تولد ميدان

اين هم وب‌سايت جديدی درباره‌ی مسائل زنان و برای زنان: ميدان زنان. تولدش مبارک! دارم چرخ می‌زنم داخل وب‌سايت ببينم چی به چی است. کار جالب و مفيد و البته پُردردسری است: جمع کردنِ اطلاعات مربوط به کمپين‌های مختلف. بخشی هم که کارهای صوتی و تصويری فمينيست‌ها را معرفی می‌کند، هيجان‌انگيز است. از جمله اين مستند کوتاه از تجمع بزرگ خرداد سال گذشته، جلوی در اصلی دانشگاه تهران –که گويا تنها فيلم موجود از آن تجمع هم هست.
چيزی که در حال حاضر در ظاهر وب‌سايت اذيت می‌کند، کمی نامرتب ديده شدن صفحات داخلی با مرورگر فايرفاکس است (خط‌های حاشيه، متن را قطع کرده‌اند).
کلی آرزوهای خوب دارم برای ميدان زنان.

بی‌ربط:
از امروز تا 12 روز، در کارگاه «روزنامه‌نگاری مدنی» هستم و احتمالاً کم‌تر آن‌لاين خواهم شد.



August 21, 2006 08:30 PM


Comments


سلام بعد مدتها تونستم وبلاگتو ببينم از دانشگاه فيلتر نيست
اگر چه ديره ولي تولدت مبارك

پرستو:
مرسی الهام جان. هنوز 10 روزی مانده تا تولدم...

Posted by: elham at August 27, 2006 03:50 PM

بگذار يك چيزي را (به يادگار) برات بنويسم!
...
وجود كلاس‌هاي علمي - آموزشي لازمه؛ اما(درعرصه روزنامه نگاري) اون هم شركت دراين كارگاه‌ها(به خصوص براي كساني كه قلم‌اشان امتحان‌ خود را پس داده و آماتور هم نيستند) فايده‌اي كه ندارد هيچ، بلكه وقت تلف كردنه و بس...
من خودم بارها به چشم خودم ديدم: كساني كه از ذهن سيالي بهره نمي‌برند(و براي پويا بودن و به روز نوشتن «زور» مي‌زنند)،دنبال فرمولي مي‌گردند تا «قلم»شون روان‌تر بنويسه!
يادم مي‌آيد مرحوم «بهنام جعفري» فيلم كوتاهي ساخته بود به نام «فرياد2».
در اين فيلم، چالش 2 نوع سينماي آوانگارد و فيلمفارسي(با تمي طنزگونه)، به تصوير در آمده بود.
در يكي از صحنه‌هاي فيلم، مرحوم «خسرو هريتاش» (نويسنده وكارگردان)از پلكان هواپيما پايين مي‌آيد. گزارشگر فيلم به سوي اين كارگردان سينماي روشنفكري آن‌زمان مي‌رود و به ظنز از او مي‌پرسد: آقاي هريتاش!شما از چه فرمولي استفاده مي‌كنيد كه فيلم‌هاي‌اتان اين‌قدر «هنري» مي‌شوند؟ هريتاش هم فورن مي‌ره پاي تخته سياه و يك فرمول پيچيده رياضي مانندي را ترسيم كرده و...
ياد «عباس كيارستمي» افتادم! او پس از نمايش اولين فيلم كوتاه خود به نام «نان و كوچه» (سال 1347)، شديدن مورد استقبال منتقدان داخل و خارج قرار گرفت.
وقتي در مصاحبه‌اي از كيارستمي پرسيدند: ريتم يك‌دست فيلم شما(نان و كوچه)شاهكار بود و چگونه توانستيد به اين عنصر مهم دست بيابيد؟ گفت : حقيقت‌اش اينه كه من نمي‌دونم شما از چي حرف مي‌زنيد! من فقط مي‌دونم فيلم ساختم و اصلن از اين «ريتم»ي كه شما گفتيد سر در نمي‌آورم!
...
اميدوارم با اين 2 مثال ملموس ، گرفته باشي منظورم چي بود! درسته عباس كيارستمي فارغ التحصيل رشته نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است، اما يادمان باشد كه كيارستمي‌هاي عرصه فرهنگ و ادب، «ريتم» را در سر كلاس‌هاي درس (يا همان كارگاه‌هاي آموزشي) نياموختند. چون استعداد تزريق كردني نيست كه نيست!

Posted by: هلو at August 27, 2006 02:20 AM

سلام
من وبلاگم را آپ کردم منتظرتون هستم
اگر برام نظر هم بذارید که عالی می شه

Posted by: ستاره at August 25, 2006 01:10 PM

سلام
ما به زخم وستاره دل بستیم
به قیامی دوباره دل بستیم
یک راه نو دیگر (به روز)
آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند
باشدکه گوشه چشمی به ماکنند
سر بزنید خوشحال می شم
در پناه حق

Posted by: ابوذر at August 24, 2006 06:47 AM

سلام دوست من...
خوبی؟
یک کاری داشتم باهات اما آیدیت رو پیدا نکردم. اگر زحمتی نیست به من یک ایمیل بزن
شاد باشی

Posted by: مجتبی سمیع نژاد at August 23, 2006 09:50 PM

يكي جواب بده داشتن اين همه سايت و وبلاگ و حرف و حديث براي چيه؟ زنهاي ايران كه كلا بي خيال اين حرفهان.

Posted by: mardnevesht at August 23, 2006 12:57 PM

اما گريه!
آخ! اگه بارون بزنه...

Posted by: هلو at August 23, 2006 02:21 AM

بااين‌كه از اين نوع روان‌شناسي خرافي بيزارم، اما اين‌بار قضيه فرق داره!
دوست داشتم ماه تولد شما را مي‌دونستم. حتمن مي‌گي چه ربطي داره؟ راست‌اش خودم هم ربط‌اش را نمي‌دونم! هرچي هست، متولد ارديبهشت ماه نيستي...
...
هم‌ زِسَر از روی اسب افتاده‌ام
هم کمی از اشتـها افتاده‌ام
...
احساس كرختي دارم ...پيش‌تر فكر مي‌كردم از «اسب» افتادم؛ اما حالا كه حدود 3 سال ازاون سرنگوني گذشته،به خودم مي‌گم:«...»! نكنه از «اصل» افتادي و خودت خبر نداري؟
...
تفصير خودته كه بحث «بي‌ربط» را پيش كشيدي؛ چون اندر باب «بي‌ربط» نويسي يَدِ طولاني دارم!
...
بعضي وقتا نمي‌شه از «عربي نويسي» فرار كرد!
واي ! خداي من... چه‌قدر علامت تعجب؟
باور مي‌كني؟

Posted by: هلو at August 23, 2006 02:20 AM

سلام پرستوي عزيز در آن يكي مبارك هست ودراين يكي هم موفق باشي كارگاه ...

Posted by: خرس مهربان at August 23, 2006 02:11 AM

ببينم!
نكنه اين کارگاه «روزنامه‌نگاری مدنی»، شبانه روزي باشه؟
(چشمك)

Posted by: هلو at August 22, 2006 10:20 PM

rozname negarie madani dige che sighe eeyen?

پرستو:
کمی در سایتشون توضيح دادن. حرفشون اینه که موقع نوشتن خبر باید فارغ از دیدگاه ها و نظرهات، فقط رويدادها و وقايع رو پشت سر هم بياری و به این فکر کنی که با هر عقيده سیاسی ای که داری باید طرف مردم باشی. فعلا این قدر فهمیدم از ماجرا.

Posted by: امید at August 22, 2006 09:53 PM

تبريك ميگم و آرزو دارم فيلتر نشه!

Posted by: اميد at August 22, 2006 02:31 PM

بي‌ربطِ بي‌ربط!
...
هروقت جاهاي «مهم مهم» مي‌بينم«فن‌آوري» را«فناوري» (سرهم و غلط مي‌نويسند)،آي كُفرم درمي‌آد!
آهاي!روزنامه‌نگاران؛ «فنا» به تنهايي معناي نابودي مي‌دهد!
جونِ مادرتون درست بنويسيد : فن‌آوري
...
گفتم كه بي‌ربطِ بي‌ربط بود!
اگر امكان داره، اين «كوچولو»رامطرح كن در کارگاه«روزنامه‌نگاری مدنی» .
عجب جمله‌اي!

Posted by: هلو at August 22, 2006 01:03 PM

آره راس میگی کادره شده ولی مطمئن نیستم مال خود طراحی سایت نباشه...سایت جالبیه خدارو شکر که بالاخره این بچه هام دوباره تو نت شروع کردن.

Posted by: rooz... at August 22, 2006 08:25 AM

congratulations on the new site. i use firefox and everything looked fine.

پرستو:
ممنون بابت تبریک و تعجب که چرا من مشکل دارم با خط های قرمز که متن رو کادره می کنن...

Posted by: niki at August 22, 2006 01:35 AM

Post a comment





Remember Me?