at July 31, 2006 01:47 PM
خيلي هم جديد نيست خوندمش بي نظير
Posted by: روزگارنو at July 31, 2006 12:25 PM
سلام پرستو جان به وب لاگ ما سر بزن و اگه دوست داشتی لینکش کن
در واقع اگه می تونی حتما لینکش کن
اگه خواستی می تونی وب لاگ ما رو کاملا مطالعه کنی
یک وبلاگ گروهیه فکر کنم قبلا توی پیوند های روزانه ات هم بوده .
مرسی
Posted by: mahsa at July 30, 2006 04:15 PM
سلام پرستو جان
من يكي از خواننده هاي وبلاگ شما هستم كه بي صبرانه منتظر نوشته هايي از شما راجع به كشور سوئد هستم.
خيلي دلم مي خواد راجع به اداب ورسوم وفرهنگ اين كشورو مهمتر از همه وضعيت زنان اون بيشتر بدونم
ممنون مي شم اگه در اين مورد بنويسيد./
پرستو:
کلی حرف نانوشته از سفرم به سوئد دارم. چشم. سعی می کنم مرتب کنم مطالب رو و بنویسمشون.
Posted by: ياسمن at July 30, 2006 04:15 PM
سلام.به من هم سر بزنید شما که از بزرگان وبلاگید!افتخار می کنم نظرتان را بدانم.ممنون.
Posted by: امید جهانشاهی at July 29, 2006 05:22 PM
انديشه محصور شدني نيست...قلمت پردوام باد بانوي ايراني.
Posted by: نظربازي at July 29, 2006 01:50 PM
قيمتش چنده؟؟؟
پرستو:
900 تومان
Posted by: مداد at July 29, 2006 12:35 AM
salam khanoom! miduni man webloge to ro be rahati mibinam va ba accounte man filter nisti? mishe lotfan up koni?!
Posted by: nazanin at July 29, 2006 12:12 AM
سلام !
ممنون از معرفی این دلمشغولی مشترک.
چیزی که انگیزه ی اصلی من در بازگشایی وبلاگ بود و هنوز هست.
زبان و هدفهای ناهمگون و نامشخص ریشه ی اصلی بسیاری از تنشها در میان انسانها( از خانواده گرفته تا ملیتها) است.
این از روابط زن و مرد آغاز می شود و تا ابدیت و تاریخ ادامه خواهد داشت...
من هم در آخرین پستم در حضور جدیدم به این موضوع پرداخته ام...
پس از یکسال گم شدن فاصله ی بین سینا و هدا را برداشته ام تا با آدرسی جدید باز بگویم از راههای وصول به زندگی مسالت آمیز
Posted by: سینا هدا at July 28, 2006 10:44 PM
روزنامه ي كارگزاران :فروش آتش بس ،كمال تبرزي را وسوسه كرده تا مثل ميلاني درباره ي زنان فيلم بسازد!!
Posted by: farhad at July 28, 2006 08:11 PM
ثبت نام جشنواره کانون فیلم و عکس پلی تکنیک آغاز شد. کلاس هایی با حضور اساتیدی چون فرزاد موتمن، مهران مهاجر، اردشیر عالمی، مازیار اسلامی، محمد تهامی نژاد و... همچنین پخش و نقد فیلم به صورت هفتگی. لطفا لینک بدهید.
Posted by: کانون فیلم و عکس پلی تکنیک at July 28, 2006 06:09 PM
ساختمان انجمن اسلامی پلی تکنیک اشغال شد!
Posted by: چریک at July 28, 2006 03:10 PM
بعد از يك هفته تازه امروز كه يه فيلترشكن رو سيستمم نصب كردم مي تونم اينجا رو بخونم .
Posted by: رها at July 27, 2006 11:39 AM
yekam sharmawar nist?ye weblog nevis ke jozve behtarinhast ,too in ozaye jang az ketabo filteringo ehsasto in harfa benevise???shoma yani too in donya nistin?mage in weblog ye joor media nist ke kare khabar resani ham mikone?pas chera hichi hichi hichi az jang neminevisi ke too hamin mantagheye khodemoon va na ooooon sare donya dare etefagh miofte..baba cool boodan ham hadi dare...bazam eyval be safa in la...
پرستو:
شرم آور نيست که ده روز نمی تونستم به ادیتور وبلاگم وارد بشم؟ بابا وقتی فیلترم کردن، چه جوری به روز باشم و تند و تیز و به موقع بنویسم؟ انتظاراتی دارین ها!
Posted by: Anonymous at July 27, 2006 01:04 AM
سلام
دیگه فیلتر نیستید
هورااا!!!
Posted by: کیاوش at July 26, 2006 10:55 PM
بین کتابهای سناپور منم ویران می آیی را بیشتر دوست دارم.. 3 تا کتاب دیگه اش را به همون یکبار خوندن بسنده کردم ولی ویران می آیی را 3بار خوندم.. نثر سناپور را دوست می دارم.
Posted by: دنیا at July 26, 2006 10:13 PM
سلام
حسين سناپور رمانش خيلي قشنگه ولي همين الان يادم رفت جون پرستو . چرا ديگه تورو فيلتر ميكنن بابا تو كه جرمت اينه كه تنها يك بانوي عالم وبلاگ نويسي هستي /
Posted by: سردبير ديپلم at July 26, 2006 07:59 PM
سلام دوست خوب و خبرنگار!شما انگيزه هاي جالبي براي نوشتن داريد من سوالي تو وبلاگم از همه دوستان پرسيدم نظر شما هم خيلي برام مهمه--------ماني
Posted by: ماني at July 26, 2006 05:40 PM
سلام رفيق. دات او.آر.جي. سراغ نداري؟ نت ات هم كه فيلتر شد؟! يه كاريش بكن ديگه. در مورد اين كتاب منم خوشم اومد ولي هيچ كدوم از كتاباش هنوز به نظرم قوت نيمه غايب رو نداره.اونو خوندي؟
سومشم: كي ببينمت؟ من كه آب شد دلم از سوغاتيم(: بوس.
Posted by: اسيه at July 26, 2006 05:25 PM
سلام
خیلی جالب و عجیبه که شما از این داستان خوشت اومده و مناسبتها و نگرانیهاشو میفهمی ولی خودت در روزمره عذر میخوام واقعا عذر میخوام مثل مرفهین بی درد رفتار میکنی
واقعا نمیفهمم
Posted by: mahmood at July 26, 2006 01:06 PM
وسوسه شدم بخونمش
Posted by: الهام at July 26, 2006 12:53 PM
oun vaghta ke taze dovvome khordad shode bod khondane ketabe nimeye ghaeb kheyli hal midad ye jorayi fekr mikardam ke daram mohemtarin ketabe donya ro mikhonam vali haminke tabo tabe siasat khabid dige hale khondane kar haye senapour ro nadashtam ba in hame baz konjkav shodam ke ye bare dige yeki az ketabasho bekhonam aghaye senapour to in bi hovselegi ee ke hamamon gereftaresh shodim bayad be khatere in neveshte az shoma tashakkor kone
Posted by: امید at July 26, 2006 11:43 AM