اولئانا
نمايش اولئانا را درکل دوست داشتم اما نمیدانم چرا آنطور که انتظار داشتم، هيجانزدهام نکرد. البته حالم هم چندان خوب نبود. موضوع نمايش بحث «قدرت و جنسيت» است. ديدناش را به همهی کسانی که به مسائل زنان علاقه دارند، پيشنهاد میکنم. داستان را تعريف نمیکنم که جذابيت ماجرا حفظ شود. کمی ديالوگهای طولانی و سکونِ نمايش اذيتم کرد که البته دوستِ هنرمند و اينکارهام گفت که اين مربوط میشود به سبکِ کار. با اين همه، مضموناش آنقدر ارزش دارد که يک روز عصر تا سالن کوچک تئاتر شهر برويد. ساعتِ اجرا 7:15 است.
مرتبط:
نقد داوود پنهانی در پُست 27 جولای – که نمايش را ضد جريانهای فمينيستی میداند (به نظر من اينطور نيامد و شايد بهتر باشد متن را بگيرم و بخوانم.)
ادامه:
(هنوز نمايشنامه را نخواندهام. فقط در ذهنم ماجراها را مرور کردم.) ببين داوود جان، نمايش، به نظرم، فقط ضد راديکاليسم است. ضد اينکه «ندانسته و چشمبسته فقط دنبال قدرت و استيلا باشی». يکجور درگير بودنِ زنان و مردان، فمينيست و غيرفمينيست، را در روابط مبتنی بر سلطه نشان میدهد. و به نظرم به هيچوجه مخالف برابریخواهی نيست.
ادامه مهم:
آقای عليزاد، کارگردان نمايش، لطف کرده اند و کامنت گذاشته اند: «به عقيده خود ممت اولئانا در مورد امكان ناپذيري روابط بشري است.نقد قدرت محور اين اثر و اجراي من بود.ضمن اينكه شما اولئانا را در شرايط ايران ميبينيد نه اروپا يا امريكا.»
Comments
از آقاي عليزاد كه در اين مورد توضيح داده تشكر ميكنم. من دقيقا چون اين نوشته را در متن جريانات كشورم ميبينم در موردش داوري ميكنم. اجراي شما نميتواند فارغ از ساختاري كه در آن زندگي ميكنيد مورد تحليل قرار گيرد. در هر حال بيصبرانه منتظرم تا متن نمايشنامه ممت را همچون متن در انتظار گودو كه اجرا و ترجمه و چاپ آن را بر عهده داشتيد باز هم به قلم شما ببينم.
Posted by: داوود پنهاني at August 5, 2006 01:21 AM
به عقيده خود ممت اولئانا در مورد امكان ناپذيري روابط بشري است.نقد قدرت محور اين اثر و اجراي من بود.ضمن اينكه شما اولئانا را در شرايط ايران ميبينيد نه اروپا يا امريكا.عليزاد.
Posted by: Anonymous at August 4, 2006 01:24 PM
نميتونم با اين نكتهاي كه گفتي كنار بيام. متن آشكارا ما را به سمت يك موضعگيري اخلاقي هدايت ميكند.اينكه در نهايت با وجود رفتاري كه استاد دانشگاه دنبال كرده ما خشونت اعمال شده از سوي وي را بتوانيم به شكلي همدلانه تاييد كنيم.داستان با همان اعمال خشونت به پايان ميرسد. برجسته سازي اين خشونت آشكارا اخلاقي نشان داده شده است. حتي اگر تصور كنيم كه نويسنده قصد آن داشته كه روابط مبتني بر سلطه را در جامعه نشان دهد،استفاده از جنسيت براي نشان دادن اين رابطه كمي بيانصافي است. من براي تقبيح نقش جنسيت مذكر در اين روابط ميتوانم با نويسنده همراهي و همدلي نشان دهم. اما در جايي كه زنان تاكنون از داشتن هر گونه قدرتي هم سنگ مردان محروم بودهاند نميتوانم به دامان تخيل پناه برده و ادعا كنم كه در روابط مبتني بر سلطه مرد و زن به يكسان و به يك شيوه اعمال قدرت ميكنند.اين نگاه به نظر من در ذات خود به جاي نقد سلطه، به توجيه سلطه ميپردازد.در ضمن در هيچ جاي نمايشنامه نقش دستگاه اعمال اين قدرت مشخص و برجسته نيست. قدرت در موضعي فردي فارغ از منطق دستگاهي آن مورد نقد قرار گرفته است.با اينحال من هم موافقم كه تمام اين گفتهها را بايستي با خواندن دقيق متن \"ممت\" جديتر دنبال كرد. در هر صورت ممنونم.البته اين گفتهها به معناي زير سوال بردن اجراي موفق اين نمايش نيست.
Posted by: داوود پنهاني at August 2, 2006 02:39 AM
خب، من كه نپسنديدم.البته بازيها روان بود. اما در كل با متن مشكل داشتم. يه چيزي هم تو وبلاگم گذاشتم . اگه دوست داشتي بخون. خوشحال ميشم
Posted by: داوود پنهاني at August 2, 2006 12:17 AM