<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>زن‌نوشت</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.ir/atom.xml" />
   <id>tag:www.parastood.ir,2006://1</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1" title="زن‌نوشت" />
    <updated>2006-09-18T07:08:13Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/004019.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=4019" title="..." />
    <id>tag:www.parastood.ir,2006://1.4019</id>
    
    <published>2006-09-18T07:02:32Z</published>
    <updated>2006-09-18T07:08:13Z</updated>
    
    <summary>خيلی صبح خوشگلی است. پاييزیِ پاييزی. زمينِ باران‌خورده و هوای لطيف. غفلت کردم و دربند نرفتم امروز. نشسته‌ام و نوشته‌های صنم را با ولع می‌خوانم. چقدر درست می‌گويد درباره‌ی نسل‌کشی در دارفور و چقدر حس‌اش درباره‌ی فالاچی جالب است. و...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="daily life" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>خيلی صبح خوشگلی است. پاييزیِ پاييزی. زمينِ باران‌خورده و هوای لطيف. غفلت کردم و دربند نرفتم امروز. </p>

<p>نشسته‌ام و نوشته‌های صنم را با ولع می‌خوانم. چقدر درست می‌گويد درباره‌ی <a href="http://www.khorshidkhanoom.com/archives/001907.php">نسل‌کشی در دارفور</a> و چقدر حس‌اش <a href="http://www.khorshidkhanoom.com/archives/001905.php">درباره‌ی فالاچی</a> جالب است. و چقدر شهرزاد انتخاب خوبی کرده است از <a href="http://shahrzad.blogspot.com/2006/09/you-are-un.html">حرف‌های جرج کلونی</a>. و اين‌جا، سلمان، چه خوب نوشته درباره‌ی <a href="http://www.globalpersian.com/archive/dynamic/043571.html">بی‌ارزش بودنِ سرمايه</a> در ايران. </p>

<p>ومن حالم چه خوب است امروز و چقدر گوشواری را که ديروز از دوست و معلم زبان مهربانم هديه گرفتم، دوست دارم...<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>درازگويیِ بی‌خود</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/004018.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=4018" title="درازگويیِ بی‌خود" />
    <id>tag:www.parastood.ir,2006://1.4018</id>
    
    <published>2006-09-17T22:33:03Z</published>
    <updated>2006-09-17T23:02:53Z</updated>
    
    <summary>1. امشب دوستی پرسيد: می‌خواهی زن‌نوشت را چه کنی؟ و من از دوست ديگری که بحث را عوض کرد تشکر کردم. سؤال وحشتناکی بود. دل‌زدگی‌ام از نوشتن و فضای وب و بعضی از آدم‌ها ربطی به شرايط روحیِ خودم ندارد....</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="daily life" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>1.<br />
امشب دوستی پرسيد: می‌خواهی <em>زن‌نوشت</em> را چه کنی؟ و من از دوست ديگری که بحث را عوض کرد تشکر کردم. سؤال وحشتناکی بود. دل‌زدگی‌ام از نوشتن و فضای وب و بعضی از آدم‌ها ربطی به شرايط روحیِ خودم ندارد. افسرده نيستم. زنده و خوشحالم و فقط می‌دانم که بخشی از انرژی‌ام دارد هدر می‌رود. آن را هم به‌زودی درست می‌کنم. و اين‌که می‌دانم هيچ مفيد نيستم اين روزها. آدم می‌شوم. قول. و مگر وبلاگ (منظورم روزنگاری‌هاست) تا حدودی بازتاب وضعيت آدم نيست؟</p>

<p>2.<br />
فيلمی که مؤسسه (بنياد؟ مجموعه؟) <a href="http://www.nationalgeographic.com">نشنال جئوگرافيک</a> درباره‌ی <a href="http://www.nationalgeographic.com/photography/biographies/reza.html">رضا دقتی</a>، عکاس-روزنامه‌نگار مشهور ساخته، ديده‌ايد؟ او با عکس‌هايش از گروگان‌گيری آمريکايی‌ها در ايران معروف شد و بعد عکس‌هايش از زندگی کردهای ايرانی و درگيری‌های آنان با دولت وقت باعث شد به فرانسه برود و ديگر برنگردد. او به افغانستان رفت و در بيش از دو دهه کار در اين کشور مجموعه‌ی فوق‌العاده‌ای از زندگی و جنگ‌های بی‌شمار در اين کشور دارد. رابطه‌اش با احمد شاه مسعود خاص و نزديک بود و... او به نوعی فعال اجتماعی هم هست و در کل آدم جالبی است.<a href="http://www.akkasee.com/news/archives/009076.php"> اين‌جا</a> اطلاعات بيشتر و دقيق‌تری هست. فيلم به نوعی پشت صحنه‌ی کارهای رضا را نشان می‌دهد و به نظرم خوب ساخته شده. <br />
اين همه را گفتم که دعوت‌تان کنم به نمايش Reza: Shooting Back در موزه‌ی هنرهای معاصر: روز سه‌شنبه، 28 شهريور، ساعت 4:30 بعدازظهر.</p>

<p>3.<br />
فيلم <em><a href="http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138305272003">باغ فردوس، پنج بعدازظهر ر</a></em> به نظرم يک افتضاح بزرگ با مقادير زيادی خامه و توت‌فرنگی بود. رضا کيانيان قبلاً بهتر بود! وای که چقدر حرص خوردم سرِ اين فيلم. تقريباً از همان 10 دقيقه‌ی اول.</p>

<p>4.<br />
شهرام ناظریِ کنسرت 85 هيچ بويی از شهرام ناظریِ کنسرت 80 نداشت. من اين‌همه سطح سليقه‌ام بالا رفته يا او اين‌همه اُفت کرده؟ گروهش که خيلی ضعيف بود. اين را منِ بی‌سوادِ موسيقی‌سنتی‌نفهم هم فهميدم حتی! خودش هم خوب آواز نمی‌خواند. شهرام ناظری سی‌دی‌شده را بيشتر دوست دارم. آدم می‌رود کنسرت که اجرای خوب ببيند نه اين‌که... <br />
فکر کن، وسطش به کنسرت‌های غير سنتی و غير کلاسيک (پاپ و راک) هم گوشه کنايه‌ی بدی زد که از چشمم افتاد حسابی. نمی‌دانم يکی آن جلو (جلوی چشمش) داشت ساندويچ می‌خورد يا کار ديگری می‌کرد که يک‌هو ناظری گفت: «مرسوم نيست ميان اجراهای سنتی یا کلاسيک چيزی بخورند.» وقتی يک ساعت برنامه را دير اجرا می‌کنيد و وقفه‌ی ميان دو قسمت را هم حذف می‌کنيد که پايان برنامه سرِ ساعت باشد، چه انتظاری از آدم‌های گرسنه داريد؟ و اتفاقاً کنسرت‌های پاپ و راک منظم‌تر برگزار می‌شوند و کسی هم آن وسط ساندويچ گاز نمی‌زند، چون وقت کافی می‌دهند برای غذا خوردن. مردم می‌آيند از موسيقی لذت ببرند، رنج که نبايد بکشند.<br />
مشخص هست که چقدر عصبانی‌ شده بودم؟</p>

<p>5.<br />
جواب به دوستم: ببين، اگر بخواهم <em>زن‌نوشت</em> را بنويسم ميان اين گه‌گيجه‌گرفتن‌هايم، همين می‌شود. پر از نک و ناله و غُر به جان اين و آن، خالی از اخبار و وقايع مهم و انسانی و بی هيچ نوشته‌ای که چيزی، محتوای درست و حسابی‌ای، داشته باشد. خودت خوب گفتی: درازگويیِ بی‌خود.<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/004017.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=4017" title="..." />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.4017</id>
    
    <published>2006-09-11T12:30:12Z</published>
    <updated>2006-09-11T12:45:57Z</updated>
    
    <summary>انگار که زمين برای خيلی‌ها دارد می‌لرزد: شرق توقيف شد؛ ماهنامه‌ی نامه توقيف شد و احضارهايی در راه است. بيکارشدن‌های مکرر و اين بار نااميدی از آينده. اين را از چهره‌های دوستان و همکارانم در شرق تعطيل‌شده فهميدم. و زمين...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>انگار که زمين برای خيلی‌ها دارد می‌لرزد: <em>شرق</em> <a href="http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-786770&Lang=P">توقيف شد</a>؛ ماهنامه‌ی <em>نامه</em> <a href="http://ilna.ir/shownews.asp?code=345382&code1=1">توقيف شد</a> و احضارهايی در راه است. بيکارشدن‌های مکرر و اين بار نااميدی از آينده. اين را از چهره‌های دوستان و همکارانم در شرق تعطيل‌شده فهميدم. و زمين که همين‌طور يک‌ريز می‌لرزد...<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/004016.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=4016" title="..." />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.4016</id>
    
    <published>2006-09-09T17:38:22Z</published>
    <updated>2006-09-09T17:39:17Z</updated>
    
    <summary>تجربه‌ی هرروزه‌ام شده حس لرزش زمين زيرِ پايم: تمام آن 12 روزی که سرِ کلاس‌های «روزنامه‌نگاری مدنی» نشسته بودم، بعدترش وقتی که دنبالِ کارهای تسويه‌حساب دانشگاه بودم، هنگامِ انتظار در بانک، حتی در خانه. بی‌حوصله‌ام. هيچ حالم جا نمی‌آيد. وقتی...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="daily life" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>تجربه‌ی هرروزه‌ام شده حس لرزش زمين زيرِ پايم: تمام آن 12 روزی که سرِ کلاس‌های «روزنامه‌نگاری مدنی» نشسته بودم، بعدترش وقتی که دنبالِ کارهای تسويه‌حساب دانشگاه بودم، هنگامِ انتظار در بانک، حتی در خانه. <br />
بی‌حوصله‌ام. هيچ حالم جا نمی‌آيد. وقتی ندانم هر قدمی که برمی‌دارم، کجا به زمين می‌گذارم و آن هم چه زمينی؟ که استوار نيست، که پيوسته می‌لرزد، که لرزشش نگرانم می‌کند... <br />
به نظرم به یک شُکِ اساسی نياز دارم.<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/004015.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=4015" title="..." />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.4015</id>
    
    <published>2006-09-05T10:00:05Z</published>
    <updated>2006-09-05T10:03:02Z</updated>
    
    <summary>عشق زن است. عريانیِ زيبای باشکوه‌اش را هيچ ديده‌ای؟...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="daily life" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>عشق زن است.<br />
 عريانیِ زيبای باشکوه‌اش را هيچ ديده‌ای؟<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/004012.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=4012" title="..." />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.4012</id>
    
    <published>2006-08-31T19:22:47Z</published>
    <updated>2006-08-31T19:28:23Z</updated>
    
    <summary>امروز داشتم به دوستم می‌گفتم: وجودم خالیِ خالی است و هيچ برون‌دادی ندارم. اين را گذاشتم پهلوی کنار کشيدن‌ام از همه‌چيز و همه‌کس و ميلِ شديدم به تغيير. نياز دارم مدتی فقط بياموزم و تجربه کنم و خودم و دنيای...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="daily life" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>امروز داشتم به دوستم می‌گفتم: وجودم خالیِ خالی است و هيچ برون‌دادی ندارم. اين را گذاشتم پهلوی کنار کشيدن‌ام از همه‌چيز و همه‌کس و ميلِ شديدم به تغيير. نياز دارم مدتی فقط بياموزم و تجربه کنم و خودم و دنيای جديدم را بفهمم. همين. و احتمالاً اين‌جا مدتی پيدايم نمی‌شود.</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>تعامل فمينيسم و اقتصاد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/004008.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=4008" title="تعامل فمينيسم و اقتصاد" />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.4008</id>
    
    <published>2006-08-27T20:28:24Z</published>
    <updated>2006-08-27T20:29:41Z</updated>
    
    <summary>فردا، دوشنبه، عصر، ساعت 5، قرار است در ماهنامه‌ی زنان بحث تعامل فمينيسم و اقتصاد باز شود. حامد قدوسی می‌خواهد کمی در اين باره حرف بزند و بعد گفت‌وگو و بحث احتمالی. اگر به موضوع علاقه‌منديد اين‌جا را بخوانيد. نسرين...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="women&apos;s issues" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>فردا، دوشنبه، عصر، ساعت 5، قرار است در ماهنامه‌ی زنان بحث <a href="http://chaay.ghoddusi.com/2006/08/post_410.html">تعامل فمينيسم و اقتصاد</a> باز شود. حامد قدوسی می‌خواهد کمی در اين باره حرف بزند و بعد گفت‌وگو و بحث احتمالی. اگر به موضوع علاقه‌منديد <a href="http://nimanasrin.blogfa.com/post-106.aspx">اين‌جا</a> را بخوانيد. نسرين هم بيشتر توضيح داده و هم آدرس دفتر مجله را گذاشته است.</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>جمع‌شدن را هم تاب نمی‌آورند</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/004006.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=4006" title="جمع‌شدن را هم تاب نمی‌آورند" />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.4006</id>
    
    <published>2006-08-27T16:19:05Z</published>
    <updated>2006-08-27T16:33:36Z</updated>
    
    <summary> کاری پيش آمد و کلی افسوس خوردم که نمی‌توانم بروم به اولين برنامه‌ی کمپين «يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض‌آميز». الان ديدم بهمن نوشته اداره‌ی اماکن نگذاشته برنامه برگزار شود. چه حيف! حتماً برگزارکنندگان حرف‌های بيشتری خواهند داشت....</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="women&apos;s issues" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p><a href="http://we-change.org" target="_blank"><img src= "http://we-change.org/IMG/siteon0.jpg" align= "left"><br />
</a><br />
کاری پيش آمد و کلی افسوس خوردم که نمی‌توانم بروم به<a href="http://herlandmag.org/news/06,08,23,02,20,31/"> اولين برنامه‌ی کمپين</a> «يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض‌آميز». الان ديدم بهمن <a href="http://bahmanagha.blogspot.com/2006/08/blog-post_27.html">نوشته</a> اداره‌ی اماکن نگذاشته برنامه برگزار شود. چه حيف! حتماً <a href="http://we-change.org">برگزارکنندگان</a> حرف‌های بيشتری خواهند داشت. مقاومت شديد حکومت در برابر تغيير قوانين ضد زن را می‌بينيد؟<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>حرکت ملی کنترل ديابت</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/004005.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=4005" title="حرکت ملی کنترل ديابت" />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.4005</id>
    
    <published>2006-08-27T15:53:23Z</published>
    <updated>2006-08-27T20:32:35Z</updated>
    
    <summary> اول اهميت‌اش برای منی که نه خودم ديابت دارم و نه اطرافيانم، جا نمی‌افتاد اما وقتی فهميدم از هر 20 ايرانی، يک نفر به ديابت مبتلاست، شکل موضوع برايم عوض شد. آمار هم‌چنين می‌گويد که هر 10 ثانيه، يک...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="social" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p><a href="http://www.gabricasa.com/unitefordiabetes" target="_blank"><img border="0" src="http://www.gabricasa.com/unitefordiabetes/logo.gif" width="162" height="93" style="border: 0px" align="left"></a></p>

<p>اول اهميت‌اش برای منی که نه خودم ديابت دارم و نه  اطرافيانم، جا نمی‌افتاد اما وقتی فهميدم از هر 20 ايرانی، يک نفر به ديابت مبتلاست، شکل موضوع برايم عوض شد. آمار هم‌چنين می‌گويد که <a href="http://www.unitefordiabetes.org">هر 10 ثانيه، يک نفر</a> در دنيا از اين بيماری می‌ميرد. و حالا کمپينی جهانی راه افتاده برای آگاهی‌رسانی به بيماران ديابتی. در ايران هم –آن‌قدر که خبر دارم- گروهی جوانِ مبتلا، که فقط با آگاهی نسبت به ديابت و روش‌های کنترل‌اش، توانسته‌اند سالم زندگی کنند و اغلب آدم‌های موفقی هم هستند، هم‌گام با اين کمپين، بسته‌های آموزشی رايگانی تهيه کرده‌اند. اگر با آن‌ها تماس بگيريد، برايتان می‌فرستند.<a href="http://www.gabricasa.com/unitefordiabetes"> اين‌جا</a> را ببينيد.</p>

<p>بی‌ربط:<br />
چطور می‌توانم کادر دور عکس را بردارم؟ جز اين که اين کُد را اضافه کرده‌ام و اثری نکرده؟ border= “0”<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/003996.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3996" title="..." />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.3996</id>
    
    <published>2006-08-22T20:43:55Z</published>
    <updated>2006-08-22T20:55:54Z</updated>
    
    <summary>خسته آمده‌ام خانه. کمی آشفته‌ام و ميلِ گريه دارم. دلم عجيب گرفته و عجيب‌تر اين‌که بعد از مدت‌ها دلم می‌خواهد همين‌جا بنويسم. از نيازم به آرامش، به تنهايی، به استقلال. از نيازم به خالی شدنِ ذهن: سبک شدنش. و ميلِ...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="daily life" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>خسته آمده‌ام خانه. کمی آشفته‌ام و ميلِ گريه دارم. دلم عجيب گرفته و عجيب‌تر اين‌که بعد از مدت‌ها دلم می‌خواهد همين‌جا بنويسم. از نيازم به آرامش، به تنهايی، به استقلال. از نيازم به خالی شدنِ ذهن: سبک شدنش. و ميلِ شديدم به گريه. <br />
چه خوب که <a href="http://weblog.hamidreza.com/archives/daily/4445.php">مانا و مهرداد آمده‌اند مرخصی</a>. چه خوب که امروز و امشب پيش دو گروه از دوستانِ خوبم بودم. چه خوب که اين وبلاگ هست، هرچند فيلترشده. چه خوب که امشب هر کاری دوست دارم انجام می‌دهم...<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>تولد ميدان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/003994.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3994" title="تولد ميدان" />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.3994</id>
    
    <published>2006-08-21T17:00:30Z</published>
    <updated>2006-08-21T17:06:14Z</updated>
    
    <summary>اين هم وب‌سايت جديدی درباره‌ی مسائل زنان و برای زنان: ميدان زنان. تولدش مبارک! دارم چرخ می‌زنم داخل وب‌سايت ببينم چی به چی است. کار جالب و مفيد و البته پُردردسری است: جمع کردنِ اطلاعات مربوط به کمپين‌های مختلف. بخشی...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="women&apos;s issues" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>اين هم وب‌سايت جديدی درباره‌ی مسائل زنان و برای زنان: <a href="http://meydaan.com">ميدان زنان</a>. تولدش مبارک! دارم چرخ می‌زنم داخل وب‌سايت ببينم چی به چی است. کار جالب و مفيد و البته پُردردسری است: جمع کردنِ اطلاعات مربوط به کمپين‌های مختلف. <a href="http://meydaan.com/avarchive.aspx">بخشی </a>هم که کارهای صوتی و تصويری فمينيست‌ها را معرفی می‌کند، هيجان‌انگيز است. از جمله <a href="http://www.meydaan.com/showav.aspx?avid=9">اين مستند کوتاه</a> از تجمع بزرگ خرداد سال گذشته، جلوی در اصلی دانشگاه تهران –که گويا تنها فيلم موجود از آن تجمع هم هست. <br />
چيزی که در حال حاضر در ظاهر وب‌سايت اذيت می‌کند، کمی نامرتب ديده شدن صفحات داخلی با مرورگر فايرفاکس است (خط‌های حاشيه، متن را قطع کرده‌اند).<br />
کلی آرزوهای خوب دارم برای ميدان زنان.</p>

<p>بی‌ربط:<br />
از امروز تا 12 روز، در <a href="http://www.pressnow.org/asp/countries_projects_details.asp?ProjectID=115&CountryID=56&offset=">کارگاه «روزنامه‌نگاری مدنی»</a> هستم و احتمالاً کم‌تر آن‌لاين خواهم شد.<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پيشنهادهايی درباره‌ی جنگ</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/003990.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3990" title="پيشنهادهايی درباره‌ی جنگ" />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.3990</id>
    
    <published>2006-08-19T16:52:10Z</published>
    <updated>2006-08-19T20:55:18Z</updated>
    
    <summary>نمی‌دانم طبل بزرگ زير پای چپ هنوز هم روی پرده هست يا نه. فيلم خيلی خيلی انسانی‌ای بود درباره‌ی جنگ از کارگردانی که نمی‌شناختم‌اش: کاظم معصومی. به نظرم ساخت چنين فيلمی با آن پايان تکان‌دهنده‌اش خيلی جسارت می‌خواسته: خودکشی يک...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="art" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>نمی‌دانم <em><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2006/08/060805_zon-la-warcinema.shtml">طبل بزرگ زير پای چپ</a></em> هنوز هم روی پرده هست يا نه. فيلم خيلی خيلی انسانی‌ای بود درباره‌ی جنگ از کارگردانی که نمی‌شناختم‌اش: کاظم معصومی. به نظرم ساخت چنين فيلمی با آن پايان تکان‌دهنده‌اش خيلی جسارت می‌خواسته: خودکشی يک فرمانده. بازی‌ها هم خوب بود هرچند روند داستان کش‌دار بود که باب ميل من نيست اما نگاه کارگردان را خيلی پسنديدم.</p>

<p>پيشنهاد بعدی <em><a href="http://www.benamepedar.com/">به نام پدر</a></em> نيست! به نظرم فيلمِ پُر از شعار ابراهيم حاتمی‌کيا با شخصيت‌های داستانی نصفه‌نيمه ديدن ندارد. ضمن اين‌که شخصيت زن داستان آن‌قدر حرصم داده بود که حتی با اين‌که از مهتاب نصيرپور خوشم می‌آيد، نمی‌توانستم تحمل‌اش کنم. <a href="http://weblog.hamidreza.com/archives/film/4439.php">ضدجنگ </a>حاتمی‌کيا خوب از آب درنيامده اصلاً.</p>

<p>اما داستان <em>عقرب روی پله‌های راه‌آهن انديمشک</em> نوشته‌ی حسين مرتضائيان‌آبکنار را خيلی دوست داشتم. يک نگاه متفاوت به جنگ با نثری قوی و پُر از تصوير. (نشر نی، 2000 تومان)</p>

<p>مرتبط:<br />
<a href="http://dakhmeha.blogspot.com/2006/08/blog-post_19.html">جامعه شناسی ادبیات جنگ</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>گل‌آقای فشرده!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/003987.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3987" title="گل‌آقای فشرده!" />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.3987</id>
    
    <published>2006-08-17T20:09:08Z</published>
    <updated>2006-09-13T08:50:28Z</updated>
    
    <summary> از وقتی روزنامه‌خوان شدم، هفته‌نامه‌ی گل‌آقا در سبدِ خريدِ نشرياتم بود. تا چهار سال پيش که رسماً انتشارش متوقف شد. خاطره‌های زيادی دارم از خنده‌هايمان –بيشتر در مدرسه، کم‌تر در دانشگاه- بعد از خواندنِ بعضی از نکته‌های طنز و...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="journalism" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p><img src="http://www.parastood.ir/archives/images/golaaghaa.jpg" align="left" width="132" height="160" /></p>

<p>از وقتی روزنامه‌خوان شدم، هفته‌نامه‌ی <em>گل‌آقا</em> در سبدِ خريدِ نشرياتم بود. تا چهار سال پيش که رسماً انتشارش متوقف شد. خاطره‌های زيادی دارم از خنده‌هايمان –بيشتر در مدرسه، کم‌تر در دانشگاه- بعد از خواندنِ بعضی از نکته‌های طنز و ديدنِ کاريکاتورهای <em>گل‌آقا</em>. حالا همه‌ی شماره‌های مجله‌ی <em>گل‌آقا</em>، فشرده شده و روی سی‌دی <a href="http://www.golagha.ir/news/2006/Aug/15/526.php">فروخته می‌شود</a>. دستشان درد نکند. کاش نشريات ديگر هم همين کار را بکنند. <br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>ناموس</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/003983.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3983" title="ناموس" />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.3983</id>
    
    <published>2006-08-17T09:24:59Z</published>
    <updated>2006-09-13T08:50:28Z</updated>
    
    <summary>به نازلی. هنوز فحش‌هايی که به مادر و خواهر همديگر می‌دهند، تحريک‌کننده‌ترين فحش‌هاست برای شروع دعوايی بزرگ. هنوز چيزی به اسم ناموس پرستيده می‌شود و به خاطرش کسانی آدم می‌کشند و کسانی کُشته می‌شوند. و هنوز تابلوهايی از اين دست...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="women&apos;s issues" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>به <a href="http://sibiltala.blogspot.com">نازلی</a>.</p>

<p>هنوز فحش‌هايی که به مادر و خواهر همديگر می‌دهند، تحريک‌کننده‌ترين فحش‌هاست برای شروع دعوايی بزرگ. هنوز چيزی به اسم ناموس پرستيده می‌شود و به خاطرش کسانی آدم می‌کشند و کسانی کُشته می‌شوند. و هنوز تابلوهايی از اين دست در شهری ظاهراً مدرن به نام تهران ديده می‌شود.</p>

<center>
<img src="http://www.parastood.ir/archives/images/nature.jpg" width="320" height="240" />
</center>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>درخواست از فيفا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.parastood.ir/archives/003977.php" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.parastood.net/cgi-bin/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=3977" title="درخواست از فيفا" />
    <id>tag:www.parastood.net,2006://1.3977</id>
    
    <published>2006-08-15T20:09:24Z</published>
    <updated>2006-08-16T12:17:41Z</updated>
    
    <summary>فردا، چهارشنبه، 25 مرداد، مسابقه‌ی فوتبال ايران و سوريه در ورزشگاه آزادی برگزار می‌شود. بازی‌های مقدماتی جام ملت‌های آسيا که دور نهايی‌اش، تيرماه، در چهار کشور آسيای جنوب شرقی، يعنی اندونزی، مالزی، ويتنام، تايلند برگزار می‌شود. و موضوع هميشگی: زنان...</summary>
    <author>
        <name>Parastoo</name>
        
    </author>
            <category term="women&apos;s issues" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.parastood.ir/">
        <![CDATA[<p>فردا، چهارشنبه، 25 مرداد، مسابقه‌ی فوتبال ايران و سوريه در ورزشگاه آزادی برگزار می‌شود. بازی‌های مقدماتی جام ملت‌های آسيا که دور نهايی‌اش، تيرماه، در چهار کشور آسيای جنوب شرقی، يعنی اندونزی، مالزی، ويتنام، تايلند برگزار می‌شود. و موضوع هميشگی: زنان حق ورود ندارند. كمپين دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاه‌ها، نامه‌ای نوشته به فيفا و ای‌اف‌سی و<a href="http://www.petitiononline.com/AZAD2006/petition.html"> نامه‌ی اعتراضی اينترنتی</a> با بيش از صد هزار امضا را پيوست کرده است. به هر حال...</p>

<blockquote>ما در طول دو سال گذشته تلاش كرده‌ايم، مسئولان ورزش ايران را متقاعد كنيم تا حق شهروندی ما را در مورد حق تماشای مسابقات فوتبال در استاديوم‌ها از ما سلب نكنند؛ اما در مقابل، نه تنها از سوی مسئولان شرايط برای اين امر مهيا نشده، بلكه شاهد برخورد فيزيكی و ضبط دوربين‌ها و وسايل شخصی‌مان بوده‌ايم و تعدادی از اعضای گروه به خاطر مطالبه حق مدنی خود بازداشت شده و مورد  ضرب و شتم قرار گرفته‌اند.
</blockquote>

<p>متنِ کاملِ نامه <a href="http://nimanasrin.blogfa.com/post-100.aspx">اين‌جا</a>ست.<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed> 

