در نبودِ حق مؤلف – يک اعتراض مدنی
دوستانِ حرفهای در روزنامهی حرفهای شرق، خاصه مسئول محترم صفحهی آخر،
سلام.
اگر معنای دزدی را بدانيد، بايد به عرضتان برسانم کاری که شما با عکس خوب منصور نصيری کردهايد، دزدی به حساب میآيد. نمیدانم در دايرهی اخلاق حرفهایِ شما، دزدی کار بدی شناخته میشود، يا کارِ خوب. آنقدر که از اين طرفِ ماجرا خبر دارم (عکاس در ایميلی خواسته که اين را ذکر کنم) چاپ کردنِ عکس بدونِ اجازهی عکاس، بهخصوص بدون ذکرِ نامِ او در کنار اثرش، خلافِ اخلاق است و او علاوه بر اينکه آزرده شده، حق پیگيری را برای خود محفوظ میداند. هرچند که حق مؤلف در کشورمان ناديده گرفته شده، اما عکاس مورد بحث، منصور نصيری، میگويد که انتظار از همکاران بيش از اين است که بخواهند به قانون نداشته حوالهمان دهند. و من، وکالتاً، اضافه میکنم: اين بیاخلاقیِ حرفهای دامنِ خودتان را هم خواهد گرفت، اگر بیتوجه باشيد و بیخيال. اميدوارم علاوه بر معذرتخواهی از عکاس، اين روال را ترک کنيد.
به اميد روزهای بهتر و پر از احترام به يکديگر،
پرستو دوکوهکی.
مرتبط:
اصلِ عکس در وبلاگ منصور
ادامه:
ديشب بعد از نمايش، عباس کوثری، دبير سرويس عکس روزنامهی شرق را ديدم. دربارهی اين موضوع گپ زديم. گفت که در جريان نبوده و به هر حال در کار روزنامه پيش میآيد و حتماً عدرخواهی خواهند کرد و اينها. گفتم: شتابِ کار در روزنامه را میفهمم. با اين حال اين عکس آنقدر داغ بود و تازه، که آدم دلش خيلی میسوزد. گفت که روزنامهی شرق توی چشم است و مگر اين اتفاق بارها جای ديگر نيفتاده؟ و گفتم بايد ممنون باشيد که اين همه در چشم هستيد، به حرفهای ماندنتان کمک میکند. خلاصه که اينجوری.
اين هم نوشتهی عصبانی عليرضا نيکنژاد در همين زمينه و حتماً تا به حال نوشتهی آرش را هم خواندهايد. و نوشتهی آزاده را هم. توضيحِ احسان ابطحی، عضو گروه سياسی شرق، هم اينجاست. آرش چيزی در جواب توضيح احسان نوشته.
ادامه:
حسين ياغچی، در کامنتی که گذاشته، توضيح داده: «سهشنبه عصر كه عكس جوان لبنانی رابرای صفحه آخر شرق انتخاب كردم، گمانم اين بود كه عكس از سايتهای خارجی لينك داده شده است. دو روز پيش كه فهميدم اينطور نبوده، شرمنده شدم والبته حدس زدم كه احتمالاً سوءتفاهم به وجود ميآيد. اميدوارم روز شنبه كه تصحيح و پوزش اين قضيه در صفحه آخر چاپ میشود بخشي از اين سوءتفاهم رفع شود.»
در همين زمينه:
برای کپی رایت هزینه بدهیم
عکس ديگری که بدون ذکر منبع در شرق چاپ شده
توضیح یک ماجرای کهنه...
Comments
سلام .خانم دوكوهكي عزيز.فكر مي كنم كل اين ماجرا آنقدر مهم نبود كه دوستان را اينقدر ناراحت كند.در عين حال به نظر مي رسد نسبت به روزنامه شرق كينه اي وجود دارد...من دليلش را نميدانم اما وجودش را خوب احساس مي كنم.اگر عباس كوثري و حسين ياغچي كه از بچه هاي گل مطبوعات هستند اشتباهي كرده اند بر انها ببخشاييد.اين كلمه مافيا و اين چيزها از كجا آمده؟
پرستو:
سلام پژمان (اگر اشتباه نکنم راهبر) عزيز. کينه ای از هیچ روزنامه ای به دل ندارم. مافيا هم به کسی نگفته ام. حتی دزد هم به کسی نگفته ام هرچند اعتقاد دارم آن کار، دزدی است. ناراحت شدن دوستان هم نمی دانم دقیقا از چیست. باز گلی به جمال شما که می آيی و نظرت را می گويی (می نويسی) بقيه که پشت سرم را آباد کرده اند. راستی، ماجرا هم شاید برای شما مهم نباشد اما برای من مهم است.
Posted by: پژمان at August 22, 2006 04:15 PM
شنبه گذشته هم روزنامه همشهری تو صفحه 9 (همونجا که یک عکس گنده می زنن) یک عکس گذاشت که کار من بود.البته عکس من وجه خبری نداشت ولی به این فکر می کنم که وقتی با یه نفر مثل منصور نصیری اینکار رو می کنن من که عکاس نیستم و از سر تفنن عکس می اندازم که دیگه ول معطلم!
لینکش هم اینجاست: http://www.hamshahri.org/hamnews/1385/850514/world/mycity.htm#s2556
اون عکس میز نهار خوری مال منه.
Posted by: ardeshir at August 13, 2006 11:37 AM
بابا اینا دیگه کین! جواب داده فکر کردم منبع خارجی بوده، یعنی عیبی نداره از اونا بلند کنیم! حالا حق مادی به درک، حق معنوی عکاس که یک ذکر نام بیشتر لازم نداره. اون وقت اون لینک نصیری که زیر عکس اصلی هست رو کی فوتوشاپ کردن که خودشون هم متوجه نشدن؟
Posted by: آ at August 11, 2006 07:04 PM
سلام و خسته نباشید
پرستو خانم فکر کنم توجه به همین مسئله ، یعنی اهمیت کپی رایت از دیگر مسائل کمتر نباشد ، حتی اگر کار به درست کردن اعتراضیه ها و پتیشن هم بکشد ، بد نیست ، هر چند در وهله اول کمی برای ما که به مفت خوری عادت کرده ایم سخت به نظر برسد ، اما باید روزی این امر برای همه جا بیفتد ، تا امروز من به راحتی نتوانم فیلم آتش بس را به صورت غیر قانونی در خانه تماشا کنم .
لطفا این لینک را در همین رابطه ببینید
ممنون
رضا سیدی
http://reza67.blogfa.com/post-111.aspx
Posted by: رضا سیدی at August 11, 2006 05:11 PM
پرستو واقعا از ادبياتي كه به كار گرفتي تعجب كردم. خودت ميدوني كه بدترين چيز قضاوت نسنجيده است كه آدم رو خيلي وقتها به دام ميندازه. مي تونستي اول درباره علت كار سوال كني. خوبه خودت هم روزنامهنگاري و ميدوني كه گاهي تو روزنامه ناخواسته چه بلايي سر مطالب و عكسها ميياد. معني اين طرز برخورد رو اصلا نميفهمم. ببخشيد.
پرستو:
راستش من درباره علت کار قضاوتی نکردم. درباره نتیجه کار که بی دقتی محض بوده حرف زدم. خواهش هم کردم که دیگه تکرار نشه. ادبیات رو ممکنه دوست نداشته باشی اما فکر نکنم موافق رعایت نکردن کپی رایت باشی.
وقتی اسم با فوتوشاپ از روی عکس پاک شده، یعنی فرصت بوده که اسم عکاس هم کنار عکس چاپ بشه. من هم دفاعت رو از این اشتباه نمی فهمم.
Posted by: مرضيه رسولي at August 11, 2006 04:10 PM
واقعا جالبه يعني اين مساله اينقدر مهم بوده؟ نميشد ابتدا يك تذكر داد و يادلآوري كرد بعد در صورت عدم پاسخگويي اينقدر تند رفتار كرد؟ متاسفانه مردم ايران همه اينگونه هستند ابتدا تند روي سپس ...
واقعا متاسفم براي كساني كه دم از مدارا ميزنند
Posted by: nima at August 11, 2006 03:59 PM
يكي نيست بگه به تو چه ربطي داره
Posted by: آشنا at August 11, 2006 03:21 PM
سركار خانم پرستو دوكوهكي
سلام. سه شنبه عصر كه عكس جوان لبناني رابراي صفحه آخر شرق انتخاب كردم، گمانم اين بود كه عكس از سايت هاي خارجي لينك داده شده است. دو روز پيش كه فهميدم اينطور نبوده،شرمنده شدم والبته حدس زدم كه احتمالا سوءتفاهم به وجود ميآيد. اميدوارم روز شنبه كه تصحيح و پوزش اين قضيه در صفحه آخر چاپ ميشود بخشي از اين سوءتفاهم رفع شود. از اينكه همچنان در رسانهاي كه در اختيار داريد پيگير حقوق تضييع شده آدمهاي مختلف هستيد متشكرم. اميدوارم ما را هم در جبهه خودتان بدانيد.
حسين ياغچي
Posted by: hossein yaghchi at August 11, 2006 02:28 PM
بعد من شاکی بودم که یه نفر اینجا عکسی را که من گرفته بودم به اسم سایت خودشان چاپ زده بود. تازه من که نه عکاسم و نه اسمی در این زمینه دارم کلی شاکی بودم ، آقای منصور و خانم نوشین را هم که در کامنت ها نوشتند خیلی درک میکنم.
Posted by: Mahshid at August 11, 2006 12:18 AM
و روزنامه اعتماد ملی هم یکی از عکسهای من را در صفحه جامعه، بدون اجازه و بدون درج نام استفاده کرده. فکر میکنم عکس را از سایت مجله زنان برداشته اند. پس اعتماد ملی را هم به دزدان عکس ها اضافه کنید. جدا اوضاع بدیست...
Posted by: noushin at August 10, 2006 01:23 PM
تصوير اجازه نامه مسجدالنبی برای مراسم یادبود اکبر محمدی
http://pooyanews.blogfa.com/post-1192.aspx
Posted by: کاوه at August 10, 2006 12:40 PM
اتفاقن ديشب كه عكس رو ديدم،داشتم عكاس رو پيش خودم تحسين مي كردم و گفتم معلوم نيس عكس به اين باحالي رو كي گرفته!!//عجب!شرق هم اين كاره بود و ما بي خبر!(البته مطمئنن يه اشتباه كو چك بوده!و با يه معذرت خواهي و عدم تكرار حل ميشه)
Posted by: saba at August 10, 2006 10:28 AM
چی می شه گفت .. از این دزدی ها زیاده !
Posted by: sara at August 10, 2006 08:07 AM
Shargh bayad rasman mazerat khahi konad.
Posted by: saeed at August 10, 2006 06:49 AM
مطمین هستید که عمدا شده و اشتباه نشده؟
Posted by: Anonymous at August 10, 2006 03:33 AM
در بلاگنیوز لینک داده شد
Posted by: بلاگنيوز at August 10, 2006 01:17 AM