تشکر و دلتنگی
اول اينکه کلی ممنونم از دوستانی که ایميل زدند يا تماس گرفتند و يادم دادند چطور فيلتر اديتور وبلاگم را دور بزنم و بتوانم اينجا چيزی بنويسم. به طور خاص و ويژه هم از مريم عزيز خيلی خيلی ممنونم به خاطر در اختيار گذاشتن اکانت اينترنتش.
و بعد... دختر، دلم تنگ شده برای اُملتهای چهارنفرهمان، خندههای بیوقفهمان. (آن يکی) دختر، دلم بستنیِ واقعی میخواهد. کی برويم لُرد؟ پسر، هليمِ سيدمهدی چه شد پس؟ (آن يکی) پسر، بارِوزِز!
زندگیِ پر از دلتنگی، چيز گندی است.
پینوشت: دوباره که خواندم، ديدم دلتنگیهايم، همه، مربوط به شکم است. با توجه به اينکه دو روز است غذای درست نخوردهام به خاطر جراحی لثه، طبيعی است احتمالاً.
July 31, 2006 08:38 PM